X
تبلیغات
✿☂♥ حرفهای زنانه ♥✿☂ - خانواده و زندگی
پیام نگار
آخرین مطالب

» مانتــــــــــــــــــــــــــــــــو92 ( جمعه بیست و پنجم اسفند 1391 )
» مدل مانتو سال 92 ( یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 )
» روش های برخورد با 9 مدل شوهر ( یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 )
» همه چیز درباره «خودزشت پنداری زنانه» ( یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 )
» بهترین هدیه برای همسر شما ( یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 )
» شخصیت‌شناسی از روی نقاشی بچه‌ها ( سه شنبه دهم بهمن 1391 )
» شخصیت شناسی با کفشهایتان!!! ( جمعه بیست و دوم دی 1391 )
» تست روانشناسی جدید - چه گلی هستید ؟! ( دوشنبه هجدهم دی 1391 )
» تو جذابی یا نه ؟ ( دوشنبه هجدهم دی 1391 )
» روانشناسی جالب اما واقعی ( دوشنبه هجدهم دی 1391 )
» یک تست رایگان و معتبر سلامت! قسمت دوم ( دوشنبه هجدهم دی 1391 )
» یک تست رایگان و معتبر سلامت!قسمت اول ( دوشنبه هجدهم دی 1391 )

درباره ما


دریا
سلام به همه ی خانمها و آقایون گل
خیلی خیلی خوش آمدین
دوستای گلم واسه خوندن مطالب به ادامه ی مطلب برین
و حتما حتما حتما (((((((((( نظر )))))))))) یادتون نره
خیلی دوستتون دارم
دریا
ایمیل : eneela_t90s@yahoo.com



  • تاریخ ارسال : یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391, 13:51
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا

قبل از اینکه این مطلب رو بخونین باید به همه ی خانمها بگم :

زن توانایی هایی دارد که مرد
را شگفت زده میکند او مشکلات را پشت سر می گذارد
و مسئولیت های سنگین را بر دوش می کشد
او شادی عشق و اندیشه را با هم دارد
او می خندد هنگامی که احساسی شبیه فریاد کشیدن دارد
او آواز میخواند وقتی احساسی شبیه گریه کردن دارد
گریه می کند وقتی که خوشحال است و می خندد وقتی که
ترسیده است
او برای آنچه اعتقاد دارد مبارزه میکند و علیه بی عدالتی می ایستد
وقتی که راه حل بهتری بیابد برای جواب دادن از کلمه "نه"
اسفاده نمی کند او خودش را وقف پیشرفت خانواده اش میکند
او دوست پریشان حالش را نزد پزشک می برد
عشق او مطلق و بدون قید و شرط است
وقتی فرزندانش موفق می شوند گریه می کند و از اینکه
دوستانش روزگار خوشی دارند خوشحال می شود
او از شنیدن خبر تولد و عروسی شاد می شود
وقتی دوستان و نزدیکانش فوت می کنند دلش می شکند
ولی او برای فائق آمدت بر زندگی نیرو می گیرد
او میداند که یک بوسه و یک آغوش میتواند یک دل شکسته
را التیام بخشد

ادامه مطلب
  • تاریخ ارسال : یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391, 13:36
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا


نیاز به داشتن هم‏صحبت و عشق و علاقه میان هر دو جنس زن و مرد ( همسران )
 خصوصیتى اساسى مى‏باشد و زندگى واقعى یعنى
رابطه‏اى سرشار از مهر و محبت میان زن و شوهر كه به
 یكدیگر اعتماد و...



برچسب‌ها: همسر, هدیه, عشق
ادامه مطلب
  • تاریخ ارسال : سه شنبه دهم بهمن 1391, 21:49
  • دسته بندی : تستهای روانشناسی
  • نویسنده : دریا


پرورش قدرت بیان نقاشی فقط وابسته به تکامل جسمی کودک نیست بلکه با درک و شعور نیز در ارتباط است. این ادراک در بدو تولد بسیار جزئی است ولی با پیشرفت سن بهتر می‌شود.
 در حقیقت می‌توان گفت کودک در ابتدا مهارت کافی ندارد.
بنابراین نمی‌تواند خوب نقاشی کند. به همین دلیل حتی اگر از یک فرد بالغ
بخواهیم با پا‌هایش ...

ادامه مطلب
  • تاریخ ارسال : یکشنبه هفدهم دی 1391, 16:30
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا
کم نیستند زوج های جوانی که معتقدند روزها و لحظات اول آشنایی شان، حال و هوای عاطفی و احساسی خاصی را با همسرشان داشته اند که این اوضاع به مرور زمان کمتر شده تا اینکه بعد از چند سال زندگی مشترک، به طور کلی حال و هوای دیگری بر زندگی مشترک شان حاکم شده است...
ادامه مطلب
  • تاریخ ارسال : چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391, 17:44
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا
یکی از موارد اصلی که توسط دختران و پسران جوان به عنوان دلیل دوستی ها و آشنایی های پیش از ازدواجشان عنوان می شود آشنایی به قصد ازدواج است. معمولاً در اینگونه روابط یکی از طرفین به دیگری قول ازدواج داده و از وی می خواهد به منظور شناخت بیشتر مدتی با هم در ارتباط باشند...


ادامه در ادامه مطلب ...

ادامه مطلب
  • تاریخ ارسال : چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391, 16:40
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا
در تمام دنیا بستگان می توانند خوشی و آسایش زن و شوهرها را به خطر بیندازند. دل کندن از بچه ها برای بعضی از پدر و مادرها سخت است. در نتیجه در زندگی زناشویی فرزندشان دخالت می کنند.

ادامه در ادامه مطلب ...

ادامه مطلب
  • تاریخ ارسال : چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391, 16:36
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا
تفاوت میان دو جنس زن و مرد، تفاوتی انکار ناپذیر است. این مسئله به چگونگی خلقت این دو جنس مربوط می شود که هر کدام بنا بر اقتضائات خاصی ساخته شده اند و این خصلتها و صفات ذاتی وقتی در تماس با زندگی اجتماعی و شرایط قرار می گیرد، به شکل و شمایلی دیگر در می آید.

ادامه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
  • تاریخ ارسال : چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391, 12:52
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا

بعد از مدتی احساس خواهید كرد كه در زندگی عقب مانده‌اید و دلتان برای دوستان قدیم تنگ می‌شود. آن?وقت جبران این دلتنگی را با غرزدن به‌سر همسرتان می‌خواهید جبران كنید.

این مساله در بسیاری از مواقع درست است. كسی كه مسوولیت خانواده را قبول می‌كند باید...

ادامه مطلب
  • تاریخ ارسال : چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391, 12:43
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا

شادابی ،نشاط ، لذت بردن از زندگی و هدفمندی مستلزم داشتن شخصیت سالم است . ازطریق آشنایی با معیارهای سلامت روانی و تطابق آن باویژگی های شخصی ،تعامل با دیگران و محیط پیرامونی اندكی می توانیم عوامل آسیب زا به شخصیت سالم را شناسایی و با اصلا ح آنها ، در كسب شخصیت سالم تلاش كنیم .


سلامت روانی و جسمانی خواست همه انسانهاست و همه در تلاشیم شخصیت های سالمی درزندگی برای برقراری مناسبات سالم انسانی پیدا كنیم .اما آیا تا كنون اندیشیده اید كه چه فردی ازشخصیت سالم بهره مند است .

گوردن آلپورت یكی از نخستین روان شناسی بود كه توجه خود را به شخصیت سالم معطوف داشت . از نظر وی افراد سالم در سطح معقول و آگاه عمل می كنند ،از قید و بندهای گذشته آزادند و از نیروهایی كه آنها را هدایت می كنند كاملا آگاهند و می توانند برآنها چیره شوند . راهنمای اشخاص بالغ ، زمان حال ،‌هدفها و انتظارهایی است كه از آینده دارند .جنبه بنیادی شخصیت آدمی را مقاصد سنجیده و آگاهانه (امیدها و آرزوهای او ) تشكیل می دهد . این هدفها ، انگیزه شخصیت سالم قرار می گیرد و بهترین راهنما برای فهم رفتار كنونی انسان هستند .وجود آدمی برداشتن هدفهای دراز مدت استوار است و انسا ن را از حیوان ، كودك را از سالمند ،در اكثر موارد ،‌شخصیت سالم را از بیمار متمایز می كند .

از نظر آلپورت ،‌انسانهای سالم نیاز مداومی به تنوع ،‌احساس و درگیری تازه دارند .كارهای روزمره و عادی را كنار می گذارند و درجست و جوی تجربه های تازه هستند . ماجراجو هستند ،‌خطر می كنند و چیزهای تازه كشف می نمایند . همه این فعالیتها ایجاد تنش می كند و در هر صورت تنها از راه تجربه ها و خطرهای تنش زاست كه بشر می تواند ببالد . نگاه شخص سالم به آینده او را پیش میراند و این نگرش با هدفهای خاص خود شخصیت را یگانه می سازد و سبب افزایش میزان تنش او می شود .


از دیدگاه آلپورت


گسترش مفهوم خود ،ارتباط صمیمانه خود با دیگران ، امنیت عاطفی ، ادارك واقع بینانه ، مهارتها و وظایف ، عیینیت بخشیدن به خود و فلسفه یگانه سازندگی هفت معیار شخصیت سالم است.

ازسوی دیگر اریك فروم معتقد است كه به سبب اهمیت نیروهای اجتماعی و فرهنگی برای درك یكایك اعضای جامعه ،باید ساختار آن جامعه درگذشته و حال تجزیه و تحلیل گردد . بنابراین شناسایی ماهیت جامعه كلید درك شخصیت متغیر انسان است . شخصیت ،خواه سالم و ناسالم به فرهنگ بستگی دارد . فرهنگ مانع یا حامی رشد و تكامل مثبت انسان است .

فروم شخصیت انسان را بیشتر محصول فرهنگ میداند . از نظر وی سلامت روان بستگی به این دارد كه جامعه تا چه اندازه نیازهای اساسی افراد جامعه را برآورده می كند ،نه اینكه فرد تا چه حد خود را با جامعه سازگار می كند . در نتیجه ، سلامت روان بیش از آنكه امری فردی باشد . مساله ای اجتماعی است . جامعه ناسالم در بین اعضای خود دشمنی بدگمانی بی اعتمادی میآفریند و مانع از رشد كامل آنها می گردد . درمقابل جامعه سالم به اعضای خود امكان می دهد به یكدیگر عشق بورزند ،بارور، كارآمد و خلاق باشند و قوه تعقل و عینیت خود را بارورو نیرومند سازند .

از نظر مزلو نیز كه یك روانشناس انسانگر است .شخص سالم در حال خودشكوفایی یا تحقیق ذات است ،شخصی است كه شایستگی بودن و شدن را داراست .

درک درست ازواقعیت ،ذهن بازداشتن به تجربه ها ،‌افكار ، اطلاعات جدید ،وحدت شخصیت هویت راسخ ، خود را می شناسد و برآن اساس رفتار می كند ،توانایی گسترش روابط صیمیانه ،خلاقیت و برخورداری از رفتار اخلاقی مبتنی بر اصول معنوی را ویژگی های شخصیت سالم می داند و معقتد است افرادی كه خواستار خود شكوفایی هستند به نوبه خود نیازهای سطوح پایین تر شان (یعنی نیازهای جسمانی ،‌ایمنی ، تعلق ،‌محبت و احترام ) را برآورده سازند آنان دچار بیمارهای روانی نیستند ،آنان الگوهای بلوغ ، پختگی و سلامتی هستند و با حداكثر استفاده از همه قابلیتها تواناییهایشان خویشتن را فعلیت و تحقق می بخشند . میدانند چسیتند ،كیسیتند و كجا می روند . به اعتقاد وی جوانان نمی توانند كاملا خواستار تحقق خود باشند ،آنان احساس هویت نیرومند و استقلال ندارند ، به رابطه عاشقانه پایدار نرسیده اند ، اما می توانند به سوی تحقق خود پیش بروند و از خود ویژگیهای نشان دهند كه حاكی از توجه به بلوغ و سلامت روان باشد .

به اعتقاد مزلو ویژگی دیگرافراد خود شكوفا ،‌ادراك صحیح از واقعیت عینی شناخت عینی از موضوعهاو اشخاص پیرامون خود به همانگونه كه وجود دارد و تشخیص ریاكاری و نادرستی است .شخصیتهای نا سالم ،‌جهان را با قالب ذهنی خویش ادارك می كنند و می خواهند به زور آن را به شكل ترسها ، نیازها ،‌وارزشهای خود درآورند .

ازسوی دیگر روان شناسان شناخت گرا ، براین باورند كه شخص سالم ،‌رویدادهای محیط را با استفاده از روشهایی تعبیر و تفسیر می كند كه به احساس خوب (یا امید ) می انجامند و او را قادر می سازند به اینكه برای حل مسائل زندگی خود مهارتهای خاصی را به بكار برد .

وین و دایر با پیش كشیدن بحثی تحت عنوان تصویر اشخاصی كه نقاط ضعف شخصیت خویش را از بین برده اند . معتقد است كه این اشخاص همه چیز زندیگ را دوست دارند ،‌ازانجام هیچ كاری ناراحت نمیشوند .اوقات خود را با شكوه و شكایت ، یا این آرزو كه اوضاع طوردیگری باشد ،‌تلف نمی كنند . نسبت به امور زندگی احساس شور و هیجان دارند .خواست و توقعشان از زندگی تاحدی است كه دستیابی به آ‌ن برابیشا ن امكان داشته باشد . وقتی افراد دیگری نزدیك چنین افرادی هستند ،‌در وجود آنان هیچگونه ناله و شكایت یا حتی آههای افسوس بار نمی بینند . در مهمانی ها یا درتنهایی ، به سادگی به آنچه كه در اطرافشان قراردارد خود را سرگرم میكنند . تظاهر به لذت بردن نیم كنند . بلكه هر آنچه را كه هست بطور خردمندانه میپذیرند و توانایی شگفت انگیز در لذت بردن ازواقعیات دارند . اگر لازم باشد كه اوضاع و شرایطی عوض شود . سعی در تغییر آن می كنند و از این تلاش و كوشش لذت می برند . به راستی دوستدار زندگی هستند و تا حد امكان ازآن بهره میگیرند .

نگرش كارل راجرز به الگوی شخصیت سالم ،تصویر خوش بینانه ای از طبیعت انسان عرضه می كند كه مضمون عمده آن این ست كه شخص باید فقط بر تجربه ای كه خود از جهان دارد متكی باشد چرا كه این تجربه تنها واقعیتی است كه هر فرد می تواند بشناسد .به اعتقاد وی ، ادراك آگاهانه از خویشتن و دنیای پیرامون است كه شخص راهدایت می كند ، نه نیروی ناآگاهی كه در اختیار و به فرمان او نیست . تجربه هوشیار و آگاهانه زیربنای عاطفی انسان رامی سازند و شخصیت سالم ،اهمیت زمان حال و چگونگی ادراك آن ،بیش از گذشته است . البته نباید منكر تاثیر رویدادهای گذشته برشیوه نگرش كنونی شد زیرا رویدادها در میزان سلامت روانی انسانها موثر واقع می شود ، اما تاكید عمده بر رویدادهای كنونی است نه آنچه در كذشته پیش آمده است .

راجرز برای شخصیت سالم ازخود پنداری مثبت و سالم سخن به میان می آورد و پذیرش احساسات ،عزت نفس ،ارتباط خوب با دیگران ، زندگی كامل در زمان حال ،‌ادامه یادگیری چگونه آموختن ،ذهن بازداشتن به افكار خود ، توانایی تصمیم گیری مستقل وخلاقیت را از خصایص شخص سالم برمی شمارد .

  • تاریخ ارسال : سه شنبه شانزدهم اسفند 1390, 9:26
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا


روز شنبه به صورت رسمی خبر افزایش ۱۰ درصدی قیمت لوازم خانگی تأیید شد، این در شرایطی است که واردکنندگان از عدم تحویل ارز دولتی از سوی بانکها و گرانی در بازار لوازم خانگی می گویند و عروس و دامادها که با بودجه های مشخص به بازار آمده بودند، اکنون توانایی خرید بخشی از جهیزیه خود را ندارند.

به گزارش  پورتال خبری البرز ،  امین حضور، بورس فروش لوازم خانگی در تهران این روزها حال و هوای دیگری دارد. از سویی، خریدهای شب عید و نونوار کردن منازل و تعویض لوازم خانه و آشپزخانه آغاز شده و مردم برای تامین مایحتاج مورد نیاز خود به بازار مراجعه کرده اند و از سوی دیگر، بازار حالتی دوگانه دارد که نه نشان از رکود است و نه نشان از رونق.

مردم با برنامه ریزی و جمع و جور کردن پس اندازهای خود وارد بازار شده اند، اما با گرانی حداقل ۱۰ تا ۱۵ درصدی کالاها مواجه شده اند، درحالی که شاید هفته گذشته اگر برای خرید به بازار مراجعه می کردند، می توانستند اجناس را ارزانتر خرید کنند.

نوسان قیمت‌ کالاهای مورد نیاز مردم در شب عید موجب‌شده تا بسیاری از مصرف‌کنندگان با پیش‌بینی افزایش احتمالی قیمت‌ها زودتر نسبت به خرید مایحتاج خود اقدام کنند؛ چرا که نوسان نرخ ارز و ضعف نظارت بر بازار کالاهای مصرفی، زمینه تغییر روزانه قیمت‌ها را فراهم کرده است. یک بازنشسته که به همراه همسر و فرزند خود برای خرید البسه،کیف و کفش راهی بازار تهران شده می‌گوید: "تغییر قیمت کالاها بسیار زیاد است به‌نحوی که قیمت کیف و کفش در یک فروشگاه با فروشگاه دیگر تفاوت 7 تا 10هزار تومانی دارد".

سایه‌سنگین گرانفروشی و افزایش رسمی و غیررسمی قیمت‌ها بر بازار موجب شده است تا مردم توفیق چندانی در تامین مایحتاج شب عید خود نداشته باشند.

این در حالی است که امسال پس از پرداخت با تاخیر یارانه‌های نقدی بهمن‌ماه، برخی تلاش کردند تا بخشی از مایحتاج ضروری شب عید خود را تامین کرده و از گرانی ناشی از خرید در روزهای پایانی سال در امان باشند. با این شرایط گرچه بازار شب عید امسال زودتر حال‌و‌هوای بهاری به‌خود گرفته و از جنب‌و‌جوش بیشتری برخوردار است اما خریداران توفیق چندانی در خرید کالاهای مورد نیاز شب عید ندارند. بررسی دیدگاه‌های برخی خریداران بیانگر واقعیت‌های بازار شب عید امسال است.

در آخرین ماه سال، بازار عرضه کالاها رنگ و بوی دیگری به‌خود گرفته؛ بازاری که بسیاری از عرضه‌‌کنندگان محصولات مختلف با مجوز یا بدون مجوز نسبت به تأمین مایحتاج شب عید مردم اقدام می‌کنند.

  • تاریخ ارسال : جمعه پنجم اسفند 1390, 12:10
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا

اگه بخونی ضرری نداره


حلقه:

سعی كنید حداقل در این یك مورد تا حدودی رضایت همسرتان را جلب كنید: شاید لازم باشد زمان زیادی را برای خرید حلقه مورد علاقه او صرف كنید. تنها كاری كه باید در روز عروسی انجام دهید این است كه دست چپ و راست خود را از هم تشخیص دهید! برای خرید حلقه كافیست با چهار اصطلاح آشنا باشید: قیراط (كه واحد وزن است)،عیار (كه میزان خلوص طلاست)، رنگ (كه بهتر است زرد مایل به سفید باشد تا زرد مایل به قرمز و برای مردان نیز به لحاظ شرعی واجب است از جنس طلا نباشد .) و برای سنگهای قیمتی ”تراش“.

 لباس:

فرقی نمی كند كه كت 4 دكمه بپوشید یا كت 8 دكمه ، جلیقه بپوشید یا نه، هر طور كه لباس می پوشید باید یك مرد آراسته و برازنده باشید. سعی كنید لباس عاریه ای نپوشید. بهتر نیست كه در شب عروسی لباس نو بپوشید؟

 

کارت عروسی و ماشین عروس: سعی کنید در هر دو این موارد سلیقه عروس خانم رو مد نظر داشته باشید .چرا که خانم ها در دادن سلیقه و تنظیم تزیینات استعداد خاص تری دارند . البته عروس خانم ها باید عمق جیب آقای داماد را در نظر داشته باشند .

هر چه از رقابت مثبت و دوستانه به سمت حسادت و رقابت منفی برویم، چشم و همچشمی به عنوان یك پدیده رفتاری و ناهنجاری اخلاقی در رفتارمان آشكار می‌شود و در نتیجه مشكلات و رنج‌های بی‌شماری ایجاد می‌شود كه بسیاری از آنان قابل درمان نیست؛ به عبارت دیگر این بیماری نشان‌دهنده نداشتن رشد عاطفی و فكری است.

 بله گفتن:

شما موظف هستید بعد از ”بله“ عروس وقتی عاقد متنی می خواند بله بگویید. برای این ابراز عقیده آمادگی داشته باشید تا صدایتان نلرزد یا با اعتماد به نفس بیشتری این کلمه را به زبان آورید.

 

 ماه عسل:

آن چیزی كه همه دختران و پسران جوان در انتظار آن هستند بهترین روزهای زندگی، شام خوردن روی میزی كه دو شمع روی آن روشن است، گل های معطر، و یك اتاق آرام است تا خاطرات هر دوی شما تا آخر عمر به یاد بماند.

 

 قبل از روز جشن:

همه تداركات را برای ماه عسل فراهم كنید. لیست میهمانان و آمار میوه و شیرینی را نگاهی دوباره بیاندازید. و بررسی کنید تا از نظر پذیرایی و میزان هزینه ها چیزی کم نگذاشته باشید . و در آخر اینکه مراقب باشید مجلسی را ترتیب دهید که از هر نظر در فامیل و دوستان و اطرافیان بی همتا باشد . و هر کس توانایی برگزاری آن را نداشته باشد. به نوعی باید تمام تلاشتان را بکنید تا در هزینه کردن و تجملات و تشریفات درجه یک باشد . دهان همه را باز نگه دارد و....!!!!!

چشم و همچشمی زندگی‌های فراوانی را ویران كرده است. به جای این‌كه باعث پیشرفت و تغییر بشود، اختلاف‌ها را بیشتر می‌كند. زندگی با چشم و همچشمی ‌زندگی روی خط‌های لرزان و شكننده‌ای است كه هر لحظه فرو می‌ریزند؛ البته نگاه كردن به زندگی دیگران گاهی می‌تواند انگیزه‌بخش باشد و حركت ایجاد كند. خیلی از آدم‌ها حركت‌های مهم زندگی‌شان را با احساس غبطه به مسیر رو به جلوی دیگران، آغاز كرده‌اند. اما كمتر كسی پیدا می‌شود كه فرق بین چشم و همچشمی‌ و انگیزه گرفتن را نداند.

چشم و همچشمی‌ در واقع زمانی اتفاق می‌افتد كه یك نفر نتواند بین تلاش برای پیشرفت زندگی‌اش و تقلید از دیگران فرق بگذارد و این اتفاق زن و مرد هم ندارد. خیلی از كارشناسان چشم و همچشمی‌ را یك بیماری روانی می‌دانند. این بیماری خیلی آرام و خزنده بروز می‌كند، یعنی هر چه از رقابت مثبت و دوستانه به سمت حسادت و رقابت منفی برویم، چشم و همچشمی به عنوان یك پدیده رفتاری و ناهنجاری اخلاقی در رفتارمان آشكار می‌شود و در نتیجه مشكلات و رنج‌های بی‌شماری ایجاد می‌شود كه بسیاری از آنان قابل درمان نیست؛ به عبارت دیگر این بیماری نشان‌دهنده نداشتن رشد عاطفی و فكری است. آدمی‌كه چشم و همچشمی‌ می‌كند، به معیارهای مادی در ذهن خودش اولویت می‌دهد. پس چشم و همچشمی نوعی نقص و نارسایی است كه می‌تواند منجر به بیماری شود.

اگر به جای رقابت بر سر ظواهر زندگی و مهمانی‌ها و مراسم خانواده‌ها بر سر امور معنوی و اخلاقی و حتی شیوه‌های برخورد و رفتار با هم رقابت كنند، ممكن است بسیاری از خطاهای رفتار اجتماعی به مرور برطرف شود.

اگر نقطه شروع یك زندگی را مراسم عقد و عروسی بدانیم، بیشتر چشم و همچشمی‌ها از همین جا شروع می‌شود. اگر واقع بین باشیم، باید بگوییم كه چشم و همچشمی‌ این روزها دامن بیشتر آدم‌ها را گرفته و خیلی‌ها بدون این‌كه خودشان باور كنند و قبول داشته باشند، چشمی ‌به زندگی دیگران دارند. وقتی قرار می‌شود برای ازدواج تصمیم ‌بگیرند، به این فكر می‌كنند كه ازدواج آنها چقدر به ازدواج بقیه شباهت دارد. از لحظه خواستگاری، خیلی‌ها همسر احتمالی آینده‌شان را از چشم بقیه نگاه می‌كنند. برای آنها خیلی مهم است كه این همسر آینده با همسر آدم‌های اطراف‌شان رقابت كند و بتوانند جمله‌هایی نظیر این بگویند:«از فلانی سرتر است»


خیلی از كارشناس‌ها هم توصیه می‌كنند در موارد مثبت و سازنده كمی ‌چشم و هم چشمی ‌چیز بدی نیست. اگر به جای رقابت بر سر ظواهر زندگی و مهمانی‌ها و مراسم خانواده‌ها بر سر امور معنوی و اخلاقی و حتی شیوه‌های برخورد و رفتار با هم رقابت كنند، ممكن است بسیاری از خطاهای رفتار اجتماعی به مرور برطرف شود. به عنوان مثال اگر در انتخاب همسر با این نگرش اقدام کنیم که بتوانیم بهترین مادر را برای فرزندان آینده خود برگزینیم و یا فردی بالغ و تاثیر گذار را در خانواده و اقوام خود وارد کنیم می تواند بهترین ازدواج را برای ما رقم بزند . رقابت بر سر امور تحصیلی و كسب مهارت‌های زندگی، می‌تواند زندگی خانوادگی را رشد دهد و مشكلات معمول را حل كند. چه اشکالی دارد در سبک و نوع مراسم عروسی خود هم به جای رقابت ناسالم ، خلاقانه شیوه ای نو را پی ریزی کنیم و با سادگی و زیبایی یک مراسم جشن جذاب را به دیگران بشناسانیم.



 

  • تاریخ ارسال : جمعه بیست و هشتم بهمن 1390, 20:44
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا

فضاي مثبت، در كنار هم بودن‌

فوايد اين‌كه همه افراد خانواده دور يك ميز يا دور يك سفره جمع شوند و با هم غذا بخورند، حتي از تغذيه سالم هم فراتر است. اين كار كيفيت بودن افراد خانواده در كنار هم را بيشتر و به تحكيم و تقويت روابط خانوادگي كمك مي‌كند.
بعضي والدين بيشتر از اين‌كه به نحوه و چگونگي غذاخوردن فرزندانشان توجه كنند، به ارزش و مقدار غذا توجه مي‌كنند؛ غافل از اين‌كه بچه‌ها به احساس و فضاي مثبت غذاخوردن با خانواده نياز دارند و سبك و نحوه غذاخوردن به اندازه ارزش غذايي آنچه مي‌خوريم، اهميت دارد.
احساس لذت و رضايت، شادابي و نشاط، تغذيه سالم و وزن متناسب، ياد گرفتن آداب غذا خوردن، گفتگو درباره اتفاقات و اطلاع از برنامه‌هاي روزانه تك‌تك افراد خانواده همه از فوايد غذاخوردن افراد خانواده دور يك ميز است.
غذاخوردن افراد خانواده در كنار هم براي همه افراد خانواده لذتبخش و مفيد است، اما اين لحظات در ذهن بچه‌ها خيلي زيبا و به‌يادماندني‌تر است.
روا‌ن‌شناسان كودك توصيه مي‌كنند كودك را از 2‌‌سالگي كنار سفره بنشانيد، حتي اگر كودك نمي‌تواند زمان طولاني بنشيند، او را براي 5 دقيقه هم كه شده، كنار سفره بنشانيد تا آداب غذاخوردن در كنار سفره را ياد بگيرد.

غذا خوردن دور هم مي‌چسبد
اگر باز هم انگيزه لازم براي غذا خوردن با خانواده را پيدا نكرده‌ايد بد نيست بدانيد بر اساس مقاله‌اي كه در سايت تبيان آمده است غذاخوردن كنار افراد خانواده، مفهومي‌ فراتر از رفع ‌گرسنگي دارد. اگر فكر مي‌كنيد فرزند نوجوانتان ترجيح مي‌دهد تنها غذا بخورد، اشتباه مي‌كنيد.
بررسي و مطالعه‌اي كه سال 2006 انجام شد، نشان داد والدين و فرزندان هر دو از غذاخوردن در جمع خانواده لذت مي‌برند و احساس خوبي در اين باره دارند. غذاخوردن با افراد خانواده، موجب مي‌شود كمتر بيرون از خانه غذا بخوريد. غذاهاي آماده و فست‌فود كه اغلب چرب، شور و حاوي مواد افزودني‌اند را كمتر مصرف كنيد.
نتايج مطالعه‌اي كه در سال 2004 انجام شد، نشان داد بين الگوي غذاخوردن و اختلالات غذا خوردن در دختران و پسران رابطه معني‌داري وجود دارد. پرخوري، رفتارهاي بدغذايي، وزن نامناسب و رژيم‌هاي مكرر و ناموفق، همه از عوارض اختلالات خوردن است. با رعايت نكات زير مي‌توان نوجوانان را از اين آسيب‌ها و عوارض دور نگه داشت.
بكوشيد بيشتر وعده‌هاي غذايي را كنار افراد خانواده ميل كنيد؛ در صورتي كه اين امكان وجود ندارد، سعي كنيد حداقل يك ‌بار در طول روز و بيشتر روزهاي هفته دور هم غذا بخوريد.
به موضوع غذاخوردن دور يك ‌ميز اهميت دهيد. اگر لازم بود براي جمع‌شدن همه افراد منتظر بمانيد و در شرايط و مواقع بحراني با هم ‌بودن را به غذاخوردن در ساعت و زمان مشخص ترجيح دهيد.
محيط مناسب و فضاي شاد و مثبتي براي جمع‌شدن افراد خانواده دور يك ميز فراهم كنيد. براي بچه‌ها بشقاب و ليوان و ظروفي با طرح و رنگ مورد علاقه‌شان بخريد.
مطالعه ديگري كه سال 2003 انجام شده است هم نشان داد، نوجواناني كه با والدينشان شام مي‌خورند، بيشتر سبزي و ميوه مصرف مي‌كنند و رفتارهاي غذايي سالم‌تري دارند.
اين نشان مي‌دهد بچه‌ها از رفتارهاي غذايي والدينشان الگوبرداري مي‌كنند و مشاهده رفتارهاي سالم غذايي مانند مصرف ميوه و سبزي از سوي والدين بيشتر از اين‌كه به‌طور مستقيم به آنها بگوييد سبزي و ميوه بخورند در آنها تاثير مي‌گذارد.

  • تاریخ ارسال : پنجشنبه یکم دی 1390, 10:23
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا

دوستان عزیزم این مطلب را صرفا برای اطلاع شما نوشتم...

این روزها آمارهای ضد و نقیضی از درصد استفاده کنندگان از ماهواره در کشورمان به گوش می رسد که از میان این آمار در خوشبینانه ترین حالت حدود ۱۵ درصد و در بدبینانه ترین گمانه زنی ها حدود ۵۵ درصد از خانواده های ایرانی از ماهواره استفاده می کنند، بی شک خانواده های استفاده کننده از ماهواره را می توان قربانیان تبعات بسیار بد و پرهزینه برای جامعه دانست. در این نوشته سعی می کنم که مقداری از تبعات سوء استفاده از ماهواره را بیان کنم.

۱٫  ترویج خشونت: شاید بتوان یکی از آشکارترین آسیبی که با گسترش استفاده از ماهواره در جامعه مان دچار آن شده ایم را ترویج خشونت دانست. همین چند وقت پیش بود که خبرگزاری ها خبری وحشتناک را مخابره کردند. جوانی تحت تأثیر برنامه های ماهواره اقدام به قتل خواهر و خواهر زاده کودک خویش کرده بود. در برنامه های تولید شده در تلویزیون های ماهواره ای عموما صحنه های خشن بدون سانسور و توجه به سن مخاطب به وفور نمایش داده می شود، و مسلما افراد چه بخواهند و چه نخواهند دیدن چنین صحنه هایی در ضمیر ناخوداگاه آنان تأثیر می گذارد. گاهی این صحنه ها به حدی هنرمندانه و واقعی ساخته شده اند که افراد با دیدن این صحنه گویی دارند آموزش نحوه بروز خشونت در چنین شرایطی را می بینند، و همین مطلب سبب می شود، افرادی تحت تأثیر ماهواره در شرایط مشابه از خودشان رفتارهایی خشونت آمیز بروز دهند.

۲٫    سست شدن بنیان خانواده: از دیگر تبعات حضور بدون کنترل و حتی با کنترل ماهواره در خانواده است. ورود ماهواره به خانه را می توان به منزله ورود یک فرد نامحرم و لاابالی دانست که دوست ناباب برای فرزندان است، درصدد اختلاف افکنی بین زنها و شوهرهاست، به ناموس افراد چشم طمع دارد، دین افراد را می گیرد، مرزها و حریمهای خانواده را می شکند، به آسانی حقیقتهای سیاسی و اجتماعی را وارونه جلوه می دهد، دزد وقت افراد است و اگر بتواند حتما سری هم به کیف پول افراد خواهد زد. خرید ماهواره به منزله دعوت این فرد ناباب به منزلهاست.

مجاز شمردن خیانت زن به شوهر و زشتی زدایی از روابط قبل از ازدواج و حتی حاملگی بدون روابط قانونی، اهانت به والدین و بی توجهی به آنها ، نفوذ جادو و طلسم در زندگی روزمره بازیگران همه و همه باعث شده فیلم ها و سریال های ماهواره ای به طور هدفمند عفت و اخلاق اجتماعی را نشانه گیری کنند.

الف.    دختران فراری: از مهمترین کارکردهای سریال ها و فیلمهای پخش شده در ماهواره، القاء آزادی در خارج از خانه هاست، به این معنا که افراد مخصوصا دختران جوان را که به صورت سنتی و فرهنگی در خانواده ها با محدودیت هایی روبرو هستند را دچار حس زندانی بودن در خانه می کنند. این فرآیند روانی به صورت خیلی ساده با مقایسه دختران موفق یا آزاد سریال ها و فیلم ها با وضعیت دختران قربانی در ذهن وی شکل می گیرد، و کم کم با عدم مدیریت صحیح در خانواده ها تبدیل به یک عقده و در نتیجه فرار یا رویگردانی دختران جوان از فضای امن خانه می گردد. چنین پدیده ای در خانواده هایی که از ساختار درستی برخوردار نیستند، شدیدتر است.
ب.    بدحجابی و زنان خیابانی: طبیعی است که وقتی در خانواده ها، بدون هیچ محدودیتی اعضای خانواده پای ماهواره می نشینند و فیلمهایی را می بینند که برای خانواده مناسب سازی نشده است، و بی حجابی در آن به عنوان یک امر عادی موج می زند، به مرور از حجاب ارزش زدایی شده و زنان خانواده ترجیح بدهند که با حجاب کم رنگ تر یا احیانا بی حجاب در جامعه حضور پیدا نمایند. این مسئله با عمومی تر شدن بی حجابی و حتی استقبال نامحرمان از حضور بی حجاب زنان در جامعه تبدیل به ایجاد فضای خودنمایی برای نامحرمان و در ادامه روند دورشدن از دیده شدن در خانواده تبدیل به پدیده زنان خیابانی  یا  شکل گیری روابط نامشروع بین افراد متأهل می گردد. نمونه زشت این آسیب را می توان در بین زنان جوانی دید که علی رغم متأهل بودن با آرایش های بسیار زننده به همراه دختر کودکشان که وی نیز آرایش شده است در خیابان ها دید، زنانی که از بروز دادن رفتارهای دوستانه با مردان نامحرم در خیابانها هیچ ابائی ندارند.
ج.    تاثیر منفی بر روابط بین افراد، اختلاف خانوادگی و شکستن حریمهای خانواده: وقتی افراد در برنامه های ماهواره می بینند که افراد چقدر با انزوا طلبی و حتی مقابله با افراد خانواده شان و یا حتی خیانت به آنها می توانند موفق باشند، این خانواده را به سوی اختلافات داخلی، کم اهمیت شدن نقش پدر، ایجاد اختلاف بین زوجین و دوری فرزندان از والدین می کشاند. یا در سوی دیگر وقتی که پدر و مادری به همراه پسر یا دختر جوانشان نظاره گر تصاویر فیلمی هستند که در آن یک معاشقه ولو خفیف صورت می گیرد، همین مسئله موجب از بین رفتن پرده های حجاب بین افراد خانواده و در نتیجه شکستن قبح افعال می گردد.  تنها خدا می داند که در خانواده ای که قبح افعال شکسته شده باشد، چه اتفاقات بدی رخ خواهد داد. حضرت علی علیه السلام در مورد حیا فرمودند "الحیاء یسدّ ان فعل القبیح" یعنی حیا از انجام افعال قبیح جلوگیری می کند. و واضح است که در نبود حیا و شکسته شدن حریم خانواده چه اتفاقات شومی رخ خواهد داد.
د.    ترویج هوس خواهی و تنوع طلبی: آنچه در سریالها و فیلمهای نمایش داده شده در ماهواره مشاهده می شود، بازیگرانی هستند که صرفا به خاطر زیبایی هایشان جلوی دوربین ها حاضر می شوند، و در سرتاسر پخش برنامه زیبایی های ظاهری و جسمی شان به صورت بسیار پررنگ نمایش داده می شودبه گونه ای که محرک شهوت افراد باشد. در طرف دیگر قضیه عموم سریالها و فیلمهایی که برای مخاطب ایرانی و مسلمان ماهواره آماده سازی می شود، سعی می شود که در آن برای افراد حق چشیدن روابط دیگر علاوه بر روابط زناشویی را محفوظ بداند. همین مسئله علی الخصوص در مردان موجب این می گردد که حتی برای تفریح که شده به دنبال رفع عطش تنوع طلبی شان باشند. و حتی اگر به دلایل خودداری از انجام اعمال خارجی اعمال خودداری کنند، ولی ذهنشان درگیر این مسئله باشد. کمترین اثر این آسیب کم رنگ شدن رابطه عاشقانه بین زنها و شوهرها و عدم رضایت و تمایل جنسی خواهد بود.

در حوزه فردی هم مهمترین آسیب های ماهواره در حوزه فردی و شخصی، تشتّت و نا آرامی فکری و عدم امنیت روانی، عدم اعتماد به اطرافیان و دروغگو دانستن همه یا اکثر افراد، ایجاد روحیه دوگانگی شخصیتی در دراز مدت و بروز ناهنجاری های فردی و اجتماعی، القای افسردگی و غم و ایجاد نا امیدی بویژه در بین جوانان با سیاه نمایی و مسموم کردن جوّ فکری، همچنین ترویج هیجان کاذب خصوصا در ابعاد سیاسی و احساسی انسان می باشد. همچنین مهمترین آسیب های ماهواره در بحث فرد در خانواده تضعیف و نادیده گرفتن پیوند و حق مسلم زناشویی، القای تجربه چندین باره عشق توسط زن و مرد حتی بعد از ادواج، بی فرهنگ و بی کلاس معرفی کردن والدین دارای فرهنگ سنتی و اصیل، القای این موضوع که عشق گمشده هر فرد، دنبال او می گردد و معرفی دوست دخترها و دوست پسرها به عنوان دوستان خانوادگی و نه حتی به عنوان عاشق و معشوق می باشد.

۳٫    هجوم فرهنگی: از همان زمان که مقام معظم رهبری هشدار دادند که دشمن در حال تدارک یک جنگ تمام عیار فرهنگی و یک شبیخون فرهنگی است باید هوشیار می بودیم، چرا که دشمن از هر وسیله و رسانه ای که در اختیار داشت برای مورد حمله قرار دادن فرهنگ کشور عزیزمان بهره برده است و ماهواره یکی از این رسانه هاست. در بعد فرهنگی دشمن هر چه که توان داشته سرمایه گذاری کرده است تا شبکه های ماهواره با تهی کردن جامعه از درون اسباب از هم پاشیدگی جمهوری اسلامی که متکی بر مردم مسلمان می باشد را فراهم آورد. دشمنان خیلی خوب فهمیده اند که تنها را شکست جمهوری اسلامی دور کردن مردم از اسلام و آموزه ها و فرهنگ اسلامی است.

تحقیر سنت های ملی و تعظیم فرهنگ بیگانه، تخریب هویت ملی، تلاش در جهت ترویج فرهنگ برهنگی، تکنیک زدگی و حاکمیت تکنیک در زندگی اجتماعی، تغییر و تخریب معانی و مفاهیمی همچون آزادی عقیده، آزادی بیان، حقوق بشر و …، تهی شدن زبان و ادبیات ملی از زیبایی های خاص خود، ترویج مد گرایی و ارائه مدهای آرایشی و پوششی نا بهنجار، و گسترش فرهنگ مصرف و عدم تمایل به اقدامات خلاقانه و …. از نمودهای تلاش دشمن برای تخریب فرهنگ ملی و اسلامی ما می باشد.

به طور کلی می توان ابعاد جنگ رسانه ای و جنگ نرم را در چهار مورد ذکر کرد که عبارتند از: ۱- مخدوش کردن چهره ی ملت ها، اقوام و مذاهب ۲- تحمیل و حاکمیت ارزشها و فرهنگ خود ۳- مشروعیت بخشیدن به اعمال و توجیه رفتار خود ۴- تربیت انسان های مطیع و فرمانبردار.

الف.    نشانه گیری فرهنگ دینی: در سالهای اخیر شبکه های ماهواره ای راه اندازی شده توسط دولتهای غربی تلاش فراوانی نموده اند تا با انواع روشها فرهنگ دینی جامعه ما را زیر سوال ببرند، گاهی با ایجاد شبهه، گاهی با تحقیر، و گاهی با قدیمی یا تاریخ مصرف گذشته جلو دادن آن. این شبکه های هیچ ابائی ندارند که حتی خیلی آشکارا به مقدسات مردم توهین نموده یا آنها را مسخره نمایند. این حربه ها گاها تأثیرگذار نیز هست و در مواردی شاهد این هستیم که افراد کم اطلاع و حتی علی اظاهر باسواد و تحصیلکرده در دام این شبکه ها گرفتار شده و شبهه های ترویج شده را تکرار نموده و با ادعاهایی همچون روشنفکری افراد اصیل و دارای فرهنگ دینی را عقب مانده می خوانند.
ب.    الگوگیری غلط : از تلاشهای شبکه های ماهواره ای ایجاد فرهنگ جایگزین به جای فرهنگ ایرانی و اسلامی و ارائه الگوهای شرقی نزدیک به غرب جهت هموارسازی فرهنگ پذیری افراد جامعه ما هستند. این شبکه ها با نشان دادن فیلم ها وسریالهایی از کشورهایی که از جهاتی شباهات فراوانی با فرهنگ کشور ما دارند و همچنین در مسیر حرکت به غربی شدن هستند، و نمونه جلوه دادن این فرهنگها در افراد جهت پذیرفتن الگوی فرهنگی جدید تمایل ایجاد می نمایند. نشان دادن جلوه خرافی از دین یکی از نمودهای این شیوه جهت تغییر الگوی فرهنگی جامعه می باشد، که در این الگو افراد ضمن حفظ وابستگی های دینی و اعتقادی، با دین و فرهنگ اصیل فاصله گرفته و بیگانه می شوند.
i.    ترویج زندگی اشرافی و مدگرایی: نشان دادن زندگی های دارای تجمل یا راه اندازی شبکه هایی که به صورت تخصصی به نمایش لباس های گرانقیمت با استفاده ابزاری از جنسیت افراد مشغولند، و حتی شبکه هایی که به حراجی اجناس لوکس اختصاص دارند و همچنین شبکه های ماهواره ای که در قالب میان برنامه ها و آگهی ها مظاهر ضد اخلاقی را ترویج و تبلیغ می کنند و برخی رفتارهای منحرف اخلاقی ( مدل های لباس و مو ) الگو گرفته از غرب و ماهواره را نمایش می دهند، همه خواسته یا ناخواسته زندگی اشرافی و مدگرایی را در جامعه ترویج می کنند که با جامعه دینی هیچ سنخیتی ندارد..
ii.    الگوهای پوشالی: از دیگر حربه های شبکه های ماهواره ای و عموما رسانه های غربی ارائه الگوهایی هستند که در واقع پوشالی و خالی هستند، بزرگ جلوه دادن زندگی خصوصی بازیگران یا فوتبالیست ها و متمایل نمودن افراد به زندگی خصوصی و احیانا پر از فساد این افراد با پخش مداوم اطلاعات و اخبار از آنها، زمینه الگوگیری افراد جوان و کم اطلاع از زندگی این افراد را فراهم می آورد، نمونه های جوانان و نوجوانانی که در جامعه ما خود را عاشق، واله یا دیوانه یک هنرمند، خواننده یا فوتبالیستی خاص می دانند از نمونه های فراوان این آسیب اجتماعی می باشد.
ج.    زیر سئوال بردن فرهنگ ایثار و مقاومت: جنگ ما نشان داد که فرهنگ ایثار و مقاومت نقطه قوت جامعه ما جهت ایستادگی و مقابله با دشمنانمان می باشد، از این رو دشمن در هجمه همه جانبه فرهنگی اش حساب خاصی برای تضعیف فرهنگ شهادت و ایثار باز نموده است. دشمنان معقتدند اگر بتوانند فرهنگ ایثار و مقاومت را که الگو گرفته از قیام حسینی است از جامعه ما بگیرند، یکی از بالهای جامعه اسلامی ما را هدف قرار داده اند. از این رو فراوان مشاهده می شود که حس ایستادگی در مقابل دشمن را به یک حسن وظیفه در مقابل وطن تنزل می دهند، یا در سوی دیگر افرادی خائن را شهید می خوانند. جسارت به امام حسین علیه السلام و حتی تمسخر شهدا و رزمندگان نیز به وفور در برنامه های ماهواره ای دیده می شود.


۴٫ دخالت سیاسی:
یکی دیگر از آسیبهایی که جامعه ما با ورود ماهواره به خانه ها به آن دچار شده است، دخالت سیاسی قدرتهای بیگانه در امور داخلی کشور می باشد. این قدرتها با راه اندازی شبکه هایی که علی الظاهر دارند سعی می کنند خیلی بیطرفانه واقعیت های رخداده را به اطلاع بینندگان بی خبر و در سانسور قرار گرفته داخلی برسانند، خیلی زیرکانه اخبار و اطلاعات را جهت دهی نموده و خواسته های خویش را به مخاطبین القاء نموده و حتی گاهی پا را فراتر از این گذاشته و مستقیما از مخاطبینشان می خواهند که به مبارزه با نظام مقدس جمهوری اسلامی بپردازند. برخی از شبکه های ماهواره ای نیز به شایعه سازی ایجاد فضای بدبینی و کاهش اعتماد اجتماعی در جامعه مشغولند که صد البته بودجه آنها نیز از طرف سازمان سیا و نهادهای مشابه آن تامین می شود.برخی از اهداف سیاسی مداخله جویانه حضور ماهواره در خانه ها عبارتند از:

- راه اندازی انواع شبکه های قاره ای و محلی توسط کشورهای غربی به زبانهای مختلف و القای تفکرات خود به بیننده
- دروغ پردازی و فرافکنی علیه دولت ها و ملتهایی که با آنها مخالفند
- تحرکات نرم به نفع خشونت گرایی و تروریسم و نسبت دادن آنها به اسلام و مسلمانان
- تخریب شخصیت های تأثیر گذار مثبت در جهان علی الخصوص در جهان اسلام
- حمایت علنی از گروه های مخرب و تروریسم و ارایه تریبون به آنها و ایجاد رعب و وحشت.
- تخریب و تقویت بی مورد و بی دلیل دولت ها و ملت ها با انگیزه های سلطه جویانه از جمله نمونه جلوه دادن کشورهای همراه با آنها

۵٫    تبلیغ ضد مذهب: کارکرد دیگر ماهواره که هر چه می گذرد تبدیل به آسیبی جدی تر برای جامعه ما می شود، تبلیغات ضد مذهبی است.در سالهای اخیر شاهد رشد قارچ وار شبکه هایی هستیم که با رویکرد تبلیغات ضد مذهبی به زبان فارسی پا گرفته اند و به ترویج مرام و مسلکی خاص پرداخته یا به تخریب و شبهه پراکنی می کنند. عموم کارکرد این شبکه ها عبارت است از:
الف.    تبلیغ ضد تشیع (شبکه های مروّج وهابیت)
ب.    دامن زدن به اختلافات مذهبی و قومی
ج    ترویج مسیحیت تبشیری
د    ترویج مذاهب خرافی و عرفان های کاذب
ه.    تخریب و ناکارآمد معرفی کردن فرهنگ های اصیل و آداب مثبت سنتی
و    زیر سئوال بردن و خرده فرهنگ معرفی کردن فرهنگ دین و جایگزین کردن فرهنگ شهروندی و مردم سالاری منهای دین
ز    تبلیغ سکولاریزم و القای شخصی بودن دین
ح.    ایجاد شک و تردید حتی در مسلمات دینی

 

6.    خالی کردن جیب مردم: گروه دیگری از شبکه های ماهواره ای با محوریت تبلیغات بازرگانی و معرفی کالاهای بی کیفیت، داروهای آسیب ساز و بی اثر از قبیل کرم های معجزه گر، دمپایی های بلند کننده قد و امثال آنها که هیچ گونه تاییدی از سوی نهادهای بهداشتی به ویژه وزارت بهداشت ایران ندارند مشغول خالی کردن جیب تماشاچجیان ساده اندیش هستند.

 

راهکارهای مقابله با آسیبهای ماهواره:

راه های مقابله با آسیب های ماهواره را می توان در مواردی همچون، تقویت فرهنگ خودی و نشان دادن ارزشهای بالای آن به سطوح پایین جامعه،  دفاع از ارزشهای ملی، ارتقاء سطح آگاهی افراد، برنامه ریزی مناسب برای اوقات فراغت افراد وخانواده ها، ترویج زندگی معنوی و تقوا، ترویج الگوهای رفتاری صحیح در خانواده و جامعه دانست.

  • تاریخ ارسال : پنجشنبه یکم دی 1390, 10:14
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا


رسانه‌ها به اشکال گوناگون بر اعضا و روابط افراد خانواده تاثیر می‌گذارند. برنامه‌های گوناگون رادیویی و تلویزیونی می‌تواند الگوهای رفتاری را در قالب فیلم، سریال و نمایش‌های رادیویی ارائه دهد. این الگوها از زمان کودکی در فرد درونی شده، تصویری خاص از روابط زن و شوهر و فرزندان ایجاد می¬کند.

امروزه بحث خشونت خانوادگی (Domestic Violence) را می¬توان در قالب کودک آزاری و خشونت زناشویی در نظر گرفت. "خشونت زناشویی به دو صورت زن آزاری و شوهر آزاری قابل بررسی است که البته شکل غالب آن زن آزاری یعنی خشونت شوهر نسبت به همسر خود از کمیت بالاتری برخوردار است، از آنجا که این نوع خشونت اغلب در درون محیط خانواده روی می‌دهد و کمتر در جامعه شاهد آن هستیم، آمارهای موجود نمی‌تواند معرف وضعیت روشنی از آن باشد". (اعزازی۲۱۱:۱۳۷۶)
در واقع رسانه‌ها می‌توانند به صورتی پنهان قالب‌های خاص فرهنگی را در ذهن فرد ایجاد کنند، این قالب‌ها می‌تواند نوعی اقتدار در شکل مردسالاری یا تسلط مرد بر زن و هم چنین روابط ناسالم با فرزندان باشد هنگامی که در یک سریال تلویزیونی مرد بودن عامل سلطه بر سایر اعضا معرفی می‌شود یا درخواستهای بجای فرزندان نادیده گرفته می‌شود و همزمان پاسخ زن یا فرزندان در قالب پرخاشگری به نمایش درمی‌آید خشونت خانوادگی ترویج شده است. هدف سازندگان این سریال¬ها دامن زدن به خشونت‌های خانوادگی نیست بلکه برعکس ممکن است تلاش آنها در جهت ثبات و تحکیم روابط خانوادگی باشد اما بین آن چه که ما هدف می‌نامیم با آن چه که به صورت واقعی روی می¬دهد تفاوت زیادی وجود دارد. حتی ممکن است نمایش زیاده خواهی فرزندان یا تجمل¬گرایی، نوعی نیاز کاذب در بیننده ایجاد کرده و او را در رسیدن به چنین موقعیت‌هایی تشویق کند.
نظریه¬های جدید در زمینه خشونت خانوادگی به دنبال شناخت عوامل ساختاری هستند که خانواده را مستعد بروز خشونت می‌سازد. به عقیده این نظریه پردازان، "خشونت بر ضد زنان مشکل شخصی یا خانوادگی نیست، بلکه بازتاب ساختارهای وسیع نابرابری جنسی و اقتصادی در کل جامعه است. این نظریه پردازان معتقدند خشونت مردان بر علیه همسرشان به هیچ وجه تخطی از نظم اجتماعی نیست بلکه بر عکس تایید نوع خاصی از نظم اجتماعی است و می‌توان آن را ناشی از این باور اجتماعی- فرهنگی دانست که زنان کم اهمیت تر و کم ارزشتر از مردانند و با آنان برابر نیستند" (Dobash و۱۹۷۹:۱۵). بدین ترتیب رسانه مروج نوع خاصی از رفتار تلقی نمیشود بلکه تنها منعکس کننده باورهایی است که جامعه به صورت ضمنی آنها را پذیرفته است.
از دیدگاه نظریه ((یادگیری اجتماعی)) در خانواده¬هایی که اعضای آن در دوران کودکی شاهد خشونت والدین خود بوده یا آن را تجربه کرده‌اند، احتمال بروز خشونت بیشتری وجود دارد. این نظریه به سابقه مشاهده و تجربه خشونت در خانواده اشاره دارد. همچنین این تجربه می‌تواند از طریق محتوایی که رسانه ارائه می‌کند شکل گرفته و به مرور زمان تقویت شود.
بدین ترتیب می‌توان گفت القای یک تفکر یا روش غلط در هر یک از زمینه‌های رفتاری
می‌تواند به تشدید یا شکل‌گیری آسیب‌های جدید منجر شود. نقش رسانه عمدتاً در طرح نیازها و خواسته‌ها است، در برخی از سریال‌های تلویزیون مردان متاهل به پنهان کاری و داشتن رابطه با زنان دیگر متهم می‌شوند. اگر چه هدف این سریال‌ها نشان دادن چهره‌ای نامطلوب از این رفتار است اما بیننده این سریال‌ها ممکن است با برداشت سطحی از اینگونه موارد تحت تاثیر آن قرار ‌گیرد.
رسانه‌ها ابزاری قدرتمند در فرهنگ سازی و اصلاح رفتارهای اجتماعی و روابط خانوادگی مستند. بنابراین توقع می‌رود که نوع برنامه‌سازی رسانه‌ها با این هدف هماهنگ باشد اما آن چه
واقعیت‌های اجتماعی نشان می‌دهد، انحطاط اخلاقی و تضعیف روابط درونی خانواده است که خشونت‌های خانوادگی را می‌توان معلول آنها دانست. بنابراین رسانه نمی‌تواند بدون درک درست از وضعیت خشونت خانوادگی در جهت کاهش آن گام بردارد.
"هم چنین خشونت قابلیت انتقال از نسلی به نسل دیگر را دارا است. کودکی که شاهد مواجهه خشونت در نزدیکان خود می‌باشد علاوه بر احتمال بالای ابتلا به اختلالات روحی، امکان این که در آینده قربانی خشونت شده یا رفتارهای خشن داشته باشد بیشتر است." (رفیعی فر ۸:۱۳۸۶)
خشونت علیه زنان در بسیاری از جوامع دیده می‌شود اما اغلب ناشناخته مانده و به عنوان یکی از امور روزمره پذیرفته می¬شود.
بیشترین میزان خشونت علیه زنان توسط همسران آنان اعمال می¬گردد بطوریکه خشونت‌های فیزیکی و روانی اعمال شده در خانواده علاوه بر ایجاد آسیب فیزیکی، موجب تحقیر زنان نیز می‌گردد. با این حال موارد بسیاری از خشونت‌های خانگی ناشناخته باقی مانده و گزارش نمی‌گردند، شاید به این علت که برخی از زنان به خاطر قصور در وظایفشان خود را سزاوار ضرب و شتم می‌دانند، یا از آزار بیشتر شوهرانشان به خاطر تلافی و افشای اسرار خانوادگی می‌ترسند و یا به دلیل شرمندگی از موقعیتشان از افشای آن امتناع می‌کنند. متاسفانه در برخی از کشورها قانونی برای حمایت از زنان قربانی وجود ندارد. خشونت دارای عواقب فردی و اجتماعی متعددی است. از نظر فردی تاثیر خشونت بر قربانی به صورت کاهش کارآیی در محیط کار، کاهش یادگیری و عدم توانایی برقراری روابط اجتماعی است. حداقل پیامدهای ناشی از خشونت خانگی، فقدان امکان برقراری روابط اجتماعی، فرار از منزل، خودکشی، ناتوانایی برای شرکت و اظهارنظر در جمع و داشتن تصور منفی از خود، انزوای اجتماعی، ترس و اضطراب، فقدان استقلال، ممانعت از بروز توانایی‌ها و استعدادهای بالقوه قربانیان و مهمتر از همه تداوم خشونت است.
سازمان جهانی بهداشت اولین هدف خود در مورد خشونت علیه زنان را « شناخت مساله خشونت علیه زنان» قرار داده است.
پنج اولویت اول برنامه‌های مبارزه با خشونت خانگی علیه زنان شامل موارد زیر می‌باشد: ایجاد سیاست‌های همگانی، ایجاد محیط‌های حمایت کننده، بازنگری خدمات دولتی، تقویت اقدام جامعه برای مبارزه با خشونت خانگی علیه زنان و توسعه مهارت¬های فردی و اجتماعی مردم برای زندگی عاری از خشونت.
رسانه‌ها در تمامی این پنج مورد نقش مهمی ایفا می‌کنند. در بعضی موارد اثرات فوری پخش یک سریال تلویزیونی را می‌توان در قالب گفتار یا رفتار افراد مشاهده نمود. برنامه¬های رادیویی نیز در قالب تکست و طرح موضوعات اجتماعی و خانوادگی نقش مهمی در اصلاح یا کاهش خشونت‌های خانوادگی دارند.
"خشونت علیه زنان در تمامی کشورها، حتی در کشورهای پیشرفته¬ای که قوانین محکمی جهت جلوگیری از خشونت علیه خانواده دارند، نگران کننده است" (Clein ۲۰۰۴:۲۵) در این کشورها رسانه‌ها به عنوان عامل مهمی در جهت کاهش خشونت به کار گرفته می‌شوند در واقع این خواست دولتها و نهادهای اجتماعی است اما در مقابل بخش تجاری رسانه‌ها و به ویژه شبکه‌های تلویزیونی خصوصی و کابلی با نمایش‌ فیلم‌های اکشن به این موضوع دامن می‌زنند، می‌توان گفت منافع اجتماعی که دولتها آنرا دنبال می‌کنندبا منافع مالی که رسانه‌های خصوصی به دنبال آن هستند در تضاد قرار دارد. "پخش صحنه‌های خشن در فیلم‌های سینمایی رفتار خشن را در افراد برمی‌انگیزد چرا که خشونت، تمایل به خشونت را کاهش نمی‌دهد بلکه خشونت موجد خشونت است، مشاهده خشونت در تلویزیون موجب افزایش پرخاشگری در میان تماشاگران می‌گردد." (ارونسون ۱۸۶:۱۳۶۹)
از سوی دیگر افرادی که قربانی خشونت‌های خانوادگی قرار می‌گیرند (اغلب زنان و کودکان نیز به دنبال راه حل‌هایی برای مقابله با آن برخاسته‌اند. پخش برنامه‌هایی که از تساوی حقوق زن و مرد و حقوق کودک سخن می‌گوید و موضوعاتی که توسط حقوقدانان، مشاوران، روانشناسان و جامعه شناسان از طریق رسانه مطرح می‌شود تلاش بزرگی برای افزایش میزان آگاهی افراد از حیطه وظایف و مسئولیت هایشان است. کافی است به وضعیت تنبیه بدنی دانش آموزان در مدرسه و فرزندان در خانه در طی دو دهه اخیر توجه کنیم تا این تحول بزرگ را به خوبی درک نماییم. زنان با شیوه‌های دیگری نیز سعی در ارتقا جایگاه خود در خانواده داشته و دارند، افزایش چشمگیر زنان با تحصیلات دانشگاهی را نمی‌توان بدون تاثیرپذیری از رسانه دانست. معرفی چهره‌ای از زنان که در موقعیت‌های مناسب اجتماعی فعالیت می‌کنند و از جایگاهی مساوی با مردان برخوردارند از جمله عملکردهای مهم رسانه است.
در مجموع می‌توان رسانه را ابزاری نیرومند در کنترل و گسترش خشونت خانگی دانست، جهت گیری رسانه به سیاست‌های کلان آن و اهدافی بستگی دارد که آنها دنبال می¬کنند.

رسانه، خانواده و جرائم اجتماعی

از دیدگاه بسیاری از اندیشمندان، "ارتکاب جرم نتیجه مشکلات خانوادگی است. آنها در تعریف خود از مشکلات خانوادگی به مسایل متعددی اشاره دارند که می‌توان آنها را در مقوله¬هایی چون طرد فرزندان از سوی والدین، فقدان ارتباط هیجانی و عدم حمایت فرزندان از سوی والدین خلاصه کرد" ( Gorman ۱۹۹۸:۳۱۹).
برخی از اندیشمندان نیز به "فقدان انسجام در خانواده"(Weist,۱۹۹۸:۳۲) و "نظارت نداشتن والدین بر فرزندان و ازدواج مجدد آنها به عنوان عوامل اصلی اشاره می‌کنند (Pagani:۱۹۹۸:۴۸۹۹)".
از سوی دیگر اخبار شنیداری و دیداری در ارائه تصویر جرم به مردم و توسعه سازمانهایی مانند پلیس در جامعه نقش مهمی دارند. "رسانه‌ها هم چنین نقش مهمی در چگونگی شکل گیری افکار عمومی در مورد جرم و بزه کاری ایفا می‌کنند" (فرجیها ۸۲:۱۳۸۵).
بدین ترتیب می‌توان گفت رسانه با تاثیرگذاری بر ساختار خانواده از یک سو و با ارائه تصویری از جرم از سوی دیگر بر شکل‌گیری یا کاهش جرائم اجتماعی موثر واقع می¬شود. تاثیر رسانه ممکن است در مواردی به صورت مستقیم منجر به ارتکاب جرم شود اما این تاثیر عام نبوده و در مواردی خاص به صورت موردی گزارش شده است. دیدن صحنه سرقت یک بانک یا ربودن یک شی از مغازه یا دزدی خانوادگی ممکن است بیننده نوجوانی را به ارتکاب جرم بکشاند. اما خارج از چارچوب
رسانه‌های رسمی کشور تاثیر فیلم‌های ماهواره‌ای یا ویدئویی که بر روی آنها هیچ گونه کنترلی وجود ندارد شدیدتر و عمیق‌تر است. ارتکاب جرائم جنسی اغلب تحت تاثیر این گونه فیلم‌ها بوده و مرتکبین آنها خود به این تاثیر اعتراف نموده‌اند.
برنامه‌های تلویزیونی و به ویژه سریال‌هایی که در داخل کشور تولید می‌شود، با توجه به موضوع و نوع ساخت آن از بیننده زیادی برخوردار است اما در بسیاری موارد دچار انحراف از اصولی شده که جامعه به شدت به رعایت آن محتاج است. ترویج تجمل گرایی، نشان دادن زندگی افراد مرفه و خانه‌هایی که برای بسیاری از مردم تنها یک رویا محسوب می‌شود آثار و پیامدهای زیانباری برجای
می‌گذارد.
نظریه بازتاب رسانه‌ای جرم مدعی است که "رسانه‌ها با نمایش مستمر تصاویر فریبنده و خوشایند از ارتکاب جرم و اسطوره سازی از مجرمان، کنترل‌های درونی را تضعیف می‌کنند. این امر در نظریه‌های روان شناسانه در مورد مهارزدایی و حساسیت زدایی در بخش شکل گیری انگیزه ارتکاب جرم بررسی شده است" (Reiner ۲۰۰۰:۲۱۲).
نظریه کنترل اجتماعی هیرشی می‌گوید "افراد زمانی بزهکار می‌شوند که نسبت به قیود اجتماعی کم اعتنا یا بی اعتنا شوند"
در این نظریات رسانه‌ها تاثیر معناداری بر تصویر کلی جرم در درون جامعه دارند، گستره این تاثیر تا آنجا است که می‌توان گفت انگاره‌هایی که بر آگاهی عموم درباره جرم سایه افکنده است عمدتاً محصول رسانه‌ها است. این پدیده را می‌توان تصویر رسانه¬ای رایج جرم
(popular media images of crime) نامید (وایت ۵۳:۱۳۸۳).
گربنر معتقد است درس‌هایی که ما در دوران کودکی از تلویزیون می‌آموزیم احتمالاً پایه‌‌هایی برای جهان‌بینی وسیع ما می‌گردند. "تلویزیون منبع معناداری از ارزش‌های عمومی، عقاید قالبی، ایدئولوژی و دیدگاهها است"(Gerbner , ۱۹۹۴:۳۱)
در تحقیقات دیگر، عوامل درونی و بیرونی موثر بر عدم ارتکاب بزهکاری نیز بررسی شده است. عامل «وابستگی» که حضور پدر و مادر در خانواده، ازدواج نکردن مجدد مادر، توجه و تشویق والدین، آرام بودن محیط خانواده و نیز صمیمی بودن رابطه نوجوان و والدین را نشان می‌دهد از مهمترین عوامل موثر بر بزهکاری است. این بررسی‌ها نشان می‌دهد پایداری وضعیت خانواده در ممانعت از بزهکاری نوجوانان بسیار موثر است. چرا که در این سن نوجوان به دنبال کسب هویت و الگو است نقش پدر و مادر در خانواده موثرتر می‌شود. می‌توان گفت خانواده‌هایی که بر اعمال فرزندان خود نظارت ندارند و کمتر مقررات و استانداردهای مشخصی در قبال رفتارهای غیرقابل قبول آنها وضع و از برخورد قاطعانه در مقابل رفتارهای خلاف فرزندان خود پرهیز می‌کنند، زمینه کجروی را مساعد
می¬سازند (kingsley ۱۹۸۹:۲۸) در واقع نقش رسانه‌ها در این است که می‌توانند هنجارهای اجتماعی موجود در جامعه را تقویت یا تضعیف نمایند." هنگامی که باورها و اعتقادات فرد نسبت به یک موضوع کمرنگ شده یا از بین می¬رود نوعی رهایی رفتاری در او پدید می‌آید به طوری که خود را از قید و بندهای گذشته رها حس می¬کند.اگر فردی قویاً باور داشته باشد که برخی رفتارهای انحرافی درست نیست، مشارکت در آن رفتار برای او دور از تصور است". (رابرتسون ۱۷۶:۱۳۷۴)
تامپسون معتقد است "تاثیر خانواده، همالان و دسته‌ها (gangs) در بزهکاری بیش از سایر عوامل است و خانواده نقش مهمی در پیشگیری و کنترل بزهکاری دارد". (Thompson , ۱۹۹۱:۴۵)
سایر اندیشمندان نیز در کنار خانواده به علل و عوامل دیگری اشاره دارند که منشا درونی و بیرونی دارد اما همه آنها به تاثیر عمیق رسانه در این مورد معتقدند.در مجموع می¬توان گفت این نظریات معتقدند:"رسانه‌های دیداری و شنیداری با انعکاس اخبار و رویدادهای جنایی قبح و زشتی رفتارهای مجرمانه را در جامعه از بین می‌برند و وقوع جرم را امری عادی و طبیعی نشان می‌دهند. در این شرایط اجتماع پس از مدتی به این زشتی‌ها عادت می‌کند و زمینه سقوط ارزش‌های اجتماعی و هنجارهای زندگی سالم فراهم می‌گردد". (رحمانیان ، ۶۲:۱۳۷۸)از دیگر آسیب های اجتماعی مهم در کشور ما طلاق است. در بحث طلاق، آن چه مهم است جدایی عاطفی افراد از یکدیگر است، طلاق پنهان یا طلاق عاطفی به معنای زندگی در زیر یک سقف بدون همدلی و علاقه متقابل است که خود زمینه را برای طلاق واقعی مهیا می‌سازد.
"تحقیقات نشان دهنده بالا رفتن میزان طلاق و جدایی، به تاخیر افتادن سن ازدواج دختران و تولد نخستین فرزند آنها، محدود شدن تعداد فرزندان، افزایش تعداد و نسبت زنان دارای تحصیلات عالی و نشان دهنده تغییرات پدید آمده درنهاد خانواده است" (رفعت جاه ،۱۳۵:۱۳۸۳)
طلاق نیز مانند سایر آسیب های اجتماعی تحت تأثیر عوامل متعددی است و تأثیر رسانه ها نیز در این مورد می تواند به صورت غیر مستقیم باشد. در واقع رسانه ها نقشی کلیدی در تبیین شکل گیری فشار ناشی از خلاء هنجاری (Anomic Strain) ایفا می کنند.
"رسانه ها ممکن است با ارائه تصاویری از چشم و هم چشمی عمومی در مورد برخورداری از یک زندگی مرفه، احساس محرومیت نسبی را تشدید می¬کنند و موجب وارد آمدن فشار برای رسیدن به سطوح بالای موفقیت می‌شوند". (Siegel, ۲۰۰۳: ۱۹۳)
درواقع صرف نظر از طلاقهایی که به علت عدم شناخت زوجین از یکدیگر صورت می گیرد یا طلاقهایی که تنها علت اقتصادی دارند، آنچه که به عنوان یک قاعده کلی مطرح می شود برآورده نشدن توقعاتی است که زوجین از یکدیگر داشته‌اند. رسانه ها در شکل گیری این توقعات و انتظارات نقش مهمی دارند. انتظاراتی که رسانه از طریق نمایش فیلم و سریال یا در قالبهای دیگر عرضه می کند و افراد بدنبال دست یابی به آنها هستند، نقش رسانه در نشان دادن چهره¬ای مطلوب از اشتغال زنان اگر چه
می تواند مثبت ارزیابی شود اما زمینه‌هایی را برای شکل گیری اختلافات درون خانوادگی مهیا می‌سازد. حتی نشان دادن سهولت امر طلاق و از بین بردن قبح آن می‌‌تواند در تصمیم گیری های زوجین مؤثر باشد .
  • تاریخ ارسال : شنبه بیست و ششم آذر 1390, 12:34
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا

با فرا رسيدن ايام امتحانات همه بچه‌ها به فكر امتحانات خود مي‌افتند و يكباره ترس و اضطرابي بر جانشان مستولي مي‌شود كه آرامش آنان را از بين مي‌برد. به راستي براي انجام امتحانات موفق چه نكاتي را بايد رعايت كنيم و چگونه ترس و اضطراب را كه مانع موفقيت‌مان مي‌شود از خود دور كنيم.


اضطراب امتحان چيست

دانش‌آموز به هنگام اضطراب در امتحان از پاسخگويي صحيح و درست به پرسش‌هاي امتحاني عاجز و ناتوان است. در بيشتر مواقع او حتي درس را به خوبي ياد مي‌گيرد اما هنگام برگزاري آزمون احساس ناخوشايندي او را فرا مي‌گيرد و همين احساس موجب مي‌شود نتواند به خوبي از پس پاسخ دادن به پرسش‌ها برآيد. يادمان باشد مطالعه زياد و بيش از اندازه، دردي را دوا نمي‌كند بلكه روش مناسب و كيفيت مطالعه و يادگيري مهم است.

علت آشكار اضطراب

احساس مي‌كنيد اگر موفق نشويد پيش دوستان و خانواده خود تحقير مي‌شويد و آبرويتان مي رود. در واقع احساس عزت نفس و غرور شما با موفقيت ارتباط دارد و اگر امتحان را خراب كنيد به شما احترام نخواهند گذارد يا مثلا از كلاس يا مدرسه اخراج‌تان مي‌كنند.

علت پنهان اضطراب

به خاطر اينكه شما خودتان را مجبور به حركت در مسيري مي‌بينيد كه ديگران برايتان انتخاب كرده‌اند (مثل والدين كه بچه‌هايشان را براي گرفتن نمره 20 تحت فشار مي‌گذارند) دچار اضطراب مي‌شويد.

بي‌ترديد فصل امتحان توام با دغدغه و نگراني‌هايي مي‌شود كه محدود به دانش‌آموزان نيست، بلكه خانواده و فضاي خانه را هم در بر مي‌گيرد. درست مثل اينكه اين پدر و مادر هستند كه امتحان مي‌دهند نه دانش‌آموز. از طرفي دانش‌آموزان براي رها شدن از اين دلهره و نگراني‌ها يا بيشتر و بيشتر مطالعه مي‌كنند يا در برابر اين نگراني‌ها كتاب‌هايشان را كنار انداخته و تسليم مي‌شوند و حرف‌هاي تكراري و مداوم والدين را كه مي‌گويند چرا به فكر خودت نيستي، ما خير و صلاح تو را مي‌خواهيم، چرا درس‌ات را درست نخواندي و... را تحمل مي‌كنند؛ لذا براي كاهش و از بين بردن و كنترل اضطراب امتحان، روش‌ها  وتوصيه‌هاي زير را به‌كار ببريد:

روش‌هايي براي كاهش اضطراب

1  - دستور دادن به خود: منظور اين است كه موقع امتحان يا درس جواب دادن به خودتان بگوييد اضطراب قبل از امتحان يك پديده طبيعي بوده و هر كسي ممكن است قبل از امتحان دچارش بشود. اين اضطراب باعث نمي شود امتحانم را خراب كنم، حتي باعث مي‌شود خودم را براي امتحان بعدي بيشتر و بهتر آماده كنم يا مي‌توانيد به خودتان بگوييد اگر درسم را بخوانم مردود نمي‌شوم. بگذار ببينم قبل از امتحان دو روز وقت دارم و امروز بايد اين فصل را تمام كنم و فردا فصلي ديگر و بالاخره مي‌توانم كتاب را تمام كنم.

2 - احساس اضطراب خود را به صورت اغراق‌آميزي بيان كنيد: قبل از امتحان اگر احساس مي‌كنيد مضطرب هستيد، آن را با اغراق بيان كنيد. مثلا بگوييد قلبم از شدت تپش مثل قلب كبوتر دارد مي‌زند و مي‌خواهد بيرون بزند. اين مطلب را حتي به دوستان خود هم بگوييد: «بچه‌ها آنقدر ترسيده‌ام كه انگار قلبم از سينه بيرون زده». سعي نكنيد آن را پنهان كنيد چون هر قدر اين حس در شما بماند شدت آن بيشتر مي‌شود و اگر همزمان به مطالعه خود ادامه دهيد نه تنها چيز زيادي ياد نمي‌گيريد بلكه آنچه را هم كه آموخته‌ايد از ياد خواهيد برد.

3 - روش آرام‌سازي: خودتان را پيش از امتحان به دو صورت آرام بسازيد. آرامش ذهني و آرامش عضلاني.

الف) آرامش ذهني: 1 - ابتدا جاي راحتي را براي نشستن انتخاب كنيد 2 - چشم‌هايتان را ببنديد و منظره يا صحنه زيبايي را كه قبلا ديده‌ايد مثلا رودخانه آرام، كوهستان پربرف، چمن‌زار زيبا و... در ذهن خود مجسم كنيد. 3 - حال، خود را در اين محل زيبا ببينيد، خيلي راحت در آن محل بنشينيد و از محيط لذت ببريد 4 - آرامشي را كه در اين مكان مي‌توانيد داشته باشيد احساس كنيد ببينيد و حس كنيد كه همه بدن و روح و روان شما با طراوت و شاد مي‌شوند. 5 - بعد از چند دقيقه به آرامي چشم‌هايتان را باز كنيد پيچ و تابي به خود داده و فكر كنيد هر لحظه كه بخواهيد مي‌توانيد به اين محل زيبا بازگرديد و روان خود را آرامش ببخشيد. شما ديگر از اين لحظه احساس آرامش مي‌كنيد و آماده‌ايد امتحان را با موفقيت پشت سر بگذاريد.

ب) آرامش‌سازي عضلاني: در خانه چند روز پيش از امتحان با يك كار مهم، روزي يك مرتبه، زماني كه كار مهمي نداريد مثلا شب پيش از خواب اين تمرينات را انجام بدهيد. به صورت صاف روي زمين دراز بكشيد. سرتان را روي بالش و دست‌هايتان در كنارتان و پاها به صورت كشيده و صاف باشد. به تمام نقاط بدن‌تان كه روي زمين قرار داده شده توجه كنيد. بدن را شل كرده و به‌طور طبيعي نفس بكشيد حال پاي چپ را به اندازه 45 درجه از سطح زمين بالا ببريد و عضلات آن را سفت كنيد تا شماره پنج بشماريد. با هر شماره عضلات را سخت‌تر و سخت‌تر كنيد و در شماره پنج پا را رها كرده و شل كنيد. به خودتان بگوييد آرام هستم و به آرامشي كه از نوك انگشتان پا شروع شده و به طرف بالا مي‌آيد فكر كنيد چقدر خوشايند است.

مواردي را كه گفتم براي هر يك از ماهيچه‌هاي زير هم انجام دهيد و عينا همان مطالب را تكرار كنيد: پاي راست، هر دو پا، دست چپ، دست راست، هر دو دست (به طور مستقيم رو به روي بدن‌تان) شكم، گردن، صورت، (چشم و دهان). توجه كنيد كه قبل از سفت كردن عضلات هر بخش نفس عميق بكشيد و كمي مكث كنيد، سپس نفس خود را بيرون كرده و همزمان عضلات هر قسمت از بدن خود را شل كنيد و به‌طور طبيعي نفس بكشيد و به خود تلقين كنيد كه آرام هستيد. به ياد داشته باشيد در طول تمرين چشم‌هايتان كاملا بسته و به هيچ چيز ناراحت‌كننده‌اي فكر نكنيد مثل روش آرامش ذهني به يك منظره زيبا توجه كنيد. در مرحله آخر چشم‌ها را باز كرده و احساس آرامش مي‌كنيد.

پيش از امتحان و در جلسه امتحان

ساعتي قبل از امتحان در محل حاضر شويد. اما به هيچ وجه به مطالعه يا بحث در مورد نحوه امتحان، سوالات احتمالي و... با دوستان يا افراد ديگر نپردازيد. وقتي روي صندلي يا نيمكت محل امتحان نشستيد، چند دقيقه پيش از شروع امتحان بدون اينكه جلب توجه كسي را بكنيد اين تمرين‌ها را انجام دهيد. ابتدا چند نفس عميق بكشيد. سپس عضلات را سفت كنيد و از سر تا پا همه را به يك باره منقبض كنيد. چند ثانيه صبر كنيد. حال عضلات را رها كنيد و به آرامشي كه از نوك پنجه‌هاي پا به طرف بالا مي‌آيد توجه كنيد. درست مثل جريان خون در رگ‌ها است. به آن توجه كنيد. همراه با گلبول‌هاي سرخ خود در عضلات بدن‌تان سفر كنيد. آرامش را همراه با خود به تمام نقاط بدن‌تان ببريد. آرام  وآرام‌تر مي‌شويد. چند نفس عميق بكشيد و به نفس‌هايتان توجه كنيد. آرام آرام و آرام‌تر اين واژه‌ها را به خودتان تلقين كنيد و بگوييد احساس آرامش مي‌كنم. خيلي راحتم. آماده‌ام امتحانم را به خوبي بدهم. من مي‌توانم و اين كار بسيار ساده‌اي است. به خودتان به ديده مثبت بنگريد.

توصيه‌هايي جهت كاستن و كنترل اضطراب امتحان


1 - درس‌هايتان را در طول سال تحصيلي مطالعه كنيد و هيچگاه سعي نكنيد آنها را روي هم انبار كرده  وبراي شب امتحان بگذاريد.

2 - سعي كنيد در طول سال از يك برنامه زمان‌بندي‌شده براي مطالعه دروس استفاده كنيد.

3 - از روش‌هاي صحيح مطالعه از جمله پيش‌مطالعه استفاده كنيد.

4 - با دوستان و همكلاسي‌هايتان گروه‌هاي علمي و آموزشي تشكيل داده و مطالعه را به صورت گروهي انجام دهيد.

5 - محيط آرامي را براي مطالعه انتخاب كنيد. هيچگاه در مكاني كه بسيار شلوغ است و نمي‌توانيد حواس خود را جمع كنيد مطالعه نكنيد.

6  - برنامه‌هاي تفريحي خود را در طول امتحانات كنترل كرده و كمي محدود كنيد و از مهماني رفتن در شب امتحان و حتي چند شب قبل از امتحان خودداري كنيد. در تماشاي تلويزيون از يك برنامه از پيش تعيين‌شده استفاده كنيد.

7 - از فعاليت‌هاي زياد جسماني يا فكري در شب امتحان پرهيز كنيد.

8 - قبل از امتحان توانايي خود را به طور آزمايشي ارزيابي كنيد و ببينيد چقدر آمادگي براي امتحان داريد.

9  - قبل از امتحان به اندازه كافي استراحت كنيد و شب امتحان حتما زود بخوابيد و اگر مي‌بينيد خوابيدن برايتان مشكل است و اضطراب، آزارتان مي‌دهد از روش آرامش‌سازي كه قبلا توضيح داده‌ام استفاده كنيد.

10 - حداكثر يك ساعت قبل از امتحان در محل حاضر شويد. به هيچ وجه انرژي خودتان را صرف بحث‌هاي بي‌مورد و درباره سوالات امتحاني يا به خاطر آوردن درس نكنيد. چرا كه ممكن است جواب بعضي از سوالات را ندانيد و همين باعث ترس بيشتر شما از امتحان شود.

11 - پيش از امتحان سعي كنيد از ماندن در محيط‌هاي بسيار سرد و گرم و شلوغ و... خودداري كنيد.

12 - توصيه مي‌كنم از نظر تغذيه از زرده تخم‌مرغ، لبنيات، غلات، پسته و گردو در برنامه غذايي روزانه خود استفاده كنيد.

13  - بعد از جاي گرفتن در محل امتحان و قبل از شروع امتحان سعي كنيد آرام باشيد. تمركز كرده و چشم‌هايتان را بسته به ضربان قلب خود توجه كنيد، سه بار نفس عميق بكشيد و به خود تلقين كنيد كه امتحان ساده‌اي در پيش داريد و بدين ترتيب خود را آرام كنيد.

14 - پيش از اينكه به سوالات پاسخ دهيد، خيلي خوب به دستورالعمل‌هاي داده شده در برگه امتحان و مفهوم سوالات توجه كنيد.

15  - به محض دريافت سوالات شروع به جواب دادن نكنيد. بلكه برگه سوالات را روي پاسخنامه گذارده و تك‌تك سوالات را خوانده و جواب دهيد و بعد از پايان پاسخ به هر سوال به سوال بعدي بپردازيد.

16 - زمان امتحان را به تمام سوالات تقسيم كنيد. ابتدا مي‌توانيد به سوالات ساده پاسخ دهيد، اگر سوالي را ندانستيد روي آن وقت خودتان راتلف نكنيد و مطمئن باشيد در پايان احتمال بيشتري دارد بتوانيد به آن سوال جواب بدهيد.

بسياري از شما نوجوانان عزيز از ضعف حافظه، عدم انگيزه لازم براي مطالعه و فراموشي در ايام امتحان شكايت مي‌كنيد. اما مي‌دانيد علتش چيست؟ و چاره كار در كجاست؟ همانطور كه مي‌دانيد جوامع در حال تغيير و تحول و دگرگوني سريع در تمام سطوح علمي، فرهنگي، اجتماعي و... است و تنها افرادي مي‌‌توانند در دنياي به اين پيچيدگي موفق بشوند كه از دانش و مديريت برنامه‌ريزي برخوردار باشند. شما به راحتي مي‌توانيد از يك طرف با اتخاذ يك برنامه مفيد و مدون و زمان بندي شده نقاط ضعف حافظ و يادگيري خودتان را به حداقل رسانده و از مطالعه لذت ببريد و از طرف ديگر از به وجود آمدن اضطراب حين امتحان پيشگيري كرده يا ميزان آن را به حداقل برسانيد.

  • تاریخ ارسال : شنبه بیست و ششم آذر 1390, 12:29
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا
در دوراني که کودکان و نوجوانان خود را براي امتحان آماده مي‌کنند و تمام تلاش‌شان صرف درس خواندن و آمادگي براي امتحان مي‌شود، به طور معمول نسبت به تغذيه خود توجه زيادي نمي‌کنند؛ در نتيجه نظم غذايي آنها به هم مي‌خورد و ممکن است بعضي از وعده‌هاي اصلي غذايي حذف شوند. از آنجا که صرف سه وعده اصلي غذايي ضروري است، حذف هر يک از وعده‌ها مي‌تواند به سلامت لطمه بزند.

کودکان و نوجوانان در اکثر موارد به ويژه هنگام امتحانات و کنکور، تمايلي به مصرف مواد حاوي فيبر غذايي ندارند زيرا اين مواد نياز به جويدن زياد دارند؛ مثل سبزي‌ها، سالاد و ميوه‌هاي تازه که نياز به پوست کندن و خرد کردن دارند. در دوران امتحانات چون افراد وقت زيادي را صرف خواندن درس مي‌کنند، با عجله و در مدت کوتاهي غذا مي‌خورند بنابراين موادي را ترجيح مي‌دهند که به آساني خورده شوند و نياز به پوست کندن، خرد کردن و جويدن زياد نداشته باشند. به همين علت از خوردن فيبر غذايي امتناع مي‌کنند.

• دانش‌آموزان در اين ايام به علت کمبود وقت، با عجله غذا مي‌خورند و غذا را به خوبي نمي‌جوند. اين امر براي سلامتي آنها بسيار مضر است زيرا غذا در دهان در اثر جويدن خرد و با بزاق آغشته مي‌شود و براي هضم آماده مي‌گردد. چنانچه اين مرحله به درستي انجام نشود، اولين مرحله هضم دچار اختلال مي‌گردد و بار دستگاه گوارش سنگين مي‌شود که پيامد آن بروز ناراحتي‌هاي گوارشي است.

• برخي از شاگردان به علت آنکه شب‌ها مطالعه مي‌کنند و دير به بستر مي‌روند، صبح دير از خواب برمي‌خيزند، در نتيجه فرصتي براي خوردن صبحانه ندارند و بدون مصرف صبحانه به مدرسه مي‌روند. اين مساله عواض زيادي در بر دارد؛ از جمله آنکه موجب افت قندخون مي‌‌شود که عوارض عصبي از قبيل سستي، بي‌حالي، خستگي، عصبانيت، بي‌حوصلگي و افسردگي را در بردارد، به خصوص کاهش حافظه و قدرت يادگيري يکي از اختلالات مهم افت قندخون يا هيپوگليسمي است؛ بنابراين افرادي که بدون خوردن صبحانه در جلسه امتحان يا کنکور شرکت مي‌کنند، شانس کمتري براي موفقيت در امتحان دارند.

• به‌طور معمول به هنگام درس خواندن و آماده شدن براي کنکور، شاگردان دچار اضطراب و استرس زيادي مي‌شوند که اين حالت در افراد لاغر موجب کاهش اشتها و عدم مصرف غذاي کافي مي‌شود، در نتيجه فرد به شدت لاغر مي‌شود. در افراد چاق، استرس باعث پرخوري عصبي شده و به دريافت مقدار زيادي کالري منجر مي‌شود که موجب افزايش بيشتر وزن مي‌شود.

• در دوران امتحان، افراد خوردن آب را فراموش مي‌کنند و يا از مصرف آب خودداري مي‌کنند. اين امر باعث بروز يبوست، ادم، اختلال در سلامت پوست و اختلال در واکنش‌هاي بيوشيميايي داخلي بدن مي‌شود و سلامتي شخص را به خطر مي‌اندازد.

نگراني والدين

بسياري از والدين نگران تغذيه فرزندان خود در دوران امتحانات هستند. به همين دليل با دادن مقادير زيادي غذا به فرزند خود، کالري اضافه بر نياز به بدن او مي‌رسانند. ولي حقيقت امر اين است که در دوران امتحان، به دليل استرس‌هاي وارد بر دانش‌آموزان، سطح ترشح هورمون آدرنالين در بدنشان افزايش مي‌يابد، از اين رو نياز به مصرف پروتئين دو تا سه درصد افزايش مي‌يابد زيرا اين هورمون باعث افزايش سوخت پروتئين‌هاي بدن مي‌شود. اما در عين حال کالري مورد نياز، تغيير چشمگيري نخواهد کرد. امروزه برخلاف تصور همگان، اثبات شده است که فعاليت‌هاي مغزي و فکري نيازمند انرژي زيادي نيست. از اين رو بهتر است ميزان مواد غذايي مصرفي مانند زمان غير امتحانات باشد ولي مصرف مواد پروتئيني به خصوص پروتئين‌هاي غني با ارزش بيولوژيکي بالا؛ مانند تخم‌مرغ، شير و انواع گوشت بايد تا حدودي افزايش يابد.

توصيه‌هايي به دانش‌آموزان

• کودکان و نوجوانان عزيز توجه داشته باشند که دوران امتحان يا کنکور بخشي عادي از زندگي است که لازم است فعاليت فکري بيشتري براي آن صرف شود. اين ايام به هيچ‌وجه دوران بحراني و خطرناک عمر نيست؛ از اين رو در کنار زندگي طبيعي بايد با حفظ آرامش، بيشتر مطالعه نمود و خود را براي امتحان آماده کرد.

• در ايام امتحان، بيشتر مواظب سلامتي خود باشيد تا در معرض سرما‌خوردگي، گرمازدگي، مسموميت‌هاي غذايي و اختلالات هضم قرار نگيريد و از خوردن غذا، بيرون از خانه خودداري کنيد. غذاي خود را خوب بجويد و آن را آرام ميل کنيد.

• هميشه به خصوص در ايام امتحانات مزاج خود را مرتب نگاه داريد. اگر دچار يبوست هستيد، شب‌ها قبل از خواب حدود 10 عدد انجير خيسانده و 10 عدد آلوي خيسانده ميل کنيد.

• در طول روز (اما نه همراه غذا) آب کافي بياشاميد (بيش از نيم ساعت قبل از غذا و يکي دو ساعت بعد از غذا اشکالي ندارد) آشاميدن آب و نوشيدني‌ها در وسط غذا سبب اختلال هضم و ايجاد نفخ مي‌شود.

• از خوردن قهوه و چاي پررنگ خودداري کنيد. چاي کم‌رنگ مفيد است.

• اگر احساس خستگي مي‌کنيد کمي استراحت کنيد. انسان در موقع خستگي احتياج به استراحت دارد نه محرک بنابراين مصرف قهوه را به منظور بيدار ماندن توصيه نمي‌کنيم.

• ماست و دوغ ترش، خواب‌آور است اما خوردن ماست شيرين اشکالي ندارد.

• نرمش و ورزش سبک را در برنامه روزهاي هفته، به خصوص ايام امتحانات قرار بدهيد.

• اگر در صبحانه پنير مي‌خوريد آن را همراه گردو ميل کنيد.

• مصرف سبزي‌هاي تازه (البته بعد از ضد عفوني کردن) و ميوه‌هاي تازه توصيه مي‌شود.

• مصرف آب‌ميوه‌ها و سبزي‌هايي مانند مرکبات، گوجه‌فرنگي و هويج در دوران امتحان مفيد است و حاوي ويتامين‌هاي ضروري براي تقويت قدرت حافظه، شادابي و افزايش مقاومت بدن در برابر بيماري‌ها است.

• شب امتحان حتما به قدر کافي بخوابيد.

• سعي کنيد شب‌ها زودتر بخوابيد و صبح زودتر از خواب برخيزيد. هرگز نزديک غروب آفتاب نخوابيد.

• خواب نيم ساعتي نزديک ظهر نيروبخش و نشاط‌آور است اما خواب بعد از طلوع آفتاب و هنگام غروب کسالت‌آور مي‌باشد.

• بعد از صرف ناهار، اگر مي‌توانيد به پشت دراز بکشيد در حالي که پاي راست را روي پاي چپ قرار داده‌ايد، مدت 15 تا 20 دقيقه استراحت کنيد.

• هنگام مطالعه از خوردن تنقلات خودداري کنيد.

• توصيه به خواب، در اوايل شب به معناي زياد خوابيدن نيست. توصيه ما اين است که خواب را در زمان مناسب داشته باشيد تا حداکثر استفاده را از آن ببريد. براي مثال 5/4 ساعت خوابي که از اوايل شب شروع شود، بيش از خوابي که از آخر شب شروع شود به شما رضايت و نشاط مي‌بخشد.

• آرامش روحي خود را با ياد خدا و انجام به موقع نمازها کامل‌تر کنيد.

• بررسي‌ها نشان مي‌دهد تغذيه متعادل و متنوع شامل غلات، سبزي‌ها، لبنيات، گوشت و ميوه‌ها باعث کاهش استرس امتحان مي‌شود.

• اميد و شادابي را به خودتان تلقين کنيد تا موفقيت‌هاي شما بيشتر شود

  • تاریخ ارسال : شنبه بیست و ششم آذر 1390, 12:23
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا
،

از مهمترين كمالات انساني است و به معناي يگانگي نيت و گفتار كردار است. انسان صادق ، برخلاف نيت خود سخن نمي گويد ، يعني آنچه را كه بر زبان مي آورد با آنچه که در دل دارد مطابق است و آنچه را انجام مي دهد با آنچه که بر زبان جاري ساخته انطباق دارد. او بر سر راستي، استقامت به خرج مي دهد و راست مي گويد گرچه راستي به زيانش باشد و دروغ نمي گويد هر چند دروغ گفتن براي او منفعتي در پي داشته باشد. ابن الوقت نيست كه در هر جا به گونه اي سخن گويد كه نفع مادي و دنيوي برايش داشته باشد. صداقتش نه به اين دليل است كه از طريق آن به منافع دنيايي دست يابد، بلكه راست مي گويد چون راستگويي فرمان خداست و هر انسان راستگويي ، ملزم به آن است . رفتار او با مردم بر اساس صفا و يكدلي است و برايش فرقي ندارد كه مخاطب او چه كسي باشد. هرگز از صداقت مردم ، سوء استفاده نمي كند و از اين كه خود را بر خلاف آنچه كه هست بنماياند، بيزار است. دسترنج و حاصل زحمت ديگران را به نفع خويش مصادره نمي نمايد و اهل حيله گري و مكر و نيرنگ نيست. هرگاه وعده اي بدهد به آن وفا مي كند و از دادن وعده اي كه از انجام آن ناتوان است، خودداري مي كند. به كسي بهتان نمي زند. خلاف واقع شهادت نمي دهد و سخن راست را مي گويد قبل از آن كه ديگران بر عليه او شهادت دهند و با توسل به دروغ، حق را ضايع نمي كند.


علامه طباطبايي (ره) در تفسير الميزان (جلد 1 ، صفحه 430 ) ، مي نويسد : « صداقت صفتي است كه همه فضيلت هاي موجود در علم و عمل را در بر مي گيرد. زيرا صدق ، خلقي است كه با همه ارزش ها و فضايل اخلاقي از قبيل عفت، شجاعت، حكمت و عدالت، همراه است. چرا كه انسان را نمي توان از اعتقاد و قول و عمل او جدا كرد. صادق بودن انسان به اين معني است كه عقيده، قول و عمل او مطابق يكديگرند؛ يعني به چيزي كه عقيده دارد و مي گويد، عمل مي كند.»
پس بدون ترديد بايد گفت كه صداقت جامع بسياري از صفات خوب است و كسي كه صادق باشد از بسياري از فضيلت هاي اخلاقي بهره مند خواهد بود. و به اين ترتيب، وقتي صداقت بر فضاي خانواده پرتو افكن شود، يكدلي و صميميت بر روابط اعضاي خانواده حاكم خواهد شد. اعتماد اعضا نسبت به همديگر جلب خواهد شد و كينه ها و كدورت هايي كه از بي اعتمادي ها و بي صداقتي ها منشا مي گيرند رخت برخواهد بست.
در خانواده اي كه صداقت در آن حاكم باشد ، اعضاي آن دوستدار همديگر خواهند بود و دلسوزي ها و همدردي هاي آنها نسبت به همديگر از صميم قلب سرچشمه خواهد گرفت و هيچ كدام از آنها به خود اجازه نخواهد داد كه با ديگران به روشي منافقانه رفتار نمايد.

در زندگي خود با كساني مواجه مي شويم كه اعضاي يك خانواده هستند اما براي رسيدن به مطامع دنيوي ، رذيلانه ترين رفتارها و روابط را با همديگر دارند. با همديگر ، حيله گرانه برخورد مي كنند و انواع دروغ ها را به هم تحويل مي دهند تا به آنچه كه خود مي خواهند دست يابند. در ظاهر به گونه اي و در باطن به گونه اي ديگر رفتار مي كنند. رفتارهاي آنها با همديگر مثل رفتار دشمنان كينه توز است. در ميان آنها از رحم و شفقت خبري نيست و حتي در شرايط حاد، روابط آنها با همديگرتا حدي تنزل مي کند که حاضر مي شوند خون همديگر را بريزند . سرچشمه بسياري از اين رفتارها ، بي صداقتي است. بنابراين، اگر صداقت بر خانواده حاكم شود، ريشه رذالت هاي بسياري خواهد خشكيد. آيا مي دانيد كه صداقت ، سبب آسودگي خيال مي شود و بي صداقتي علت برخي نگراني هاست؟ وقتي اعضاي خانواده صادقانه با همديگر رابطه برقرار كنند ديگر جايي براي نگراني هايي كه بي صداقتي موجد آنهاست ، نخواهد بود و اين در حالي است كه اگر فضاي خانواده را بي صداقتي پر نمايد انواع نگراني ها و ترس ها و دلهره هايي كه حاصل بي صداقتي برخي اعضاي خانواده است ، افراد خانواده را در بر خواهد گرفت و آرامش رواني اعضاي خانواده قرباني بي صداقتي خواهد شد . وقتي يكي از اعضاي خانواده ، به خاطر حسادت ، عضو ديگر خانواده را از روي بي صداقتي ، آماج تهمت و افترا قرار دهد و سعي در بي اعتبار كردن و تخريب او داشته باشد ، آيا مي توان به امنيت و آرامش رواني اعضاي خانواده اميدوار بود؟ انسان صادق ، خود را در برابر خدا و در نتيجه در برابر آبرو و حيثيت ديگران، مسئول مي داند، بنابراين هرگز به خود اجازه نمي دهد كه بدون مجوز شرعي به شخصيت و حيثيت ديگران لطمه وارد آورد و آرامش روحي و رواني آنان را از بين ببرد.


در خانواده اي كه صداقت بر فضاي آن حاكم است، پدر و مادر به فرزندان خود وعده دروغ نمي دهند و فرزندان هم، خود را در مقابل پدر و مادر متعهد به راستگويي مي دانند . پس بياييد رفتارها و روابط خود را بر اساس صداقت بنيان نهيم و به اين طريق از حريم سعادت خانواده دفاع كنيم و البته لازمه اين امر آن است كه اعضاي خانواده به شدت از دروغ اجتناب كنند و همان گونه كه صداقت منشأ فضايل است، دروغ نيز كليدي است كه راهيابي به گناهان مختلف به وسيله آن ميسر است . دروغگويان با تمسك به دروغ ، گناهان خود را كتمان مي نمايند و به تصور خود ، به اين وسيله از فاش شدن گناهان خويش و رسوايي ناشي از آن جلوگيري مي كنند. آن هم به خيال اينكه دروغ هاي آنها هيچ گاه برملا نخواهد شد . اينان نمي دانند و يا خود را به غفلت مي زنند كه اگر روزي دروغ هاي آنها آشكار شد، تشت رسوايي شان از بام خواهد افتاد و اعتباري را كه به واسطه دروغگويي كسب كرده بودند تماما از دست خواهد رفت و ديگر هيچ كس به آنها اعتماد نخواهد كرد.

همه ما داستان چوپان دروغگو را شنيده ايم. او در ابتدا با دروغ خود توانست حرف خود را به مرد بقبولاند و به دروغ ، به آنها بباوراند كه گرگ به گله زده است . ولي وقتي مردم به دروغگو بودن او پي بردند، حتي زماني كه به راستي فرياد مي زد: « گرگ آمد ، گرگ آمد » كسي حرف او را باور نكرد و كسي به فرياد او پاسخ مثبت نداد.
همه دروغگويان ، چنين سرنوشتي دارند، اگر آنان در ابتدا بتوانند با سخنان دروغ خود ديگران را بفريبند ، هرگز اين فريب دوام نخواهد داشت و روزي خواهد آمد كه پرده از روي فريب، كنار خواهد رفت و چهره و شخصيت واقعي دروغگو نمايان خواهد شد و رخ خواهد نمود آنچه كه دروغگو،هرگز به رخ نمودن آن راضي نيست.
طريقه آبروداري و كسب اعتبار و محبوبيت در ميان افراد - چه در خانواده و چه در اجتماع - صداقت پيشه نمودن است. افراد صادق ، مورد اطمينان و اعتماد ديگران قرار مي گيرند و شخصيت آنها در نزد ديگران محترم شمرده مي شود و به همين دليل آنها مي توانند در خانواده و اجتماع ، منشأ آثار مثبت باشند.
دروغ به معني عدم مطابقت خبر با واقع است كه خود نوعي خيانت به حساب مي آيد. از اين رو ، اعضاي خانواده نبايد با توسل به اين نوع از خيانت ، كانون گرم خانواده را به سردي سوق دهند و بذر بي اعتمادي در آن بكارند افراد خانواده بايد ملجأ و پناهگاه همديگر باشند و اين مهم زماني حاصل مي آيد كه بين آنها اعتماد و اطمينان در جريان باشد و هرگاه بعضي از اعضاي خانواده يا همه آنها با دروغگويي ، اعتماد را ضايع و آن را نابود كنند، ديگر پناهگاه بودن اعضاي خانواده براي همديگر معنا و مفهوم خود را از دست خواهد داد و در چنين خانواده اي هر يك از اعضا به قصد خيانت به ديگري در كمين او خواهد نشست و به اين ترتيب سعادت از چنين خانواده اي رخت برخواهد بست.
امام علي (ع) در سخني گران سنگ مي فرمايد: « پيشواي قوم بايد با مردم خود به راستي سخن راند.»
و لذا پدر به عنوان سرپرست خانواده، همواره بايد با اعضاي خانواده اش با صداقت رفتار نمايد و البته اعضاي خانواده نيز با رفتارهاي صادقانه او را پاسخ گويند .
اعضاي همه ي خانواده ها بايد توجه داشته باشند كه دروغگويي مشتمل بر چيزهايي مانند تحريف واقعيت، ايجاد اميد يا نگراني بي مورد ، برهم زننده دوستي ها و صميميت ها و ايجاد كننده كينه و عداوت است. پس بايد به شدت از آن بر حذر باشند .
در محيطي كه دروغ حاكم باشد و بي صداقتي ، نيات و گفتار و كردار افراد را شكل دهد، مجالي براي برقراري روابط اسلامي و انساني نخواهد بود. شكل گيري روابط صميمانه در پرتو صداقت امكان پذير است و با صداقت است كه مي توان فضاي معنوي خانواده را از نوع آلودگي ها پاك نمود .
زندگي خانوادگي ، زمينه ساز زندگي سعادتمند و يا نكبت بار اجتماعي است و رفتارهاي هر كدام از اعضاي يك خانواده به طور مستقيم و يا غير مستقيم ، ديگر اعضاء را تحت تاثير قرار مي دهد بنابراين ، رفتارهاي صادقانه اعضاي خانواده در خدمت سعادت اجتماعي آنان نيز هست . كما اين كه رواج دروغگويي در خانواده مي تواند زندگي نكبت بار اجتماعي را براي اعضاي خود رقم بزند و زندگي مردم را نيز در اجتماع به خطر بيفكند .

  • تاریخ ارسال : جمعه هجدهم آذر 1390, 10:5
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا

چگونه انتقاد پذیر باشیم؟!

 

 

شما چطور با انتقادات دیگران برخورد می‌کنید؟ تصور ما بر این است که اولین واکنش  اکثر ما دفاع از خودمان یا بدتر از آن، حمله به فرد منتقد است.
و با اینحال، با اینکه انتقاد می‌تواند ناراحت ‌کننده باشد و روحیه را ضعیف کند، اما می‌توان از دیدگاهی مثبت هم به آن نگاه کرد: انتقاد نشانه صداقت طرف‌ مقابل است و می‌تواند ما را به سمت عملکردی بهتر راهنمایی کند. انتقاد می‌تواند فرصتی برای پیشرفت باشد.

اولین واکنشتان را متوقف کنید

 
اگر اولین واکنشتان حمله به فرد منتقد یا حالت تدافعی گرفتن است، قبل از نشان دادن هر نوع واکنشی یک دقیقه صبر کنید. یک نفس عمیق بکشید و کمی به آن موضوع فکر کنید.

ما هم وقتی مورد انتقاد قرار می‌گیریم اول کمی عصبانی می‌شویم اما به خودمان یاد داده‌ ایم همان لحظه برخورد نکنیم. مثلاً برای جواب دادن به ایمیل‌ های انتقادی حداقل یک ساعت صبر می‌کنیم.
این مدت زمان سبب میگردد قبل از واکنش اولیه، کمی به موضوع فکر کنیم. این زمان باعث می‌شود کمی منطق روی کار بیاید و احساسی تصمیم نگیریم. نمی‌گوییم احساسات بد است اما وقتی احساسات منفی باشد، به‌جای اینکه نفع برساند، آسیب می‌رساند.

منفی را به مثبت تبدیل کنید

یکی از کلیدهای موفقیت در هر چیز این است که نکات مثبت هر چیزی که بقیه آن را منفی می‌بینند را ببینید. بیماری باعث می‌شود از  برنامه ورزشیتان جا بمانید؟ این می‌تواند یک استراحت خوب باشد. از کارتان خسته شده‌ اید؟ می‌تواند وقتی باشد برای نگرش دوباره به زندگیتان و پیدا کردن یک کار بهتر.
با انتقاد هم باید همینطور رفتار کنید: باید نکات مثبت آن را ببینید. شاید به نظر بی ‌ادبانه و توهین ‌آمیز بیاید اما در اکثر انتقادات، نکته مثبتی هم وجود دارد و آن یک فیدبک صادقانه و پیشنهادی برای پیشرفت است.
مثلاً یکی از انتقاداتی که به وبسایت ما شده بود این است، "شما درمورد موضوعات تکراری بارها و بارها مقاله می‌دهید و مقالاتتان خسته‌کننده است."
این انتقاد را می‌توانید اینطور بخوانید: "باید تنوع موضوعاتمان را بیشتر کنیم و از دریچه جدیدی به موضوعات نگاه کنیم."
این فقط یک نمونه بود. اینکار را می‌توانید با هر انتقادی انجام دهید. گاهی اوقات افراد چون روز بدی را داشته ‌اند شما را با انتقاداتشان بمباران می‌کنند اما همیشه هم اینطور نیست. گاهی در انتقادات واقعیات مثبتی نهفته است.
انتقاد را فرصتی برای پیشرفت بدانید. بدون پیشرفت در زندگی به رکود می‌رسیم. پیشرفت رکن حیاتی زندگی است.

از منتقدتان تشکر کنید

 
حتی اگر فردی با بی ‌ادبی و توهین از شما انتقاد کرد، از او تشکر کنید. ممکن است روز بدی را داشته است یا شاید هم کلاً آدم منفی باشد. اما با همه این حرف‌ها، رفتار و قدردانی شما آنها را خلع سلاح می‌کند.
می‌دانید؟ این عادت تشکر از منتقد در ما باعث شده که خیلی از منتقدینمان را به خوانندگانی پر و پا قرص تبدیل کنیم. همه این به‌ خاطر یک تشکر ساده برای انتقادشان بوده است. این تشکر برای آنها غیرقابل انتظار بوده و معمولاً نظرشان را از منفی به مثبت تبدیل کرده است.
و حتی اگر منتقد تشکر شما را به طریقی مثبت دریافت نکند، باز هم برای خودتان بهتر است. این راهی است که به خودتان خاطرنشان کنید انتقاد چیز خوبی برایتان بوده و بااینکار می‌توانید تواضع و فروتنی داشته باشید.

از انتقادات درس بگیرید

 
بعد از اینکه با دیدی مثبت به انتقادات نگاه کرده و از منتقدتان تشکر کردید، سر کار قبلتان برنگردید. باید برای پیشرفت تلاش کنید.
این مسئله برای بعضی‌ها خیلی سخت است چون معمولاً تصور می‌کنند همیشه حق با آنهاست. اما هیچ ‌کس نیست که همیشه حق با او باشد. درواقع ممکن است شما اشتباه کرده باشید و حق با فرد منتقد باشد. پس باید ببینید که آیا می‌توانید چیزی را در خودتان طوری تغییر دهید که به سمت مثبت برود.

بعد زمان ایجاد تغییر است.

 
ما وقتی ایمیل‌هایی دریافت می‌کنیم که مثلاً فلان مقاله‌ مان به اندازه کافی خوب نیست تلاش می‌کنیم که برای موضوع بعدی تلافی کنیم و موضوع و مقاله بهتری ارائه دهیم.

شما باید فرد بهتری باشید

 
خیلی وقت‌ها انتقاد را یک حمله شخصی و توهین تصور می‌کنیم. اما اینطور نیست. البته ممکن است گاهی اینطور باشد ولی نباید آنرا اینطور قلمداد کنیم. انتقاد را باید انتقاد بر رفتارمان تلقی کنیم نه انتقاد بر خودمان بعنوان یک شخص. اگر اینکار را بکنید، دیگر احساسی به آن انتقاد نگاه نخواهید کرد و نکات مثبت آن را خواهید دید.
اما کاری که اکثر ما می‌کنیم این است که انتقاد را یک حمله شخصی تصور کرده و با حمله به آن واکنش می‌دهیم. "من اجازه نمی دهم کسی با من اینطور حرف بزند." مخصوصاً اگر این انتقاد در جمع صورت گرفته باشد، مثلاً در نظرات مربوط به یک مقاله. باید از خودتان دفاع کنید و به فرد حمله ‌کننده حمله کنید، درست است؟
نه کاملاً اشتباه است. با حمله به فرد مهاجم شما به سطح آن فرد نزول خواهید کرد. حتی اگر آن فرد واقعاً بی ‌ادبی و توهین کرده باشد، شما نباید همانطور به او پاسخ دهید. شما هم نباید همان گناهان را انجام دهید.

شما باید فرد بهتری باشید.

 
اگر بتوانید در برابر آن حمله آرامش خود را حفظ کنید و با ادب و احترام به آن انتقاد واکنش دهید، آنوقت می‌توانید فرد بهتری باشید. و این کار دو فایده دارد:

1.دیگران تحسینتان خواهند کرد و فکر بهتری درمورد شما می‌کنند. مخصوصاً اگر واکنشتان مثبت باشد و خیلی خوب با انتقاد برخورد کرده باشید.

2.خودتان احساس بهتری نسبت به خودتان پیدا می‌کنید. با شرکت در یک حمله شخصی خودمان را زشت جلوه خواهیم داد اما اگر بتوانیم خودمان را بالاتر از آن سطح نگه داریم، حس خوبی نسبت به آنچه هستیم پیدا می‌کنیم. و این بهترین و بالاترین فایده است.
چطور می‌توانید خودتان را بالاتر از آن حمله نگه دارید و فرد بهتری باشید؟ با جدا کردن خود از آن انتقاد و نگاه کردن به رفتاری که مورد انتقاد قرار گرفته است. با داشتن نگرش مثبت به آن انتقاد و سعی در پیشرفت. با تشکر و قدردانی از فرد منتقد و ارائه یک واکنش مثبت به انتقاد.

  • تاریخ ارسال : جمعه هجدهم آذر 1390, 10:0
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا

چگونه انتقاد کنیم تا تاثیر گذار باشد؟ روش صحیح انتقاد کردن از دیگران

مهمترین هدف در نقد و انتقاد اصلاح کردن است ، انتقاد زمانی ارزش دارد که بوسیله آن بتوانیم گفتار و رفتار کسی را اصلاح کنیم. انتقاد شنیدن ذاتاً تلخ و گزنده است و مانند داروی تلخی است که به مذاق شخص ناگوار و از طرف دیگر لازم و ضروری است. از زاویه دیگر انتقاد کردن آسان و انتقاد شنیدن سخت است، ولی اگر دقت کنیم انتقاد صحیح کردن نیز سخت است و نیاز به مهارتهای خاصی دارد که اگر افراد این مهارتها را ندانند، عملاً انتقاد آنها نه تنها اثر سازنده ندارد، بلکه باعث موضع گرفتن، کینه و دشمنی بین افراد می­شود.

بخش زیادی از کدورت­ها و نارضایتی بین افراد خانواده، دوستان، همکاران و همسایگان ناشی از ایراد و انتقادی است که از یکدیگر می­گیرند، در حالی که اگر افراد شیوه درست انتقاد و ایراد گرفتن را بدانند، این کدورت­ها و دشمنی­ها بوجود نمی­آید. اگر بپذیریم شنیدن انتقاد مانند خوردن داروی تلخ است، آنگاه باید همان کاری را کرد که داروسازان می­کنند، داروسازان داروهای تلخ را در لایه­ای از مواد شیرین قرار می­دهند تا تلخی آن کمتر در کام بیمار ریخته شده و اثرگذار شود.

در این مقاله ما سعی داریم پاره­ای از مهمترین شرایط تاثیرگذار در یک انتقاد را بازگو کنیم.  یک انتقاد صحیح بایستی شرایط زیر را داشته باشد تا بتواند ضمن آنکه تأثیر گذار است، سبب ناراحتی و نارضایتی طرف مقابل هم نشود :

1- قبل از انتقاد کردن و بیان اشکالات گفتار و رفتار طرف مقابل، ابتدا مختصری از محاسن، خوبیها و توانمندیهای او سخن بگوئید، این کار باعث می­شود فرد احساس کند شما دوست او هستید و دشمنی ندارید. و در نتیجه حاضر به شنیدن سخن شما خواهد بود .

2- مختصری از زمان­هایی که خودتان خطا یا اشتباهی کرده­اید سخن بگوئید تا طرف مقابل احساس نکند قصد شما از انتقاد کردن اثبات برتری خود و ضعف طرف مقابل است. سخن گفتن از اشتباهات خود زمینه پذیرش را در طرف مقابل ایجاد می­کند.

3- وقتی می­خواهید خطا و اشکال طرف مقابل را بگوئید دقت کنید، خطا و اشتباه را بطور مستقیم بازگو نکنید، بلکه این کار را غیر مستقیم انجام دهید. مثلاً بصورت سؤال مطرح کنیم که آیا از نظر شما این سخن یا عمل چگونه است؛ خوب یا بد؟

4- موضوعی را که می خواهید از آن انتقاد کنید تا حدامكان واضح و مشخص بيان كنيد.

5- اجازه ندهيد گفته­هايتان از احساسات منفي شما رنگ بگيرد. مواظب باشيد صدايتان بلند و لحن كلامتان خشن و طعنه‌آميز نباشد.

6- در مرحله چهارم مستقیم دستور ندهیم و برای اصلاح سخن یا رفتار مورد نقد به صورت دستوری تحکم نکنیم، بلکه سخن یا رفتار درست را پیشنهاد بدهیم.

7- خیلی دقت کنید هنگام انتقاد کردن و ایراد گرفتن، موضوع و سخن معیوب را مورد انتقاد قرار دهید و از بد بودن آن سخن بگوئید و هیچگاه صفت بد یا زشت یا غلط را به شخصیت خود فرد نسبت ندهید، در واقع کار بد و ناشایست را سرزنش کنید نه شخصیت خود فرد را.

8- واضح و شمرده سخن بگوييد، به طوري كه طرف مقابل انتقاد شما و دليل مطرح كردن آن را بفهمد.

9- اطمينان حاصل كنيد كه اعمال و رفتاري را كه مورد انتقاد قرار مي‌دهيد، قابل تغيير است. در غير اين‌صورت از انتقاد صرف‌نظر كنيد.

10-  حساس باشید که هنگام انتقاد کردن هدف خود را گم نکنید هدف تأثیر گذاری و اصلاح کردن است. پس موضوع را كش ندهيد و انتقاد را به سخنراني یا بحث و جدل بیهوده تبديل نكنيد، در این مسیر ممکن است طرف مقابل با ابراز نارضایتی و توجیه کردن سخن خود ناخودآگاه ما را به موضع جدل بکشد و در این جریان هدف اصلی فراموش شود و گفتگو به مسیر غلط کشیده شود. در اینجاست که شنونده بي‌حوصله مي‌شود و توجهي به آن نمي‌كند.

11- خطا و اشتباه طرف مقابل را بگونه­ای مورد انتقاد قرار دهیم که آن را قابل اصلاح و جبران نشان دهیم، افراط در انتقاد کردن می­تواند به جایی برسد که همه راهها را برای جبران خطا و اشتباه مسدود نشان دهد و فرد مرتکب خطا از اصلاح خطای خود ناامید و مایوس شود.

12- برای متقاعد کردن خطا کار بودن طرف مقابل یا غلط بودن سخن و رفتار او از برچسب زدن به او خودداری کنید، مثلاً بکار بردن عباراتی مانند: «تو همیشه خطا میکنی»، «توهیچ وقت دقت نمیکنی» «تو آدم سهل انگاری هستی»، تأثیر گذاری انتقاد را به صفر می رساند.

13- بكوشيد با پيش‌بيني واكنش‌هاي منفي شخصي كه مورد انتقاد قرار مي‌‌گيرد، از بروز آن جلوگيري كنيد. جملاتي مانند: «مي­دانم که به من اين اجازه را مي­دهيد که در مورد… حرف بزنم، چون معتقدم كه براي شما مفيد خواهد بود». در كاهش واكنش‌هاي منفي مؤثر مي‌باشد.

14- از ژست‌هاي خشم‌آلود، مانند گره كردن دست، اخم كردن، گره به ابرو انداختن و نظاير آن بپرهيزيد.

15- اگر نتيجه مثبت انتقاد خود را در رفتار انتقاد شونده مشاهده نموديد، وي را تحسين و از اینکه به سخنان شما گوش کرده است تشکر كنيد.

 

انتقاد يا تحقير؟

آيا انتقاد سبب خشم و عصبانيت شما مي‌شود؟

آيا شما نيز گه‌گاه با سخنان انتقادآميز خود موجب رنجش ديگران مي‌شويد؟ آيا از ترس اين‌كه مبادا كسي را از خود برنجانيد، در بيان مطالبي كه آن را مفيد مي‌دانيد، ترديد مي‌كنيد؟

پاسخ اين پرسش‌ها اغلب مثبت مي‌باشد چرا كه مردم  معمولاً‌ تمايل دارند انتقاد را به شكل منفي به كار برند و تعبير و تفسير كنند و يا به دليل منفي بودنش از انتقاد كردن خودداري نمايند. اگر چند نفر را به طور اتفاقي انتخاب كنيد و از آنان بپرسيد « معني انتقاد چيست؟» به احتمال زياد خواهند گفت: «انتقاد اظهارنظري است مخرب، تحقير‌كننده يا خصومت‌آميز كه هدفش عيبجويي است.»

 چرا انتقاد در مفهوم رايج خود داراي تاثير تا بدين حد مخرب و منفي است؟

در انتقادهاي متداول، انتقاد كننده معمولاً به شكلي غيرمنصفانه فقط روي نقاط ضعف انگشت مي‌گذارد.

انتقاد به صورت متداول خود جرياني منحصراً‌ يكسويه است.

انتقاد نادرست احتمال رشد و پيشرفت را از بين مي‌برد. اين شيوه با تمركز بر روي اعمال گذشته فرد روزنه هر نوع جبران و پرهيز از خطا را مي‌بندد. وقت آن رسيده كه در تعريف انتقاد تجديد نظر كنيم و بدين ترتيب مفهوم قبلي آن را تغيير داده، در روند انتقاد كردن و انتقاد شنيدن تحول و اصلاحاتي ايجاد كنيم. به تعاريف جديد توجه كنيد:

 يا انتقاد وسيله اي است براي تشويق و افزايش رشد فردي و روابط اجتماعي.

براي اينكه انتقادمان سازنده باشد و از آن احساس خشنودي كنيم، بايد به يك پرسش كليدي پاسخ دهيم: اطلاعاتي را كه مي‌خواهيم به فرد مخاطب بدهيم، چگونه بيان كنيم كه از يك طرف مخاطب ما آن را بپذيرد و از آن سود ببرد و از طرف ديگر به بهبود روابط ما با او كمك كند "به عبارتي ديگر" چه بگوييم ؟ "و" چگونه بگوييم ؟"

اين پرسش، مركز ثقل مساله را از عيبجويي به حل مشكل تغيير مي‌دهد.

براي طرح يك انتقاد سازنده و مؤثر بايد موارد ذيل را مدنظر داشته باشيد:
رفتار مورد انتقاد را مشخص كنيد.
انتقاد خود را تا حدامكان واضح و مشخص بيان كنيد.

اطمينان حاصل كنيد كه اعمال و رفتاري را كه مورد انتقاد قرار مي‌دهيد، قابل تغيير است. در غير اين‌صورت از انتقاد صرف‌نظر كنيد.

از عبارت «نظر شخصي من اين است» استفاده كنيد و از تحميل نظريات خود بپرهيزيد.

واضح و شمرده سخن بگوييد، به طوري كه طرف مقابل انتقاد شما و دليل مطرح كردن آن را بفهمد.

موضوع را كش ندهيد و انتقاد را به سخنراني تبديل نكنيد، زيرا شنونده بي‌حوصله مي‌شود و توجهي به آن نمي‌كند.

بكوشيد انگيزه‌هايي براي تغيير رفتار پيدا كنيد و خود را متعهد بدانيد كه انتقاد شونده را در حل مشكلش كمك كنيد.

اجازه ندهيد گفته هايتان از احساسات منفي شما رنگ بگيرد. مواظب باشيد صدايتان بلند و لحن كلامتان خشن و طعنه‌آميز نباشد.

از ژست‌هاي خشم‌آلود، مانند گره كردن دست، اخم كردن، گره به ابرو انداختن و نظاير آن بپرهيزيد.

حالت و رفتار شما مي‌بايست گفته‌هاي شما را تقويت كند نه آنكه آنها را نفي كند.

با مشكلات و احساسات طرف مقابل، همدلي نشان دهيد و شتابزده انتقاد نكنيد.

بكوشيد با پيش‌بيني واكنش‌هاي منفي شخصي كه مورد انتقاد قرار مي‌‌گيرد، از بروز آن جلوگيري كنيد. جملاتي مانند:    «مي دانم که به من اين اجازه را مي دهيد که در مورد … حرف بزنم، چون معتقدم كه براي شما مفيد خواهد بود». در كاهش واكنش‌هاي منفي مؤثر مي‌باشد.

اگر نتيجه انتقاد خود را در رفتار انتقاد شونده مشاهده نموديد، وي را تحسين كنيد.

 

• انواع انتقاد

برخی از انواع انتقاد عبارتند از:

 انتقاد سازنده:
این روش در بسیاری موارد می‌تواند جنبه‌ای سازنده و مثبت داشته باشد. اگر لحن انتقاد کننده دوستانه باشد بیشتر مؤثر واقع شده و شنونده بدون آنکه مورد حمله قرار گیرد از معایب خود مطلع می‌شود. بی تردید برای هیچکس خوشایند نیست که بشنود «بد غذا میخورید» و یا «در لباس پوشیدن بد سلیقه هستید». برای آنکه انتقاد سازنده و مؤثر باشد منتقد باید مواردی را رعایت کرده و پرسشهایی را مطرح کند که هر یک از آنها در رساندن وی به هدف خود نقش مثبتی ایفا کند. این سؤالات می‌بایست محتوای اطلاعاتی را که لازم است مبادله شوند در برگیرد. همانگونه که گفتن و چگونه گفتن ارتباط نزدیکی با هم دارند، محتوا و شیوه انتقاد نیز بر هم تأثیر گذارند. در تعیین محتوای یک انتقاد باید ابتدا از خود پرسید که از چه رفتاری می‌خواهیم انتقاد کنیم؟ این روش می‌تواند بسیار مفید واقع شود، زیرا از به کاربردن جملات کلی و کلمات پوچ و آزاردهنده‌ای چون «همیشه همین کار را می‌کنی»، «هیچ وقت به موقع نمی‌آیی» و جملاتی از این قبیل جلوگیری می‌شود. هنگامی که انتقاد از رفتار خاصی را با قاطعیت و به طور دقیق مطرح می‌کنیم برای انتقاد شونده این امکان را فراهم می‌سازیم که منظور ما را بدرستی درک کند. انتقادی که متوجه رفتار خاصی باشد می‌تواند منجر به گفتگویی دوجانبه شود تا اینکه به بحثی مبدل شود که حدود آن مشخص نیست.

انتقاد غیرمستقیم:
انتقاد می‌تواند به صورت غیرمستقیم بیان شود. برای مثال اگر طرف مقابل شما خصوصیت بدی داشته باشد، در خلال گفتگو به او بگویید «به نظر شما آدمهایی که دارای این خصوصیت اخلاقی هستند، غیرقابل تحمل نیستند؟» این شیوه انتقاد باعث می‌شود که یک حس هوشیاری در وی بیدار شود و وی متوجه شود که دارای چنین مشکلی است. حتماً این مثل را شنیده‌اید که می‌گوید «به در می‌گویند تا دیوار بشنود». این یک مثال متداول در فرهنگ ما برای ابراز همین موضوع است.

انتقاد همراه با تعریف و تمجید:
در این روش ابتدا می‌توان به تعریف و تمجید ویژگی‌های ارزشمند فردی که مورد انتقاد است پرداخت. برای مثال «تو دختر خیلی باهوشی هستی». پس از کاربرد یک مقدمه مناسب نظر انتقادی خود را بیان و سعی کنید آن را در پوششی از سخنان خوب و دلپذیر قرار دهید. البته منظور شما اصلاً تملق نیست بلکه نخست خصوصیات خوب او را گوشزد کرده و بعد انتقاد خود را ابراز داشته‌اید..

انتقاد تهاجمی و صریح:
رک بودن نشانه صراحت و صداقت است ولی همیشه برای مخاطب خوشآیند نیست بخصوص اگر خیلی ناپخته بیان شود. این نوع انتقاد نه تنها هیچ نوع سازندگی در بر ندارد بلکه شنونده را هم در موضع تدافعی قرار می‌دهد. بهتر است که انتقاد با بکارگیری یک سیاست درست انجام شود.

محکوم کردن:
گاهی بجای انتقاد همراه با راهنمایی، انتقاد کننده مخاطب را در یک دادگاه یک طرفه محاکمه و محکوم می‌کند. او به خود این حق را می‌دهد که در مورد دیگران اظهار نظر کرده و الگوی فکری خود را به وی تحمیل کند. اینگونه برخوردها نه تنها سازنده نیست، بلکه بسیار نامناسب است.

انتقاد دیرتر از موعد:
اینگونه انتقادات، زمانی صورت می‌گیرد که هیچ کمکی به رفع مشکل نمی‌کند. به عبارت دیگر زمان برای جلوگیری از خطا وجود ندارد. بر هیچ کس پوشیده نیست که انتقاد در چنین زمانی برای جلوگیری از تکرار اشتباه بوده و اگر تشخیص داده شود که تأثیری در آینده نخواهد داشت، بهتر است هیچگاه ابراز نشود.

چگونه انتقاد کنم؟


1. فرصت شناسی: انتقاد را تا زمان مناسب از دست نرفته است، انجام دهيد. صبر و بردباري خوب است اما اگر بيش از حد، زمان را تلف کنيد موقعیت مناسب از بين مي¬رود و انتقاد بي‌معني خواهد شد، البته اگر احتمال تکرار اشتباه را نمی¬دهید و مسالۀ مهمی هم نبوده پیشنهاد می¬کنیم انتقادتان را قورت بدهید!
2. یکی یکی: در هر نوبت فقط در يک زمينه انتقاد کنيد نه آنکه مخاطب را به باد انتقادات ريز و درشت بگيريد، در این صورت مخاطب شما هم از لحاظ ذهنی گیج می شود و هم از لحاظ عاطفی قلبش سوراخ سوراخ می شود. بابا رحم داشته باشید!!
3. فقط "نقد کار": تنها از کار اشتباه صورت گرفته یا حرف اشتباه زده شده انتقاد کنيد نه اینکه خود شخص يا اشخاص را به باد انتقاد بگیرید. لطفا یک باره طرفتون را نشورید بگذارید کنار!
4. ساندویچی: انتقاد را موجز و فشرده بيان کنيد. زيرا، مخاطب شما در وضعي قرار دارد که صحبت هاي شما را به خوبي مي‌شنود و درک مي‌کند. سخنراني کردن و تکرار نکاتي که لحظه اي پيش متذکر شده¬ايد نه تنها لزومي ندارد بلکه تأثير کلام شما را نيز از میان مي‌برد.
5. پیشنهاد: تا آن¬جا که امکان دارد انتقاد را در پوشش "پيشنهاد" و حتي "سؤال" مطرح کنيد؛ انتقاد مثل چاقوی تیز است، با پیشنهادی یا سئوالی کردن انتقادتان، این چاقو را کند کنید تا قلب مخاطب را شقه شقه نکند.
6. "کنایه" ممنوع!: از گوشه و کنايه زدن به طرف مقابلتان جداً بپرهيزيد. گوشه و کنايه زدن بیشتر نشان می¬دهد که شما از شخص عصباني هستيد نه اينکه از کار اشتباهش ناراحت باشید. بی¬توجهی به این نکته باعث می شود مخاطب در جبهه مخالف شما جاي بگیرد و حتي اگر گفته هاي شما درست و منطقي هم باشد آنها را نپذیرد.
7. "افراط" نه!: هنگام انتقاد از افراط بپرهيزيد و از واژه هایي مانند "هميشه"، "هرگز" و ... کمتر استفاده کنيد (مثلاً نگویيد "مثل هميشه کار که به تو افتاد گره خورد!" يا "هيچ وقت نشد که بتوانم به کار شما اعتماد کنم" يا "صد بار این را گفتم اما دریغ از اثر کردن") اين کلمات فاقد کاربرد لازم و تأثير کافي درجهت‌ سازندگي فرد است. در نتيجه با اين رفتار، ثابت کرده¬ايد که يا دقت¬نظر کافي در حل معضلات را نداريد و يا منصف نيستيد و در هر حال مطلب اصلي تحت تاثیر اين شيوه رفتار نادرست قرار می گیرد.
8. پوزش نخواهید: براي انتقاد کردن پوزش نخواهيد، زيرا در اين صورت چنين استنباط مي شود که شما در قابل انتقاد بودن موضوع ترديد داريد. اگر واقعا تردید دارید قبل از انتقاد کردن از درستی انتقاد مطمئن شوید.
9. تقدیر: نقاط قوت شخص را مورد تقدير قرار دهيد تا اطمينان يابد که شما خدماتش را نيز در نظر داريد. با اين کار زمينه را براي پذيرش انتقاد در مخاطب فراهم کرده¬ايد. اگر سعی کنید، حتما یک خوبی پیدا می کنید!
10. گوش کنید: حرف¬ها و درد¬دل مخاطب را نيز بشنويد زيرا ممکن است در قضاوت خود به راه خطا رفته باشيد. در هنگام انتقاد کردن همیشه خود را صد در صد بر حق ندانید، شاید طرف شما دلیلی داشته باشد که با شنیدنش شما کاملا قانع شوید.
11. موقعیت سنجی: براي انتقاد از افراد، مکان و شرايط مناسبي فراهم کنيد. بهتر است انتقاد را در خلوت انجام دهيد. بی¬توجهی به این نکته ممکن است به جای اصلاح کار اشتباه طرف مقابلتان به تحقیر و سرخوردگی او بیانجامد.
امید آنکه در انتقادهایمان به دنبال ساختن هم باشیم نه سوختن هم.

  • تاریخ ارسال : چهارشنبه شانزدهم آذر 1390, 22:31
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا



مردها به نیازهای زنان واقف نیستند وزنها هم نمی دانند شوهرشان واقعا

چه می خواهد  و یا چگونه باید درخواست اورا برآورده کنند.در هیچ

 دوره ای از تاریخ ارتباط برقرار کردن برای مرد ها به  دشواری حال

نبوده است.همانطور که زنان امروزی بیش از هر زمان دیگری به حمایت

 نیاز دارند  مرد ها هم اعتماد به نفسی که همسرانشان به آنها می دادند

 از دست داده اند.

 امروزه زنان چون کار می کنند اغلب به طور محسوس ابراز نارضایتی

 می نمایند .او و همسرش هر دودر پایان روز در جستجوی عشق و قدردانی

 هستند.وقتی مردی به خانه بر می گردد همیشه به جای پیروزی  با شکست

 مواجه می شود .

نا رضایتی همسرش دال بر  شکست ونا کامی اوست.زنها در محیط کار

  به علت  عدم وجود مدل زنانه سر خورده می شوند  و نمی دانند چه طور

 می توانند هم خودشان با شند و هم  موفق باشند.صرف کردن وقت ونیرو 

 به منظور منافع شخصی  نه منا فع دیگران  اثری منفی بر احساسات و

عواطف زن می گذارد.

مردها برا ی آن سا خته شده اند که  هنگام کار از خود مایه بگذارند و سپس

 به خانه بیایند  و دریافت کننده باشند .درحالیکه زنها تا حد زیادی برای

 بخشش محبت و دریافت آن در یک زمان سا خته شد ه اند.

 تمام نیا زشان ابراز محبت است و لی به طورهمزمان به دریافت محبت

هم نیاز دارند . وقتی آنها بدون عکس العملی ازجانب شوهرمحبت می کنند

 تمایل دارند با زهم بیشتر محبت کنند.  تا شاید پا سخی دریافت کنند 

 اما  وقتی به محبتهای آنان پا سخی داده نمی شود  احساس می کنند

 تهی شده و منزجر می گردند.

 زن در محیط رقابتی و مردانه کار به طورشدید تری به حمایت رو حی

نیازمند می شود .سرکارهم از خود مایه می گذارد درحالی که حمایت

 نمی شود.در حالیکه خسته به خانه می اید با زهم باید از خود مایه بگذارد.

هنگامی که یک مرد  خسته می شود معمولا استعداد خوبی در فراموش

 کردن مشکلاتش دارد  و به راحتی به استراحت می پردازد. اگر حمایتی

 که نیاز دارد  را دریافت نکند از بخشش بیشتر دست می کشد .

اگر سر کار از خود مایه بگذارد بدون اینکه چیزی دریافت کند؛ هنگامی

که به خانه می اید آماده  استراحت یا دریافت محبت است  و یا حداقل

می خواهد زمانی را به خود اختصاص دهد.

از طرف دیگرو قتی زنی احساس می کند مورد حمایت واقع نشده خود

 را مسئولترمیداند بیشتر کار کند.

بر نا مه ریزی مرد به او می گوید وقتی به خانه بر گشت دیگر

 کارش تمام است؛ اما  بر نا مه ریزی زن  اورا به کار بیشتر وادار

می کند.پی بردن به این موضوع می تواند  شفقت و دلسوزی بیشتر

را برای هر دو  به ارمغان آورد.

زنان امروزی نمی توانند انگیزه های  محبت آمیزخود را تحت کنترل

 درآورند .آنها در روابطشان با مرد به حمایت  بیشتری نیاز دارند.

بخشش به دیگران از  ویژگیهای طبیعی  زنانه محسوب می شود.

برای زنان بخشش نه تنها امری غریزی بلکه  امری فوق العاده بوده است.

بخشش برا ی زن بدون انتظار جبران رشته های صداقت و دوستی را 

 عمیق تر می کند.بهترین شیوه بیمه عمر برای یک زن  این است که

هر وقت می تواند به شو هرش کمک کند و چیزی از او دریغ نکند.

اکنون دریافتید چرا دختری که شما را دوست دارد از بذل چیزی هراس

 ندارد؟او به این شکل احساس عشق بیشتری می نماید.

هر گاه زن برای زنده ماندن به جای شو هرش به کارش وابسته باشد

  گرایش به بخشش هم محدود تر می شود .زنی که برا ی به دست آوردن

 پول از خود مایه می گذارد هیچگاه به راحتی به کسی پیشنهاد حمایت

نمی دهد .این بخشش مشروط او را از زنیت خود دور می کند.

این عامل  به سرعت خستگی مفرط را و نا رضایتی زن را در دنیای

کنونی با عث می شود.

زنان امروزی چون در محیط کار آنچنان که باید مرد حمایت واقع

 نمی شوند  احساس خستگی و آزردگی می کنند.چیزی که تفاوت بین

 احساس خستگی و احساس رضایت را  تعیین می کند مقدار کار

زیادی که زن انجام می دهد نیست بلکه میزان حمایتی است که

 دریافت می کندبخشش زنانه هنگامی مشکل ساز می شود که زن از

 روابط تقویت کنند ه روح محروم باشد.

زن هرچه هنگام کار مسئول تر رقابتی تر و خشن تر باشد  در خانه تماس

 یافتن با  روحیه زنانه برایش مشکل می شود .زن امروزی  وقتی به خانه

 می رسد مثل  مادرش انرژی لازم برای  کارهای خانه را ندارد .

هرچند غریزه حکم می کند او باید بیشترکار کند ولی انرژی لاز م را ندارد

.وجو داین احساس  ها منجر به ظهور خستگی ناگهانی می شود.

اما چه چیزی به زن کمک می کند تا خسته نشود یک داروی  معجزه بخش

 در این بار ه وجود دارد .

  • تاریخ ارسال : چهارشنبه شانزدهم آذر 1390, 22:23
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا
فنون آرامش روحی

 

استرس زیادی که دنیای مدرن به ما وارد می کند سبب شده است که  آرامش دست نیافتنی به نظر برسد. با این حال  باز هم هیچ دلیلی وجود ندارد که زندگی خود را پر از استرس و اضطراب نماییم. اگر هنر ایجاد آرامش را بیاموزید می توانید به راحتی لذت زندگی را بچشید. راز ایجاد آرامش کنترل ذهن است. به عنوان مثال شما می توانید برای سلامتی خود یک ساعت در روز ورزش کنید و همینطور می توانید نسبت به اضافه وزن خود بی تفاوت باشید و یک عمر با نگرانی دست به گریبان باشید.

 

فنون ایجاد آرامش

1- مهمترین زمان اکنون است - بسیاری از ما زمان زیادی را در نگرانی آینده به سر می بریم. اگر در کل عمر خود این زمان ها را محاسبه نماییم متوجه می شویم از یک سال هم بیشتر شده است. محققان متوجه شده اند که نگرانی و تشویش برای آینده قسمت زیادی از فعالیت ذهنی فرد را اشغال می کند. در حالیکه این نگرانی هیچ کمکی به شما نمی کند به هیچ وجه. اگر بیشتر وقت خود را به فکر کردن درباره گذشته و نگرانی درباره آینده بگذرانید هیچگاه نخواهید توانیست به اندازه کافی آرامش داشته باشید. برای رسیدن به آرامش روحی و فکری واقعی باید فقط  در زمان حال از زندگی خود لذت ببرید نه افسوس گذشته را بخورید و نه نگران آینده باشید.

 

2- محیط اطراف بسیار مهم است - جایی که کار می کنید و وقت خود را می گذرانید در وضعیت فکری شما تاثیر عمیقی دارد. شاید ما آگاهانه این موضوع را درک نکنیم ولی اگر دقت کنید در بعضی اتاق ها آرامش بیشتری دارید و تمایل دارید هنگام استراحت آنجا باشید. به اتاق خود نگاه کنید اگر بسیار درهم و برهم و ریخت و پاش است مانند این است که مرتب کسی کاری را به شما یادآوری می کند ولی شما آنرا انجام نمی دهید. و این چرخه همینطور را ادامه دارد.

این یادآوری ناخودآگاه و مداوم در ذهن جای زیادی اشغال می کند. اگر اتاق خود را مرتب کنید و محیطی دلچسب برای خود فراهم کنید احساس بهتری نسبت به قبل خواهید داشت . راحتتر می توانید خود را آرام و ریلکس نمایید. برای خرید سیستم های تهویه و تصفیه هوا، گل و ... خساست به خرج ندهید تا شرایط بهتری برای خود فراهم کنید. برای آرام ساختن خود هدف آرام  نگه داشتن مغز است. که نتیجه آن ارامش روحی است. این بهترین نوع ریلکسیشن است چون ما را نسبت به کار هایی که خود باید انجام دهیم آسوده خاطر می کند. هر روز 10 تا 15 دقیقه وقت برای مدیتیشن مشخص کنید در طول مدیتیشن می توانیم روح و فکر خود را از دلبستگی های مادی رها کنیم.

 

3- سازنده بودن به جای به تعویق انداختن - رسیدن به آرامش و آسودگی خیال فقط با استراحت کردن تمام وقت در ساحل دریا بدست نمی آید. بلکه باید بیاموزیم چگونه آرامش را بدست بیاوریم. مهم نیست که در حال کار باشیم یا استراحت مهم این است که بدانیم چه بکنیم. بنابراین کار هایی را که باید انجام شود اولویت بندی کنید. اگر هر کاری را با برنامه و از راه صحیح انجام دهید احساس استرس و فشار کمتری خواهید داشت. وقتی که می خواهیم چند کار را با هم انجام دهیم خود را زیر بار فشار زیادی قرار داده ایم. و در این حال ایجاد آرامش بسیار سخت و دشوار است. زندگی را برای خود سخت نکنید. برای هر کاری زمان مشخص نمایید و آنقدر به خود وقت بدهید که از انجام آن لذت ببرید. یک کار را تکمیل نمایید و هر چه لازم است برای آن انجام دهید. آنگاه پاداش شما لذتی است که از انجام بی عیب و نقص آن کار نصیب شما خواهد شد.

 

4- با تاثیر دیگران بر خود مقابله کنید - چقدر به نظر دیگران وابسته هستید و به آن اهمیت می دهید. وقتی که ما نگران حرف مردم هستیم در حقیقت یک بار فکری به ذهن خود تحمیل کرده ایم. و ناخودآگاه به سمتی حرکت می کنیم که دیگران را خوشحال کنیم. و این هم ایجاد آرامش فکری را غیر ممکن می سازد. مهم نیست که ما چه کار می کنیم یا چه می گوییم همیشه عده ای هستند که ایراد بگیرند. بنابراین باید در خود روحیه ای را تقویت کنیم که نه با ستایش و نه با انتقاد تحت تاثیر قرار نگیریم. این بدان معنا نیست که ما افکاری متفاوت با دیگران داریم، بلکه فقط به این معناست که نمی خواهیم به دیگران اجازه دهیم با عقاید خود آرامش روحی و فکری ما را به هم بریزند. البته این کار ساده ای نیست اما به مرور زمان می توانیم اثر عقاید دیگران در زندگی خود را کمتر کنیم. رسیدن به آرامش زمانی مقدور می شود که ما فکر کردن به حرف های مردم را متوقف کنیم.

 

5- زمانی برای خود اختصاص دهید - اجازه ندهید تمام وقت شما صرف دیگران شود طوری که برای خود وقت کافی نداشته باشید. اگر کار شما به گونه ای است که مدام با تلفن و ایمیل درگیر هستید بهتر است از آنها در زمان استراحت فرار کنید. مثلاً می توانید ساعات مشخصی را برای پاسخگویی به تلفن ها مشخص کنید. به این صورت به دیگران می فهمانید که شما هم به زمانی برای استراحت و آرامش نیاز دارید و نباید مزاحم شما شوند. وقتی به فشار های روحی اجازه می دهید ساخته شوند ایجاد آرامش کار سختی می شود. اما با استراحت کافی می توانید هنگام کار با انرژی و توان بیشتری به وظایف خود را انجام دهید که نتیجه آن یک رضایت درونی است.

 

6- یک تغییر به اندازه یک استراحت ارزش دارد - زندگی نباید تکرار مکررات باشد اگر متوجه شدید که در چرخه ای نا تمام از روزمرگی گیر کرده اید کار هایی کاملاً متفاوت انجام دهید. مثلاً اگر هر روز بعد از ظهر وقت خود را با روزنامه خواندن و تماشای تلوزیون می گذرانید و پس از آن احساس خوبی ندارید می توانید برای قدم زدن با خانواده یا دوستان بیرون بروید یا در فعالیت های ورزشی با دوستان شرکت کنید. این تغییر رویه به شما کمک می کند احساس آرامش بیشتری داشته باشید و نه تنها از روزمرگی نجات پیدا می کنید بلکه فعالیت های روزانه خود را هم بهتر انجام خواهید داد.

 

ریلکسیشن به سادگی یک نفس عمیق کشیدن است.

اگر احساس استرس می کنید چند دقیقه بیرون بروید. فقط به تنفس خود دقت کنید. به آرامی نفس بکشید این کار اثری قدرتمند برای آرام کردن دارد. وقتی که هوا را به داخل شش های خود فرو می برید آرامش درونی را وارد بدن خود می کنید. و وقتی که هوا را به بیرون می رانید تجسم کنید تمام نگرانی ها و تشویش ها را بیرون رانده اید. بدست آوردن آرامش به همین سادگی است پس سعی نکنید آنرا پیچیده نمایید.

  • تاریخ ارسال : دوشنبه سی ام آبان 1390, 23:51
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا

مشاركت زنان بطور چشمگير در زمينه‌هاي مختلف اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و... از بعد از جنگ جهاني دوم آغاز شد و فعاليت زنان در هر يك از اين زمينه‌ها پيامدهاي منفي و مثبتي در پي داشته است.

«نقش شغلي زنان، نقشي جديد در مقايسه با نقش‌هاي سنتي همسري و مادري مطرح و عوامل متعددي مي‌توانند بر احراز نقش شغلي زنان يا عدم آن و ادامه يا ترك آن موثر واقع شوند.

شايسته است جهات مثبت و امتيازات نقش اشتغال زنان از ابعاد مختلف اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي براي افراد جامعه چه زن و چه مرد مورد شناسايي و تاكيد قرار گيرد. پرداختن به نقش اشتغال براي زنان در كنار نقش‌هاي خانوادگي، وظيفه‌ي سنگين و خطيري است كه بر دوش مادران نهاده مي‌شود»

بطور كلي بيرون رفتن زن از خانه و چند ساعتي از روز را در اجتماع بودن باعث مي‌شود كه رفتار وي در خانواده هم تحت تاثير قرار گيرد و در مواردي وظايف مادري و همسري را هم به نحو بهتري انجام دهد و يا به عكس.تاثيري كه اشتغال زنان بر رضايت زناشويي (چه از جهت منفي و چه از جهت مثبت) مي‌گذارد آنچنان ابعاد وسيع و گسترده‌اي را دارد كه بسياري از جامعه شناسان، روانشناسان و اقتصاددانان به اين قضيه مي‌پردازند. به نظر مي‌رسد كه زنان هنگامي كه به استقلال مالي مي‌رسند،آرامش خاطر بيشتري دارند و همين آرامش خاطر تاثير بسزايي بر روابط وي با همسر، بچه‌ها و ساير اقشار جامعه مي‌گذارد كه باعث به وجود آمدن رضايت زناشويي در زندگي مي‌شود.

بيان مسئله

تاثيري كه كار زن و درآمد وي در ابعاد مختلف زندگي دارد بر كسي پوشيده نيست خصوصاً اثري كه اين درآمد بر رفاه خانواده و رضايت زناشويي مي‌گذارد. امروزه رفاه خانواده در جوامع بسيار مهم است و اعضاي آن خصوصاً زن و شوهر تلاش خود را انجام مي‌دهند تا از هر جهت به آرامش و خوشبختي و رضايت برسند.

اشتغال زنان در فعاليت‌هاي اقتصادي خارج از چهارچوب خانوار كه طي چند دهه گذشته تدريجاً اهميت يافته مسائلي را مطرح كرده است كه به دليل اهميت، موضوع پژوهشهاي متعددي قرار گرفته‌است و از آنجا كه اين امر خصوصا در ایران با شتابزدگي در ميان برخي از گروه‌ها مطرح گرديد و در عين حال شرايط اجتماعي، فرهنگي جامعه ایران در خيلي موارد پويايي مناسب با آن را نداشته است، اشتغال زنان از سويي با مسائل حاد -در برخي از موارد- مواجه گرديده و از سويي ديگر اختلاف عقيده در ميان توده‌هاي مختلف مردم موجب شد

از جمله این عوامل رضايت يا عدم رضايت زناشويي است. اگر بخواهيم رضايت زناشويي را در خانواده ايجاد كنيم بايد به دنبال عواملي باشيم كه موجب ايجاد رضايتمندي مي‌شود و خانواده‌ها را به سوي آن ترغيب كنيم. يكي از اين عوامل اشتغال زنان است. مشاركت روزافزون زنان در بيرون از خانه باعث تقويت حس اعتماد به نفس و استقلال و افزايش قدرت تصميم‌گيري و برخورد مناسب با و حوادث زندگي و اثر مطلوب بر روابط خانوادگي بر جاي گذارده است.مطالعات زيادي نشان داده كه يكي از مهمترين عوامل موثر بر رضايت زناشويي مسئله اقتصادي و درآمد است، چنانچه اين درآمد از طرف هر دو زوج باشد باعث سهولت زندگي مي‌شود؛ ولي در كنار اين سهولت زندگي، در پاره‌اي موارد باعث بروز مسائل و مشكلات هم مي‌شود كه در اين تحقيق به آن پرداخته مي‌شود

  • تاریخ ارسال : شنبه بیست و هشتم آبان 1390, 11:22
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا

متاسفانه بی وفایی و خیانت همیشه وجود داشته و همواره جای صحبت و بحث را در مورد آن باز نموده است. امروزه برخی از كانال‌ها‌ی تلویزیونی مانند REALITY TV درمورداین موضوع برنامه‌ها‌ی متعددی دارند اما براستی چرا برخی از مردان خیانت می‌كنند؟

همه مردان تا حدی می‌دانند كه خیانت كار درست و پسندیده ای نیست و از ابتدا اكثر آنها حتی فكر خیانت را هـم به سـر خطور نـمی دهند ولـی مـتاسـفانه گاهی دچار این اشتباه و گناه بزرگ می‌شوند. در ادامه 10 دلیل اصلی خیانت در مردان را می‌خوانید.

دلیل شماره یك:

از بین رفتن عشق و علاقه

افسوس كه پس از گذشت زمـان طـولانــی با هــم بـودن، بـرخــی مـردان آن عــشـق و عــلاقه و احـساساتـی را كه در ابتدا به همسرشـان داشتند، از دست میدهند. اما این رابطه به جزئی از وجودشان مبدل شـده. جـدایی بسیار دردناك و تاثر برانگیزاست. پس بجای جدایی باید چاره ای اندیشید و به زندگی شیرین در كنار هم ادامه داد.


دلیل شماره دو:

عدم جذابیت همسر

سر كردن مدت طولانی با یكدیگر گاهی اوقات باعث تنبلی و سستی زنان می‌شود. به این معنا كه دیگر به سر و وضع خود نرسیده و جذابـیـتی نـدارد و مانـنـد گـذشته به شیفتن شوهرشان نمی‌پردازند. مرد نیز دیـگر همـسرش را زیبـا نیـافته و زنـدگی با او هیجان و لذت قدیم را نخواهد داشت.

دلیل شماره سه:

سهل انگاری زنان

اكثـر زنـان خـیـلی سـریـع و راحت شوهرشان را بخـاطر رفتارهای بی وفـا مـنـشـانـه او می‌بخشند كه این موضوع شاید به دلیل ترس از تـنـهایی و یا فطرت رقیق القلبی زنان باشد.حتی ممكن است برخی از زنان خود را مقـصر اصلی خیانت شوهرشان پنداشته و قدمهایی رابرای بهبود روابطشان بردارند.این واقعیت كه بسیاری از زنان به شوهرشان اجازه گریز از جرم و جنایت را می‌دهند ممكن است موجبات مضاعف شدن مشكلات آنها را فراهم آورد.

دلیل شماره چهار:

اخلاق و رفتار غیر قابل تحمل همسر

رفتارهای زشـت، نــق زدنــهـای دائـمی، نزاع‌ها‌ و مجادله‌ها‌ی فراوان دسـتور العمـل مناسبی برای ایجاد سردرد است و در تصـور برخـی مـردان ( البته به غلط )، خـیـانت بهترین راه فرار از جهنم خانه بوده و بهتر از آسپرین به درمان سـردرد كمك می‌كنــد.

دلیل شماره پنج :

بولهوسی و هوسرانی

این یك حقیقت غیر قابـل انـكـار اسـت كـه مـردان هوسران توانایی نه گفتن در روابط جنسی را ندارند. گاهی ممكن است موقعیتی ایستادگی ناپذیر برایشان پیـش آید. در ایـن زمان مردان بی جنـبه و هوسـبـاز تصـور می‌كنـنـد كـه این موقـیت شاید دیـگر هرگز در زندگی آنها ایجاد نشود و تن به زشتی می‌دهند. 

دلیل شماره شش:

عقده‌ها‌ی جنسی

بعضی مردان مایلند بدانند كه چقدر از نظر سایر زنان جالبند و در روابط طولانی این سوال برایشان پـیش می‌آید كه آیا هنـوز در جامعه جذابیتی دارند یا خیر كه یافتن این پرسش ممكن است آنها را بـرای رسـیدن بـه اهداف غیر مشروعشان سوق دهد.

دلیل شماره هفت:

بی خطر شمردن خیانت

ز دست دیده و دل هر دو فریاد كه هر چه دیده بیند دل كند یاد. این ضرب المثل قدیمی تازمانیكه دوربین مدار بسته ای برای كنترل مردان وجودنداشته باشدحقیقتی محسوب می‌شود. برخی تصور می‌كننـد كه اگر خیانت بكنند كسی متوجه نشده و به كسی نیز صـدمـه ای نـخـواهـد رسیـد و ایــن استـدلال را بهانـه ای بـرای انـجام عـمـل زشـت خود برمی‌شمارند. اما توجه داشته باشـیـد كه هـر قـدر مـردان به دلیل عدم كنترل حیله گر تر شوند، زنان به همان اندازه شبكه جاسوسی و كنترلی خود را گسترش خواهند داد

دلیل شماره هشت :

زیاده خواهی و تنوع طلبی

برخی از مردان بدلیل داشتن میل به زیاده خواهی و تنوع طلبی و هیجانات كاذب و زود گذر به این عـمل زشـت تن می‌دهند. آنها به زن به دیده غنیمت جنسی می‌نگرند و با وجود یك زن در زندگی، تصور می‌كنند فرصتهای زیادی را از دست داده اند. 

دلیل شماره نه :

خیانت همسر

برخی از مردان به بی وفایی و انحراف هـمسـر خـود پـی برده و تـنـها راه آرام كـردن و فرونشاندن خشم خود را در مقابله به مثل می‌یابند كه عملی غیر منطقی می‌نماید.

دلیل شماره ده :

عدم رقبت همسر به داشتن روابط با شوهر خود

برخی از زنان در روابط زناشویی با شوهر خود ممكن است تمایل به این روابط را از دست داده و یا كمتر به این موضوع اهمـیت دهـنـد كه ایـن امـر مـمـكن اسـت باعـث فشارهای روانی و جسمانی به مرد شده و منجر به كج روی او گردد.


نتیجه: خیانت در زندگی امری نكوهیده و ضد اخلاقی است كه اثرات زیان بار آن قطعا دیر یا زود گریبان‌گیر فرد خواهد شد. بنابراین چنانچه مشكلی در روابط وجود دارد باید با دید باز به آنها نگریست و با اندیشه و تدبیر سعی در حل آنها نمود. صادق باشید

  • تاریخ ارسال : شنبه بیست و هشتم آبان 1390, 10:57
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا


گاهي اوقات به نظر مي رسد مردان و زناني كه زندگي مشتركي را شروع مي كنند، هيچ چيز مناسبي به دست نخواهند آورد، حتي يك گوش شنوا. يكي از دلايلي كه باعث مي شود بسياري از ازدواج ها منجر به شكست شود، ناتوان بودن در برقراري ارتباط و درك دو طرف است. نداشتن گوش شنوا يكي از دلايل مهمي است كه باعث مي شود مردم همديگر را عصباني كنند.
بيشتر اوقات ما مي شنويم زنان از اين كه همسرانشان به حرف آنها گوش نمي دهند، يا آنها را ناديده مي گيرند، شكايت دارند و بيشتر اوقات هم حق با آنهاست. اما حقيقت اين است كه گناه زنان هم به اندازه گناه مرداني است كه به سخنان آنها گوش فرا نمي دهند.
در اين جا دليل اين كه چرا مردان به حرف زنان گوش نمي دهند- به همراه راه حل پيشنهادي- ذكر شده است:
۱- شنيدن، نيازمند سعي و كوشش است
چه باور كنيد و چه باور نكنيد، در حقيقت گوش كردن حركتي فيزيكي است. اين بار كه به حرف هاي همسرتان گوش مي كنيد توجه داشته باشيد كه چگونه ضربان قلب شما تند مي شود و حرارت بدنتان بالا مي رود. البته اگر واقعاً متوجه اين تغييرات شويد، احتمالاً ديگر واقعاً به آنچه همسرتان مي گويد، گوش نمي دهيد.
پيشنهاد: بنابراين سعي كنيد هنگام گوش دادن به سخنان همسرتان هوشيار باشيد و حواس خود را كاملاً به سخنان او معطوف سازيد.
۲- افكار سريع
ظرفيت و توانايي ما در فهم سخن ديگران بسيار سريع تر از زماني است كه خود سخن مي گوييم. به طور متوسط شخص شنونده مي تواند در هر دقيقه ۶۰۰ كلمه را طبقه بندي كند. در حالي كه اين ميزان، هنگام صحبت كردن بين ۱۲۵ تا ۱۵۰ كلمه نزول مي يابد. بنابر اين چون مغز ما هنگام شنيدن، توانايي ضبط كلمات بيشتري را نسبت به زمان سخن گفتن دارد پس هنگام شنيدن، ما وقت اضافه پيدا مي كنيم تا به عالم رويا برويم، در مورد نگراني هاي شخصي خود فكر كنيم و يا در صدد پاسخ گفتن به طرف مقابل باشيم. در اين حالت است كه شخص گوينده متوجه رفتار ظاهري ما مي شود و اظهار ناراحتي مي كند.
پيشنهاد: اين بار هنگام گوش كردن به سخنان همسرتان سعي كنيد، اين وقت اضافي را صرف فهميدن عقايد و مشكلات و شكايات او نماييد.
۳- مفروضات غلط (پيشداوري)
پيشداوري هاي ما اغلب نتيجه زيادي خواهي ها و خودخواهي هاي ماست.
بيشتر اوقات مردم به حرف يكديگر گوش نمي كنند، چون معتقدند كه آنچه ديگري مي خواهد بگويد، آنها بهتر مي دانند و يا مشكل آن قدر پيچيده است كه قابل حل نيست و يا آن قدر هم مهم نيست كه لازم باشد به آن گوش داد.
پيشنهاد: شما بايد ابتدا سعي كنيد به جاي تمام اين پيشداوري ها، شنونده خوبي باشيد و قبل از اتمام سخنان طرف مقابل در مورد او پيشداوري و قضاوت نكنيد. لازم است عقايد همسر خود را قبل از اين كه در مورد او قضاوت كنيد، به خوبي درك كنيد يعني ابتدا خوب گوش كنيد و وقتي مطمئن شديد متوجه منظور طرف مقابل شده ايد آن وقت آنها را ارزيابي كنيد.
۴- شما از قبل مجهز شده ايد
فرو رفتن در نگراني هاي شخصي به مراحل شنيدن كمكي نمي كند، گاهي اوقات ما فشارهاي رواني و يا نگراني هاي زيادي در زندگي داريم كه مانع از توجه ما به سخنان گوينده مي شود.
پيشنهاد: به جاي انجام دادن كارهاي دور از ادب و تظاهر به گوش كردن به همسرتان، شما بايد او را از وجود نگراني ها و مشكلات خود آگاه سازيد، در اين صورت شايد همسرتان براي گوش دادن به حرف هاي شما بسيار هم مشتاق باشد.
۵- تعدد صحبت كنندگان
در زندگي هاي پرمشغله امروزي ما با انواع صداها اعم از صداي بچه ها، والدين، دوستان، همكاران، تلويزيون، فروشندگان دوره گرد و... مواجه هستيم. بنابراين گاهي اوقات به خود اجازه مي دهيم حواسمان پرت شود و يا به طور گزينشي يكي از صداها را انتخاب مي كنيم و در نتيجه به طور كامل حواسمان به سخنان كسي كه با ما صحبت مي كند معطوف نمي گردد.
پيشنهاد: اساس كار براي خوب شنيدن مقدم شمردن فردي است كه براي ما مهم است. مثل همسر، بچه ها، خانواده ، همكار و رئيسمان.

۶- حواس پرتي

روانشناسان عوامل تمركز نداشتن و حواس پرتي را وجود يك صداي خارجي مي دانند، مثل صداي بلند تلويزيون، مكالمات تلفني، ترافيك، دستگاه تهويه و... كه همگي مي توانند در توانايي شنيدن به طور مؤثر دخالت داشته باشند.
پيشنهاد: اگر مي بينيد هنگام صحبت كردن با همسرتان تمركز حواس لازم را نداريد، سعي كنيد عوامل حواس پرتي را كاهش دهيد و يا حذف كنيد. تلويزيون را خاموش كنيد، پنجره ها را ببنديد، صداي موزيك را كم كنيد يا به محيط آرامتري برويد.
۷- بد شنيدن
گاهي اوقات عدم توانايي در شنيدن ممكن است ناشي از يك مشكل رواني باشد. حتي يك ناراحتي جزيي مي تواند در قدرت شنوايي و تمركز حواس شما مؤثر باشد و مشكل آنجاست كه شما خود به اين امر واقف نباشيد.
پيشنهاد: اگر فكر مي كنيد خود شما يا طرف مقابلتان از ناشنوايي حتي جزيي رنج مي برد حتماً با يك شنوايي سنج مشورت كنيد و آزمايش شويد. خوشبختانه با يك نگرش صحيح شما مي توانيد خوب گوش كنيد و مطمئن شويد كه روابط بين شما و همسرتان محكم و استوار باقي مي ماند. در پايان چند پيشنهاد ساده براي اين كه شنونده خوبي باشيد مطرح مي شود.
كمتر صحبت كنيد
ما يك دهان و ۲ گوش داريم، پس بايد ۲ برابر ميزاني كه صحبت مي كنيم، گوش دهيم. اگر شما مي خواهيد همسرتان را بهتر درك كنيد، ابتدا بايد بفهميد كه نمي توانيد به زور حق صحبت كردن را از او سلب كنيد. صبور باشيد و به دقت گوش كنيد. قطعاً نوبت حرف زدن شما هم فرا خواهد رسيد.
پيام هاي مهم طرف مقابل را كشف كنيد
هنگام صحبت كردن همسرتان كاملاً به حرف هاي او گوش دهيد و اگر مورد مبهمي بود، حتماً سؤال كنيد چون از اين طريق هيچ نقطه ابهام و سوءتفاهمي باقي نمي ماند.
اگر شما دوست داريد طرف مقابل سخنان شما را بشنود و احساسات شما را درك كند، خود نيز بايد همين موارد را در مورد او رعايت كنيد.

 در پايان مي توان نتيجه گرفت اگر همسرتان اغلب از شما عيب جويي مي كند و گله مند است، شايد به اين خاطر باشد كه مي خواهد چيزي به شما بگويد ولي چون شما گوش نمي كنيد، او مجبور است به گفتن خود ادامه دهد تا شما را بالاخره وادار به گوش كردن كند.

  • تاریخ ارسال : شنبه بیست و هشتم آبان 1390, 10:46
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا

هدیه دادن گل، یكی از قدیمی ترین زبان ها برای بیان عشق است. مایه تأسف است كه انسان ها خود را از چنین هدیه با ارزشی كه قیمت چندانی هم ندارد محروم می كنند و گل دادن را تنها محدود به روز تولد یا عیادت از بیمار می کنند. شما می توانید با هدیه دادن ، زندگی و محل سكونت تان را سرشار از امواج مهر و محبت كنید. به ارزان بودن هدیه ای كه می خواهید بدهید فكر نكنید، بعضی از اعمال محبت آمیز دارای امواج كوچك ولی خاصی است كه بسیار دورتر از امواج هدایای گران قیمت می روند. شما باید این قدر به كار خوب خود ادامه بدهید تا مهربانی و هدیه دادن بخشی از وجود شما شود. نگران این نباشید كه ممكن است هدایای شما بی ارزش یا تكراری شوند. مطمئن باشید هیچ وقت چنین اتفاقی نمی افتد. صرفاً هدیه گرانتر، حاكی از بالاتر بودن میزان عشق نیست. مهم این است كه شما در هنگام هدیه دادن به فكر همسر خود بوده اید.

صرفاً هدیه گرانتر، حاكی از بالاتر بودن میزان عشق نیست. مهم این است كه شما در هنگام هدیه دادن به فكر همسر خود بوده اید.

بزرگترین هدیه ای كه می توانید به همسران خود بدهید، عشق بی قید و شرط است. عشق بدون قید و شرط نه تنها به فردیت هر كس احترام می گذارد بلكه آن را پرورش می دهد، حتی اگر جدایی یا از دست دادن همدیگر را به همراه داشته باشد.

با همسر خود زیاد صحبت كنید

یك قلم و كاغذ بردارید و حساب كنید كه یك هفته چند ساعت یا چند دقیقه است. بعد به این سؤال پاسخ دهید كه چقدر از این زمان را به گفتگو با همسر عزیزتان اختصاص می دهید: سی دقیقه، یك ساعت، ده ساعت؟ از همسرتان بپرسید كه آیا این مقدار زمان برای او كافی است تا تمام حرف ها و مشكلاتش را با شما در میان بگذارد؟ به جای این كه هر شب بعد از رسیدن به خانه در جایی بنشینید و تلویزیون نگاه كنید یا روزنامه بخوانید، با همسرتان صحبت كنید و اگر وقتی باقی ماند به روزنامه خواندن بپردازید. هنگامی كه همسر عزیز شما كنارتان می نشیند تا با شما صحبت كند روزنامه را به كناری بگذارید و تمام وقت خود را به او اختصاص دهید. ممكن است استدلال کنید كه بعد از یک روز طولانی کاری، شب هنگام كه به خانه برمی گردید خسته هستید؛ ولی شما نباید از این بهانه برای نادیده گرفتن نیاز همسرتان به صحبت كردن سوءاستفاده كنید. باید طوری برنامه ریزی كنید كه سر فرصت با هم صحبت كنید.

«خوب گوش كردن» كامل كننده حلقه روابط زناشویی است. گوش كردن یكی از مؤثرترین روش ها برای تحت تأثیر قرار دادن همسر است.

شما برای این كه از همسرتان شناخت كافی داشته باشید باید مقدار زیادی از زمان خویش را صرف گفتگو با او در مورد علایق و طرز تفكر خود كنید. این كار باعث می شود او شما را بهتر بشناسد. شما باید از این گونه لحظات برای نشان دادن عمیق ترین احساسات خود استفاده كنید. بدون گفتگو، «صمیمیت» نمی تواند در زندگی شما وجود داشته باشد. تنها راهی كه می توانید با همسرتان رابطه خوبی داشته باشید، زیاد صحبت كردن و گفتن حقیقت است. تنها یك رابطه حقیقی بین شما و همسرتان می تواند زندگی شما را به سوی كمال و خوشبختی  هدایت كند. هیچ احساسی برای یك همسر بدتر از آن نیست كه در عین تأهل، باز هم احساس تنهایی كند و نتواند حرف هایش را با كسی در میان بگذارد.

به صحبت های همسرتان گوش کنید

در كنار «صحبت كردن» با همسر، باید وقت كافی نیز برای «گوش كردن» حرف های او اختصاص دهید. فراموش نكنید كه «خوب گوش كردن» كامل كننده حلقه روابط زناشویی است. گوش كردن یكی از مؤثرترین روش ها برای تحت تأثیر قرار دادن همسر است. اگر شما نشان دهید كه واقعاً علاقه مندید كه به حرف های همسر خود گوش كنید می توانید به راحتی او را تحت تأثیر خود قرار دهید. انسان ها ناخودآگاه جذب كسانی می شوند كه به حرف های آنان مشتاقانه گوش می كنند. با خوب گوش كردن می توانید موانعی را كه در سر راه زندگی مشتركتان قرار دارد به راحتی برطرف كنید، در غیر این صورت همسر شما تصور می كند كه شما برای همه وقت كافی دارید و فقط برای او وقت ندارید و نهایتاً كم كم از شما فاصله می گیرد.

اگر به دنبال راهی می گردید تا نزد همسر خود محبوب تر شوید می توانید از تكنیك تعریف و تمجید استفاده كنید. در تعریف و تمجید نیرویی جادویی نهفته است كه به كمك آن می توانید به اعماق قلب همسر خود نفوذ كنید. هر چه در تعریف و تمجید از همسرتان، از خود سخاوت بیشتری نشان بدهید بیشتر در قلب همسر خود نفوذ می كنید.

روان شناسان ثابت كرده اند كه گوش كردن باعث افزایش مهر و علاقه در زندگی مشترك  می شود. در واقع نیمی از مشكلات زوجین در زندگی زناشویی از خوب گوش نكردن شروع می شود و نهایتاً آنها را دچار سوء تفاهم و مشكلات بعدی می كند.


از همسرتان زیاد تعریف كنید

می گویند هنگامی كه به دنبال خوبی در دیگران باشید، بهترین را در خودتان خواهید یافت. اگر به دنبال راهی می گردید تا نزد همسر خود محبوب تر شوید می توانید از تكنیك تعریف و تمجید استفاده كنید. در تعریف و تمجید نیرویی جادویی نهفته است كه به كمك آن می توانید به اعماق قلب همسر خود نفوذ كنید. هر چه در تعریف و تمجید از همسرتان، از خود سخاوت بیشتری نشان بدهید بیشتر در قلب همسر خود نفوذ می كنید. دیل كارنگی در این زمینه گفته است:«از صمیم قلب تأیید كنید و در تحسین كردن دست و دلباز باشید. »

زوجین در ابتدای زندگی به علت این كه شناخت زیادی از یكدیگر ندارند در كارهای خود دچار شك و تردید می شوند. شما می توانید برای برطرف كردن شك و تردید و به منظور افزایش مهر و علاقه در روابط زناشویی از این نیروی عظیم كه در دسترس شماست استفاده كنید. این كار برای تان خرجی ندارد، مطمئن باشید پیرامون شما انسان های بسیاری وجود دارند كه برای شنیدن كلامی تحسین آمیز حاضرند به هر كاری دست بزنند، شاید همسر عزیز شما یكی از این افراد باشد.

مراقب همدیگر باشید

اگر همسرتان در حال حاضر بیمار است و این بیماری برای شما علاوه بر هزینه های مادی، مشكلات زیادی به همراه آورده است به این موضوع فكر كنید كه زمانی كه پدر یا مادرتان مریض می شدند طرف مقابل با او چگونه برخورد می كرد. به لحظاتی در كودكی خود فكر كنید كه آنها تمام شب را بیدار می ماندند تا از همدیگر مراقبت كنند. مطمئن باشید با یادآوری این خاطرات می توانید تحمل خود را در انجام وظایف و ایفای نقشی كه به عهده دارید بالاتر ببرید. «عشق» مقصد نهایی و بالاترین هدفی است كه بشر آرزویش را دارد. از عشق ورزیدن به عنوان تنها دارو و درمان واقعی برای مداوای همسرتان استفاده كنید. باور كنید اگر به او عشق بورزید  می توانید همسر بیمار خود را درمان كنید. اعمال محبت آمیزی كه شما در حق همسر عزیز خود انجام می دهید خواص درمانی دارند و باعث مقاوم شدن بدن او در برابر بیماری ها می شود.

حرف آخر: خدا را در زندگی مشتركتان فراموش نكنید

ما باید بپذیریم كه موجوداتی هستیم كه با خواست خدا خلق شده ایم و همیشه می توانیم در زندگی پیشرفت كنیم. خداوند بزرگ همواره شاهد تك تك اعمال ماست و برای هدایت بشر به سوی كمال و خوشبختی واقعی، سفیران عشق زیادی را فرستاده است. شما می توانید با مطالعه کتاب های صاحب نظران و عمل به پیشنهادات ارائه شده آن ها می توانید راه حقیقی خوشبختی در زندگی زناشویی را پیدا كنید و به داشتن زندگی سالم و عاری از هرگونه مشكلات اخلاقی امیدوار باشید، اما شرطی برای رسیدن به خوشبختی وجود دارد و آن این است كه ببینید در زندگی سابق خود چقدر اشتباه كرده اید و آیا حاضرید از همسر خود به خاطر اشتباهاتتان معذرت خواهی كنید. ارتباط مستحكم و پابرجا در روابط زناشویی نصیب كسانی می شود كه به اهمیت این کار پی برده اند و حاضرند از همسر خود به خاطر اشتباهاتی كه در حق او مرتكب شده اند معذرت خواهی كنند. در حقیقت عذرخواهی خالصانه برتر از تشخیص اشتباه است و نشان می دهد شما اشتباهاتی كه در حق همسرتان انجام داده اید را به رسمیت شناخته اید و آن قدر به رابطه زناشویی تان اهمیت می دهید كه می خواهید از او عذرخواهی كنید.

موارد گفته شده هنگامی كه در كنار یكدیگر قرار می گیرند كلیدی را می سازند كه می توانید به كمك آن قفل مشكلات زندگی مشترك  خود را برای همیشه باز كنید. این كلید هم اكنون در ذهن شما وجود دارد. فراموش نكنید كه  عشق  هرگز رد نمی شود و پاسخ عشق، عشق است؛ پس به جای این كه امروز دست خالی به خانه خود بازگردید یك شاخه گل برای همسرتان بخرید و با صدای بلند به او بگویید دوستش دارید.

  • تاریخ ارسال : پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390, 16:46
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا

وقتی‌ در ابتدای‌ زندگی‌ زناشویی‌ هستیم، همه‌ چیز در اطرافمان‌ شیرین‌ و دلچسب‌ و همه‌ لحظات‌ زندگی‌ مملو از شادی‌ و خوشحالی‌ است؛ و هرگز تصور نمی‌ کنیم‌ که‌ روزی‌…بقیه در …


وقتی‌ در ابتدای‌ زندگی‌ زناشویی‌ هستیم، همه‌ چیز در اطرافمان‌ شیرین‌ و دلچسب‌ و همه‌ لحظات‌ زندگی‌ مملو از شادی‌ و خوشحالی‌ است؛ و هرگز تصور نمی‌ کنیم‌ که‌ روزی‌ این‌ احساسات‌ خوش‌ و سبکبالی‌ خیال، تبدیل‌ به‌ شرایط‌ ناهموار و دشواری های‌ پی‌ در پی‌ در زندگی‌ شود. اما طولی‌ نخواهد کشید که‌ با گذشتن‌ سال های‌ اول‌ ازدواج، شادی ها یکی‌ پس‌ از دیگری‌ رنگ‌ می‌ بازند و روزی‌ به‌ خود می ‌آییم‌ که چرا همه‌ چیز به‌ این‌ زودی‌ عوض‌ شد؟ آیا گذر ایام‌ بود یا حضور بچه‌ها و افراد دیگر که‌ این‌ تغییرات‌ را سبب‌ شد؟آیا همان‌ طور که‌ لوئیز برد در کتاب‌ “چگونه‌ شوهران‌ خود را شیفته‌ خود کنید” می ‌گوید، باید هر روز یک‌ دسته‌ گل‌ تازه تهیه‌ کنید تا شوهرانتان‌ هنگام‌ آمدن‌ به‌ خانه‌ غافلگیر شوند؟ یا با پوشیدن‌ یک‌ لباس‌ نو سعی‌ کنید از خشکی‌ و یکنواختی‌ زندگی‌ بکاهید؟ آیا باید به‌ نصیحت‌ گروهی‌ از زنان‌ گوش‌ فرا دهید و به‌ زندگی‌ و بچه‌ های‌ خود بی ‌توجه‌ باشید و هر روز در پی‌ تغییر لباس‌ و مدل‌ موی‌ خود باشید یا باید شیوه‌ گروهی‌ دیگر از زنان‌ را پیش‌ بگیرید و به‌ محض‌ این که‌ شوهر به‌ خانه‌ آمد، ناله‌ سر دهید و شکایت‌ کنان‌ سعی‌ کنید مشکلات‌ کوچک‌ زندگی‌ را بزرگ‌ جلوه‌ دهید تا با جلب‌ محبت‌ و ترحم‌ او اندکی‌ زندگی‌ را خوشایندتر جلوه‌ دهید؟ اما هیچ‌ کدام‌ از این‌ ظاهر سازی های‌ فریبنده، به‌ تنهایی‌ نمی ‌تواند مؤثر باشد و از بروز اختلافات‌ و مشکلات‌ زناشویی‌ جلوگیری‌ کند؛ بلکه‌ باید بکوشید تا “شوهران‌ خود را دوستان‌ خود کنید”!برای‌ ایجاد این‌ صفا و صمیمیت‌ لازم‌ است‌ موانع‌ را شناسایی‌ کنید و آنها را یکی‌ پس‌ از دیگری‌ از سر راه‌ بردارید. ریچارد آستین می ‌گوید: “یکی‌ از بزرگترین‌ موانع‌ بر سر راه‌ خوشبختی‌ توقعات‌ بیش‌ از حد است”. زیرا گروه‌ بی ‌شماری‌ از جوانان، برداشت‌ غلطی‌ از ازدواج‌ دارند و همواره‌ می پندارند ازدواج‌ معجزه ‌ای‌ است‌ که‌ اگر در زندگی‌ آنان‌ به‌ وقوع‌ پیوندد، تمام‌ مشکلات‌ را حل،‌ و زندگی‌ را شیرین‌ و شاد می ‌کند. آنها با چنین‌ تعبیر نادرستی، اقدام‌ به‌ ازدواج‌ می ‌کنند و پس‌ از مدتی‌ درمی ‌یابند که‌ آنچه‌ در ذهن‌ داشته‌ اند، رؤیایی‌ بیش‌ نبوده‌ است. گروهی‌ دیگر بدون‌ در نظر گرفتن‌ توانایی‌ و سلامت‌ روح‌ و روان‌ همسر خود، سعی‌ می‌ کنند همه‌ کارهای‌ شاق‌ و پر زحمت‌ را به‌ او بسپارند و با این‌ روش‌ هرگونه‌ فرصتی‌ را برای‌ به‌ وجود آمدن‌ روابط‌ دوستانه‌ و صمیمی‌ از بین‌ می ‌برند. از نظر روانی‌ هر انسانی‌ نیازهایی‌ دارد، مانند مطرح ‌شدن، پذیرفته ‌شدن، ایمن ‌بودن‌ و تعلق‌ داشتن‌ که‌ هر یک‌ از این‌ نیازهای‌ درونی‌ تا حدودی‌ در ازدواج‌ برآورده‌ می ‌شود. شما می‌ خواهید شوهرتان‌ از هر نظر بی‌ عیب‌ باشد، در حالی‌ که‌ از عیب های‌ خود بی‌ خبرید.. البته‌ فقط‌ زن ها نیستند که‌ مرتکب‌ چنین‌ اشتباهی‌ می‌ شوند؛ کم‌ نیستند مردانی‌ که‌ همواره‌ از زنان‌ خود خرده‌ می‌ گیرند. به‌ هر حال‌ فراموش‌ نکنید هیچ‌ توهینی‌ بزرگتر از این‌ نوع‌ عدم‌ پذیرش ها نیست.اولین‌ گام‌ برای‌ به‌ وجود آوردن‌ یک‌ زندگی‌ زناشویی‌ موفق‌ ، پذیرفتن‌ واقعیت هاست. از جمله‌ واقعیت هایی‌ که‌ باید درک‌ و پذیرفته‌ شوند، معنای‌ ازدواج‌ است؛ باید دانست‌ ازدواج‌ یک‌ نوع‌ شرکت‌ است‌ که‌ نیاز به‌ رعایت‌ اصول‌ و قوانینی‌ دارد. ازدواج‌ کلمه ‌ای‌ جادویی‌ نیست‌ که‌ بتواند همه‌ نیازهای‌ ما را برآورده‌ سازد. مورد دیگر این‌ است‌ که‌ باید همسر خود را همراه‌ با محاسن‌ و معایبش‌ بپذیرید. البته‌ پیشنهاد نمی ‌کنیم‌ بی ‌انصافی، بی ‌رحمی، بی ‌نزاکتی‌ و رفتارهای‌ ناشایست‌ او را برای‌ همیشه‌ تحمل‌ کنید، زیرا آدمی‌ قادر است‌ رفتار خود را اصلاح‌ کند؛ اما فراموش‌ نکنید هرگز قادر نیست‌ ماهیت‌ خود را عوض‌ کند. اجازه‌ دهید این‌ مسئله‌ را با یک‌ مثال‌ بیشتر بررسی‌ کنیم.برای‌ ایجاد این‌ صفا و صمیمیت‌ لازم‌ است‌ موانع‌ را شناسایی‌ کنید و آنها را یکی‌ پس‌ از دیگری‌ از سر راه‌ بردارید. ممکن‌ است‌ همسرتان‌ نتواند تاجری‌ موفق‌ یا ورزشکاری‌ مشهور شود، اما مثلاً می ‌تواند کارمندی‌ خوب‌ و متعهد باشد. باید بدانید همه‌ انسان ها از ذوق‌ و استعداد یکسان‌ برخوردار نیستند. اگر همسر شما در زمینه‌ تجارت، ورزش‌ یا هنر موفق‌ نیست‌ و ذوقی‌ نشان‌ نمی ‌دهد، نباید به‌ خودتان‌ اجازه‌ دهید که‌ درباره‌ اش‌ بد قضاوت‌ کنید و او را مورد ارزیابی‌ نادرست‌ قرار دهید. نباید هر روز یأس‌ و ناامیدی‌ نشان‌ دهید و مثلاً بگویید چرا شوهر من‌ مثل‌ شوهر خواهرم‌ نیست‌ که‌ فلان‌ ماشین‌ آخرین‌ مدل‌ را داشته‌ باشد یا چرا مانند شوهر دوستم‌ سرشناس‌ و معروف‌ نیست. همان‌ طور که‌ شما نمی ‌توانید مثل‌ دوست‌ یا خواهر خود باشید، شوهر شما نیز نمی‌تواند مثل‌ شوهران‌ آنها باشد!اگر به‌ انجام‌ چنین‌ کارها و

تکرار چنین‌ حرف هایی‌ در زندگی‌ ادامه‌ دهید، نه‌ تنها شوهر خود را نسبت‌ به‌ زندگی‌ دلسرد کرده‌اید و او را به شدت‌ آزرده‌ خاطر ساخته‌ اید، بلکه‌ این‌ رفتار شما مقدمه‌ ای‌ خواهد شد برای‌ از هم‌ پاشیدن‌ زندگی…بنابراین‌ فراموش‌ نکنید که‌ پذیرفتن‌ واقعیت ها زیربنای‌ هر نوع‌ موفقیت‌ و روابط‌ سالم‌ است


  • تاریخ ارسال : پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390, 16:40
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا


دوران نامزدی، از شیرین ترین روزهای عمر هر زوج جوانی است. زوج ها پس از انتخاب صحیح و رضایتمندی خانواده ها نامزد شده اند و عزم تشکیل زندگی مشترک دارند. والدین نیز که سال ها آرزوی ازدواج فرزندان خود را در سر پرورانده اند، تمامی تلاش خود را برای سعادت فرزندان می کنند. هرچند دورنمای دوران نامزدی برای دختران و پسران بسیار جذاب است اما با ورود به این دوران، مشکلات متعددی رخ می نماید که گاه آینده زندگی مشترک آنان را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین آمادگی برای ورود به دوران نامزدی و آشنا بودن با آن چه قرار است در این دوران رخ دهد، برای بسیاری از جوانان ضروری است. بسیاری گمان می کنند نامزدی صرفا دوران آشنایی است، در صورتی که آشنایی باید قبل از نامزدی رسمی صورت گرفته باشد. اهمیت دوران نامزدی به حدی است که بسیاری از مشکلاتی که بعدها گریبانگیر زوج ها می شود، ریشه در نامزدی دارد.

در سلسله مباحث با موضوع ازدواج و محورهایی که درباره جزئیات مراسم ازدواج و قبل از ازدواج با دکتر مصطفی اقلیما مطرح کردیم، این بار قصد داریم به نامزدی و دوران عقد نگاهی داشته باشیم.

دکتر اقلیما با اشاره به ویژگی های حساس دوران نامزدی از جمله آمادگی نداشتن دختر و پسر برای شروع زندگی مشترک، توافق خانواده ها برای کمک به زوج جوان و قرار گرفتن دختر و پسر در اوج احساسات و عواطف نسبت به یکدیگر؛ تاکید می کند توصیه ما به همه جوانان، نامزدی کوتاه مدت است.

نامزدی کوتاه مدت، فرصت مناسبی برای رسیدن به زمان ایده آل به منظور فراهم کردن مقدمات عقد دائم است. طی نامزدی کوتاه مدت که می تواند از یک هفته تا یک ماه طول بکشد، زوج جوان و خانواده های آنان تلاش می کنند مقدمات مراسم رسمی یا غیررسمی عقد را فراهم کنند. این دوران را می توان با صیغه موقت یا بدون صیغه موقت طی کرد که در صورت جاری نشدن صیغه، رابطه بین زوج جوان با رعایت حدود شرعی انجام می شود. نامزدی و رابطه زوج جوان بدون رعایت حدود شرعی، مشکلاتی را برای زوج ها و خانواده ها به وجود می آورد.

در نامزدی طولانی مدت که می تواند غیررسمی یا رسمی باشد، گاه مسائلی ایجاد می شود که در روابط آینده زوج ها تاثیر منفی برجای می گذارد. در نامزدی بلندمدت غیررسمی که بعضی از دختران و پسران جوان بدون اطلاع خانواده ها به آن تن می دهند، نوع ارتباط آن ها میزان آسیب پذیری هر یک را تعیین می کند.

خانواده ها باید هوشیار باشند که فرزندان خود را به گونه ای تربیت کنند که آن ها با اعتماد به نفس بتوانند مشکلات خود را بازگو کنند. بیشتر جوانانی که به این نوع نامزدی غیررسمی گرایش پیدا می کنند، احساس می کنند خواسته هایشان از سوی خانواده ها مورد غفلت قرار گرفته است. وقتی جوان درها را به روی خود بسته ببیند، به محض آشنایی با کسی از طریق تلفن و اینترنت و یا در محل کار، تحصیل، خیابان و یا معرفی از سوی همسایه، فامیل و دوستان نامزدی غیررسمی خود را آغاز می کند. او که خود را از خانواده جداشده احساس می کند، وابسته فرد دیگری می شود و با دلایلی نظیر شناخت بهتر از طرف مقابل قبل از آغاز نامزدی رسمی، یا مخالفت احتمالی خانواده ها، مهیا نبودن شرایط برای ازدواج از سوی دختر یا پسر و مسئولیت ناپذیری در ازدواج، دوران آشنایی را طی می کند. غافل از این که این دوران بیشترین آسیب ها را به ذهن و روح جوان وارد می کند. عرف جامعه و پای بندی به سنت ها در جامعه اسلامی ما و مسائل شرعی این گونه نامزدی را نمی پسندد و از آن جا که در این شیوه نامزدی تعهدی برای ازدواج وجود ندارد، زندگی آینده جوان را به شدت به خطر می اندازد. جوان در این مرحله حساس از زندگی پس از گذشت چند ماه، متوجه موقعیت خود می شود و کنار گذاشتن یا کنار نگذاشتن نامزد هر دو مشکلاتی را برای آن ها پدید می آورد. بنابراین توصیه اکید ما به جوانان این است که تصمیم خود را برای نامزدی با فرد مورد نظر، به اطلاع خانواده شان برسانند. اگر خانواده به موقع در جریان قرار گیرد، می تواند از آسیب های جدی بعدی جلوگیری کند.

مخالفت صرف و بدون منطق با جوان، بی اعتنایی به خواسته او، تلاش برای حذف او از خانواده، محروم کردن از امکانات منزل و محبت والدین هیچ یک راهکار حل مشکل نیست. به گفته رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، تنها راه حل گفت وگو، گفت وگو و گفت وگو است. ما باید به جوان یاد بدهیم که همواره مشکلات خود را با گفت وگو حل کند. او باید حل مسئله را یاد بگیرد و با منطق مسائل را حل و فصل کند.

آسیب هایی که نامزدی رسمی برای جوان به همراه دارد، اشاعه آلودگی های مختلف است. به عبارتی دوران نامزدی می تواند دوران آگاهی و شناخت از جنس مخالف باشد. طرفین که قبل از دوران نامزدی رسمی، نگرشی کاملا یک طرفه و رویایی به نامزد خود داشته اند، با واقعیت هایی روبه رو می شوندکه تفکر آن ها را به کلی عوض می کند. در مرحله دوم نامزدی به علت وجود لایه های فرهنگی پنهان در جامعه سنتی ما، در مواردی به ازدواج اجباری منتهی می شود.

حتی در صورتی که دختر و پسر در دوران نامزدی متوجه شوند که چندان مناسب یکدیگر نیستند، بنا به دلایل عرفی و فرهنگی جامعه، زندگی مشترک خود را  آغاز می کنند. از سوی دیگر آسیب های روانی- اجتماعی ناشی از نامزدی که در مواردی از دید فامیل، دوستان و آشنایان پنهان می ماند، در درازمدت روح و روان زوج جوان را آزار می دهد و استرس، آشفتگی، اضطراب و نداشتن آرامش، آن ها را از زندگی در شرایط معمول محروم می کند. بدیهی است نگرش مثبت خانواده ها به جوانان، کسب اعتماد و اطمینان آن ها، تلاش برای برآورده کردن خواسته های منطقی آنان، کمک در یافتن همسر و زوج مناسب، همراهی و همدلی برای حل مشکلات، ایجاد محیط پر از صمیمیت و محبت در خانواده، تنها نگذاشتن جوان به هنگام انتخاب همسر و احتمالا تصمیمات عجولانه وی، مطمئن ساختن او از حمایت خانواده و کمک برای رفع هر مشکل احتمالی، می تواند راهگشای بسیاری از خانواده ها در حل مشکل ازدواج جوانان باشد.

 

  • تاریخ ارسال : سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390, 22:48
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا
 

۱-با شوهری که از سر کار می آید چه رفتاری دارید؟

الف- چه باید کرد؟

1- سلام و احوالپرسی معمول منتها با خوشرویی و گفتن «خسته نباشید».

2- گرفتن کیف، کت و بسته های خریداری شده

3- دادن خبرهای خوش

4- آرام کردن فرزندان و هر یک را به کاری مشغول کردن.

5- سریع آماده کردن میز غذا یا چیدن سفره.

6- پرس و جو از اوضاع کاری روز و فرصت دادن به مرد تا حرف هایش را بزند.

و خلاصه به هر طریق می توانید احساس خوب خود را از ورود شوهر به منزل ابراز کنید.

حرف دیل کارنگی یادتان باشد که می گوید :«تبسم خرجی ندارد ولی سود بسیاری دارد.»

گاهی بعضی از مردها حسادت خود را پنهان می کنند و قدرت ابراز آن را ندارند، آن وقت دچار دردی درونی می شوند که پیامدهای آن خوشایند نیست. خانم ها باید متوجه این خصیصه مردها باشند. از سوی دیگر، شوهر با حسادت خود به طور غیرمستقیم به همسرش نشان می دهد که چقدر دوستش دارد.

ب- و اما چه نباید کرد؟

1- بی اعتنایی و سرد رفتار کردن.

2- در خواست انجام کاری پیش از غذا خوردن.

3- گله و شکایت از بچه ها و یا شکوه و شکایت از کارهای روزانه.

4- درخواست پول یا بیان سایر توقعاتی که احتمالاً برای مرد مشکل آفرین است.

شاید بگویید این موارد پیش پا افتاده است، اما لطفاً صادقانه پاسخ دهید، آیا با وجود آگاهی از این موارد جزئی، به آنها عمل می کنید یا فقط گاهی یکی – دو تایی را اجرا می کنید؟

2- اگر شوهرتان دیر به منزل بیاید با او چه رفتاری دارید؟

یکی از عمده ترین اختلاف های زوجین، دیر آمدن مرد به خانه است. طبیعی است هیچ مردی حق ندارد بدون دلیل موجه دیر به خانه برود. اما خانم ها هم نباید در صورت دیر آمدن مرد به منزل، جنجال به پا کنند. خانم ابتدا باید علت واقعی را پیدا کند تا از روی حدسیات و افکار منفی خود واکنشی نشان ندهد که رابطه را پر از خشونت و مشاجره کند.

زن باید علت دیر آمدن را سؤال کند وگرنه مرد فکر می کند این موضوع برای زن بی اهمیت است، اما در عین حال زن باید سؤال خود را با لحنی آرام مطرح کند، آن هم پس از این که شوهر شام خورد و کمی استراحت کرد. زن باید او را متوجه کند که به خاطر نگران بودن چنین پرسشی کرده است. با این برخورد ، شوهر مجبور می شود با حوصله و به نرمی دلیل دیر آمدنش را توضیح دهد.

اما اگر زن لحن تند و غیر دوستانه ای داشته باشد مرد احساس می کند مورد بازخواست قرار گرفته، از طرفی هم خسته و گرسنه است بنابراین ممکن است حتی با لحن زننده ای مثلاً بگوید «به تو مربوط نیست»، یا سکوت کند.

مردی می گفت «شغلم طوری است که اکثراً نمی توانم سر ساعت به منزل برسم، هر چند همسرم از این وضعیت با خبر است اما تا می رسم غُرولند می کند. من هم دیگر به این رفتارش عادت کرده ام و دیگر تلاشی برای سر وقت رسیدن نمی کنم. از این که فکر می کنم او به من ظنین است عصبانیتم دو برابر می شود.»

البته بهتر است مرد در این صورت تلفنی به خانم خبر دهد، اما به او حق بدهید که شاید گاهی تلفن دم دست او نباشد. برخی از مردها هم می گویند اگر هر بار به خانه تلفن کنیم همسرمان عادت می کند، آن وقت اگر یک بار نتوانیم زنگ بزنیم بیشتر نگران می شود.

اما از اینها گذشته، کمی هم باید مسئله را از دید خانم ها بررسی کنیم. بیشتر زنان مایلند ساعت دقیق آمدن همسرشان را بدانند. اما منظور آنها بازخواست یا کنجکاوی نیست بلکه می خواهند غذا را طوری آماده کنند که به محض ورود همسرشان، غذا را بکشند. حالا شما خود را به جای همسری بگذارید که نمی داند کِی پلو را دم کند تا نسوزد، کِی خورش را بار بگذارد که به موقع حاضر شود، به بچه ها غذا بدهد یا نه و خلاصه دهها مورد دیگر که به سلیقه شخصی زنان مربوط می شود. اگر شوهر دیر کند تمام نقشه های همسرش را به هم می ریزد. در حالی که وقت شناسی حداقل احترامی است که مردان می توانند به زحمت های روزانه همسرشان بگذارند.

از یاد نبریم نهایت آرزوی هر زن، فراهم کردن شرایط آسایش و راحتی برای شوهرش است. باید قبول کرد که وقتی او یکی دو ساعت را در نگرانی و اضطراب به سر برده باشد، نمی تواند خوش آمدگوی خوبی به هنگام ورود شوهرش باشد

در اینجا باید به زنان خوب و دوستدار شوهر توصیه ای کنیم. شما که دوست ندارید به تنهایی غذا بخورید و حتماً باید شوهرتان در کنارتان باشد لازم است به نکته ای ظریف توجه کنید. اگر مایلید او هرچه زودتر وضع مالی اش را بهبود بخشد و خواسته هایتان را برآورده سازد، باید خود را برای این گونه دیر آمدن ها آماده کنید. زیرا همیشه چنین فرصت کاری خوبی برای همسرتان مهیا نیست. در چنین مواقعی باید برای خود سرگرمی سالمی پیدا کنید تا هم شوهرتان آسوده خاطر به کارهایش برسد و هم شما هنری بیاموزید، یا تخصصی پیدا کنید. زنان موقعیت شناس، شغل شوهر را دست کم نمی گیرند، زیرا موفقیت مرد، بازده اقتصادی خوبی خواهد داشت و رفاه خانواده بیشتر می شود. در ثانی رضایت خاطری که از این بابت به مرد دست می دهد تأثیر مطلوبی بر روابط زناشویی می گذارد. مردی که از کارش راضی است به نسبت مردان دیگر در خانه خوش اخلاق تر است و در برابر ناملایمات صبوری بیشتری نشان می دهد. البته زنان در صورتی باید چنین فرصتی به شوهر خود بدهند که مدت آن قابل قبول باشد وگرنه شوهر باید در برنامه کاری خود تجدید نظر کند، زیرا زندگی فقط کار و مادیات نیست.

زنان موقعیت شناس، شغل شوهر را دست کم نمی گیرند، زیرا موفقیت مرد، بازده اقتصادی خوبی خواهد داشت و رفاه خانواده بیشتر می شود. در ثانی رضایت خاطری که از این بابت به مرد دست می دهد تأثیر مطلوبی بر روابط زناشویی می گذارد. مردی که از کارش راضی است به نسبت مردان دیگر در خانه خوش اخلاق تر است و در برابر ناملایمات صبوری بیشتری نشان می دهد.

3- با «سکوت شوهر» چه برخوردی کنیم؟

بیشتر خانم ها از سکوت شوهر در خانه سراسیمه و نگران می شوند، نشاط خود را از دست می دهند و این سکوت را به خود نسبت می دهند و پیش خود فکر می کنند: دوباره از چه دلخور است که حرف نمی زند. آیا ممکن است دیگر مرا دوست نداشته باشد؟ این حق خانم هاست که از مسائل شوهر خود مطلع باشند. یک زن دوست دارد شوهرش تمام اسرارش را با همسر در میان بگذارد، تا هم احساس غریبه بودن نکند و هم این که دوست دارد سنگ صبور شوهر خود باشد تا شاید بتواند کمکی کند. اما خانم ها باید به این مورد هم توجه کنند که بیشتر شوهرها مایل نیستند مشغله های فکری شان را با همسر خود در میان بگذارند چون می ترسند او را دچار نگرانی و اضطراب کنند. به علاوه چون مطمئن هستند از عهده حل مشکل بر می آیند فکر می کنند تا آن وقت نباید به همسرشان چیزی بگویند. گرچه نمی شود این رفتار را صد درصد تأیید کرد اما آنها با حسن نیت چنین می کنند. همسرتان فقط می خواهد شما ناراحت نشوید. مردی که تمام مشکلات کاری خود را با همسرش در میان بگذارد در واقع بخشی از بار آن را به دوش او منتقل می کند. به جای این که از شوهرتان انتظار داشته باشید تمامی افکار و اسرارش را با شما در میان بگذارد، به او فرصت دهید تا تنها بماند. در ضمن شرایط آرامش او را مهیا کنید و تا می توانید مهربانی کنید. این رفتار باعث می شود شوهرتان در کمال آسایش به مشکلش بیندیشد و برای حل آن اقدام کند. در چنین خانه ای است که مرد می تواند تمام غصه هایش را فراموش کند.

4- مواظب حسادت های شوهرتان باشید

برای داشتن حس تفاهم با شوهرتان باید بدانید که او چه روحیه ای دارد. آیا انتظار دارید از همکار شوهرتان تمجید کنید و او ناراحت نشود؟ اگر می خواهید همیشه در قلب شوهرتان جای داشته باشید هیچ گاه بیش از حد از مردی نزد او تعریف نکنید. هیچوقت چیزهایی را که از دیگران یاد می گیرید با آب و تاب پیش او بازگو نکنید. از کجا می دانید به غرور شوهرتان برنخورده است؟ گاهی بعضی از مردها حسادت خود را پنهان می کنند و قدرت ابراز آن را ندارند، آن وقت دچار دردی درونی می شوند که پیامدهای آن خوشایند نیست. شما باید متوجه این خصیصه مردها باشید. از سوی دیگر شوهرتان با حسادت خود به طور غیرمستقیم به شما نشان داده است چقدر دوست تان دارد.

5- غرغر کردن چاره کار نیست

در بیشتر مواقع حرف هایی که خانم ها می زنند درست و منطقی است، اما در زمان و نحوه بیان مطلب اشکال است. اگر نتیجه کاری خوب بود می توان تکرارش کرد، اما اگر حاصل منفی بود باید شیوه دیگری در پیش گرفت. شما با سرزنش، غرولند، بداخلاقی و رنجور نمایی فقط مرد را از خانه فراری می دهید! خانه محل آسایش و آرامش همسر شماست. اگر دائماً خطاهای او یا مشکلات خود را به رخش بکشید عاقبت می گریزد و به جایی پناه می برد که از این مزاحمت به دور باشد (البته این مطلب به معنی تأیید این رفتار مردان نیست). رگ خواب شوهرتان را به دست آورید، آن وقت همه چیز درست می شود. با گوشه و کنایه حرف زدن و زخم زبان را از صحبت های خود حذف کنید.

به مردان عاشق نیز توصیه ای می کنیم: برای این که روح زن را شاداب و با نشاط سازید باید بخشی از اوقات فراغت خود را فقط به او اختصاص دهید. یک زن نیاز به توجه و احساس امنیت دارد. از یاد نبریم زن ها از طریق محبت و عشق ورزی بهتر و راحت تر با مردان کنار می آیند تا با اهدای قطعه ای جواهر. به همسرتان اجازه دهید گاهی خودش را برای شما لوس کند. مگر مردان گاهی خود را لوس نمی کنند و متوقع نیستند نازشان را بکشند؟!

گاهی پیش می اید که زن با رنجورنمایی یا نق زدن می کوشد محبت شوهرش را جلب کند. در چنین موقعیتی شوهر آگاه و دانا، زن را درک می کند و هرگز او را مجبور به اعتراف نمی کند که هدفش چیز دیگری است.

«گاهی دست نوازش، کنار او نشستن و صحبتی صمیمانه، معجزه می کند.»

افسوس که ما خودخواهانه به ندرت چنین می کنیم. زنان گاهی فقط نیاز به گوش شنوا دارند. با گفتن و گله کردن و گاهی از چیزی شکایت کردن روحشان را سبک می کنند. مرد خوب همواره این فرصت را به همسرش می دهد. به حرف های او گوش بدهید و او را تأیید کنید. این عمل را نه به صورت مکانیکی، بلکه از روی رغبت و با تمام وجود و به خاطر دل او انجام دهید.

«در این جهان نیاز به دوست داشتن و ستایش شدن، بیش از نیاز به نان است.» مادر ترزا

  • تاریخ ارسال : سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390, 22:36
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا

در کنار هر مرد بزرگ، همسرى لایق قرار دارد. زن مى‏تواند عامل موفقیت یا شکست همسرش باشد. شما هم اگر
مى‏خواهید همسر خود را به موفقیت برسانید به این توصیه‏ها عمل کنید:
* در تعیین هدف زندگى و راه رسیدن به آن هدف شوهر خود را یارى کنید.
کسى که نمى‏داند در زندگى چه مى‏خواهد و چه هدفى دارد به هیچ چیز نمى‏رسد پس باید هدف شما در زندگى و راه رسیدن به آن مشخص باشد. مشکل بیشتر مردم این است که نمى‏دانند چه مى‏خواهند و چه آرزوهایى دارند و این دقیقاً همان کارى است که زن باید براى شوهرش بکند یعنى آرزوهاى او را روشن کند و به شوهر خود کمک کند که بداند در زندگى دنبال چیست و او را براى رسیدن به مطلوبش یارى کند.پس زن باید در پیمودن راه و ترسیم برنامه‏هاى دراز مدت به شوهر خود یارى برساند.
* هرگاه شوهر شما به هدفى رسید هدف جدیدى براى او طراحى کنید.
برنارد شاو مى‏گوید "من از موفقیت مى‏ترسم زیرا مفهوم موفقیت این است که وظیفه انسان در این جهان به پایان رسیده است."
بهترین اقدام این است که زن براى شوهر خود در مقاطع 5 ساله برنامه‏ریزى کند. مثلاً برنامه‏ریزى کند که در این 5 سال شوهرم دانشگاه را به پایان برساند و در 5 سال بعد در کارش مسلط شود و
* شوهر خود را به کار علاقه‏مند کنید.
علاقه رمز بزرگ موفقیت است. اگر دو نفر در همه چیز و همه شرایط با هم برابر باشند آن‏کس که به کارش بیشتر علاقه دارد به موفقیت نزدیک‏تر است.
علاقه یعنى ایمان و عشق به کار. انسان علاقه‏مند، از کار و مسئولیت خود اگرچه دشوار باشد باز هم لذت مى‏برد. زن باید بکوشد در شوهر خود توانایى حفظ علاقه را ایجاد کند اما چگونه؟
براى این سؤال چند پیشنهاد داریم:
- از شوهر خود بخواهید دانش خود را در کارش زیاد کند.
- به شوهر خود کمک کنید هدف خود را مشخص کند و از آن عدول نکند.
- شوهرتان را عادت بدهید به زندگى خوشبین و امیدوار باشد.
- از شوهرتان بخواهید به دیگران کمک کند. این کار باعث رضایت خاطر و شادى او مى‏شود.
- به شوهرتان اجازه بدهید با افراد پرشور، پرانرژى و فعال همنشینى کند.
- قاعده کلى این است که: "اگر مى‏خواهید خوشبخت باشید وانمود کنید که خوشبخت هستید." شما هم به شوهر خود بگویید که وانمود کند خوشبخت است و بگویید مانند انسان‏هاى خوشبخت، فکر و رفتار کند.
* شنونده خوبى براى شوهر خود باشید.
دو گوش شنوا و حساس، زن را به قلب مرد نزدیک و او را در نگاه شوهر از هر زیبایى، زیباتر مى‏کند. براى اینکه شنونده خوبى باشید:
باید خطوط چهره و حالت بدن شما نشان‏دهنده توجه شما به سخن شوهرتان باشد.
عادت کنید سؤال‏هاى مناسب و دقیق مطرح کنید تا او به ادامه دادن حرف‏هایش تشویق شود
* شوهر خود را یارى کنید تا مردى باشد که مى‏خواهد.
هر مردى در واقع دو مرد است. یکى همان که هست و دیگرى آن‏که مى‏خواهد باشد. اگر خجالتى است دوست دارد جسور باشد و اگر اعتماد به نفس ندارد مى‏خواهد شجاع باشد.زن باید با تشویق آگاهانه و ستایش مؤثر و دمیدن روحیه شور و امید در همسرش او را یارى کند تا مردى شود که مى‏خواهد.
همه مردم تحسین و تعریف را دوست دارند و دوست دارند آنگونه باشند که از آنها تعریف مى‏کنیم. اگر کودکى را خجالتى بخوانیم آن کودک خجالتى‏تر مى‏شود و اگر او را مؤدب بخوانیم او مؤدب‏تر مى‏شود. مردها هم همین‏طور هستند. اگر شوهر خود را موفق بخوانید؛ با این تعریف، او احساس موفقیت بیشترى خواهد کرد. سعى کنید نقاط قوت شوهرتان را همیشه به او یادآور شوید و از نقاط ضعف او چشم‏پوشى کنید و بدانید که خوبى و بدى در هرکسى مى‏تواند باشد.
زن باید همواره به شوهرش یادآورى کند که چگونه او (شوهر) در گذشته توانسته است به موفقیت برسد. تمام مردها وقتى از جانب زن خود مورد تشویق و تحسین قرار بگیرند جسور و شجاع مى‏شوند و میل به کار کردن و موفق شدن در آنها چند برابر مى‏شود. هر مردى نیازمند یک زن مؤمن است. زنى که به هنگام هجوم مشکلات در کنار شوهرش باشد و حس مقاومت و اعتماد به نفس را به او باز گرداند. شوهرتان را در کارهایش تأیید و تشویق کنید تا اعتماد به نفس او تقویت و میل به کار و تلاش در او چند برابر شود. پیوسته در گوش او زمزمه کنید که او شایسته موفقیت است و لیاقت بهترین شدن را دارد.
* به همسر خود کمک برسانید و به کار او توجه کنید؛
اگر مى‏توانید قسمتى از کار شوهرتان را برعهده بگیرید و به او یارى برسانید؛به این ترتیب بهره و شادى بیشترى به خودتان و به او مى‏رسانید.
* شوهر خود را در آموختن تشویق کنید
داشتن علم و معرفت، لازمه موفقیت در هر کارى است و بسیارى از افراد موفق به‏طور مداوم و همیشگى در حال علم‏اندوزى و یاد گرفتن هستند.زن مى‏تواند مشوق خوبى در این مورد براى شوهر باشد.
به همسر خود فرصت مطالعه بدهید. البته این براى زن مشکل است که در تنهایى باشد و شوهرش در بیرون خانه و یا در اتاقى دیگر به مطالعه بپردازد. چاره این کار آسان است، و آن اینکه در ساعاتى که شوهر در حال مطالعه و کسب علم است زن نیز کتاب بخواند و مطالعه کند!
* بیش از توان همسرتان از او چیزى نخواهید
تجمل‏گرایى و انتظار معجزه داشتن از شوهر به جز اینکه کمر شوهر را در زیر بار قرض و بدهکارى خم کند و افکارش را دائماً مشغول بدهکارى‏هایش کند، سود دیگرى ندارد و زن‏هاى دانا در کنار اینکه براى بهتر شدن وضعیت اقتصادى خانواده فکر و چاره‏اندیشى مى‏کنند، بیش از توان شوهرشان از او چیزى نمى‏خواهند.بسیارى از مردان که توان خود را از دست داده‏اند و از تلاش براى رسیدن به موفقیت دست برداشته‏اند به این علت بوده که همسرشان آرزوهاى آنها را نادیده گرفته و با انتقادها و تقاضاهاى فراوان و بیان اینکه زنان دیگر مرفه‏تر و خوشبخت‏تر هستند؛ آرزوها و آرمان‏هاى آنان را لگدکوب کرده‏اند.
"تشنج‏ها، تحقیر، مسخره کردن، مقایسه کردن شوهر خود با مردان موفق براى تحقیر او، عیب‏جویى و انتقادهاى مداوم، اعتماد مرد را از بین مى‏برد و روان او را در هم مى‏کوبد و این یکى از اصلى‏ترین علل طلاق است."
نکته مهم این است که گاهى اوقات این رفتارها (عیب‏جویى، انتقاد، تحقیر و سرزنش) به یک عادت ریشه‏دار تبدیل مى‏شود؛چه عواملى باعث مى‏شود زن ناسازگار شود؛ این مسئله علت‏هاى گوناگون دارد؛ گاهى اوقات بیمارى‏ها و خستگى‏ها تأثیر دارند که باید با دارو و درمان و استراحت مشکل را برطرف کرد. گاهى اوقات این ناسازگارى‏ها ریشه در محرومیت‏هاى جنسى دارد.
* به شوهر خود اجازه ریسک کردن بدهید
زنى که مى‏خواهد شوهرش به موفقیت برسد باید به او اجازه دهد به کارهایى که دوست دارد و فکر مى‏کند مى‏تواند انجام دهد، اقدام کند و به او اجازه بلندپروازى بدهد و او را در قفس کارهاى روزمره محدود نکند.
* گاهى اوقات به شوهر خود اجازه بدهید براى خود تنها باشد
زنان باید گاهى اوقات به شوهرانشان اجازه بدهند که بدون هیچ دخالتى با خود خلوت کنند زیرا این حق هر انسان است که گاهى اوقات با خودش تنها باشد و از تنهایى لذت ببرد.زنان ساعت‏هاى زیادى را در خانه تنها هستند و همین برخوردارى زیاد از تنهایى باعث مى‏شود که لذت تنهایى برایشان بى‏معنى شود و به همین علت است که نمى‏توانند درک کنند که چرا شوهر آنها، دوست دارد مدتى را تنها باشد. معناى تمایل مرد به تنهایى آن نیست که وى از زن یا خانواده خود راضى نیست و مى‏خواهد از آنها فرار کند بلکه براى این است که مرد مى‏خواهد براى مدتى محدود احساس آزادى و استقلال داشته باشد و کسى از او تقاضایى نکند و زنان باهوش سعى مى‏کنند که این فرصت را که شوهرشان در آن احساس سعادت و رضایت مى‏کند، در اختیار او بگذارند.
* خانه را به بهشت تبدیل کنید
براى اینکه مرد در کارش موفق باشد لازم است که محیط خانه او سرشار از آرامش و تفاهم باشد تا بتواند در آن به راحتى استراحت جسمى و فکرى داشته باشد؛ فراهم کردن این محیط به عهده زن است.
نظم و نظافت خانه نیز یکى دیگر از خواسته‏هاى هر مرد است. بیشتر مردان ترجیح مى‏دهند در کلبه‏اى با وسایل هماهنگ و تمیز زندگى کنند تا در قصرى به هم ریخته.
اگر وسایل خانه به هم ریخته و نامرتب باشد و اگر آشپزخانه شلوغ و به‏هم ریخته باشد و غذا به موقع آماده نشود نشانه این است که زن در اداره کردن خانه ناتوان است و این مى‏تواند باعث مى‏شود مرد بیشتر وقت خود را در خارج از خانه بگذراند.
* آرایش و توجه به ظاهر:
پیامبراسلام(ص) مى‏فرماید: "یکى از وظایف زن این است که براى شوهرش بهترین عطر و لباس و آرایش‏ها را به‏کار گیرد."
زن موفق زنى است که تمایلات شوهرش را مى‏شناسد و احساسات او را درک مى‏کند. مى‏داند او چه رنگ‏ها،چه لباس‏ها و چه نوع آرایشى را مى‏پسندد. از اشتباهات بزرگ زنان آن است که در لباس و آرایش سستى مى‏کنند و با موى ژولیده و در هم ریخته در برابر شوهر ظاهر مى‏شوند و همین باعث مى‏شود مرد به زن خود (هرچند که زیبا باشد) بى‏اعتنا شود و به زنان دیگر توجه کند.
بهتر است که زن در مواقع عادى،لباس مناسب بر تن داشته باشد. زیرا به این ترتیب پیکر و اندام او براى چشم شوهر، تکرارى نخواهد شد.

  • تاریخ ارسال : پنجشنبه نوزدهم آبان 1390, 17:17
  • دسته بندی : خانواده و زندگی
  • نویسنده : دریا


۱) حس برتری طلبی و مدیریت

باید قدرت مدیریت و تصمیم گیری بین دختر و پسر کاملا مشخص و واضح باشد. اگر دختر و پسر بعد از ازدواج، بخواهند دست به کار مهم بزنند، صمیمانه و بسیار منطقی با همدیگر مشورت کرده و تصمیم گیری کنند، باید مشخص شود که در نهایت چگونه می خواهند جمع بندی کنند و مدیریت برعهده کیست. گاهی اتفاق می افتد که صمیمانه و منطقی با همدیگر بحث می کنند، اما نمی توانند در آن شرایط همدیگر را قانع کرده و تصمیم گیری کنند. در اصل باید بدانند که چه زمانی باید مسئولیت را برعهده همدیگر بگذارند و به عبارتی به هم اعتماد کنند.

۲) مسئولیت پذیری

مسئولانه برخوردکردن بین زوجین بسیار مهم است و باید این موضوع قبل از ازدواج مشخص شود. مسئولیت پذیری یعنی چسبندگی داشتن به کار. آیا کارهای نیمه تمام و یا رها شده دارند یا خیر؟ یعنی از آن دسته افرادی هستند که کارها را نیمه رها کرده و یا آنها را به نتیجه می رسانند؟ آیا کاری که برعهده آنهاست، تا انتها انجام می دهند یا خیر؟ دختر و پسر خیلی راحت می توانند به مسئولیت پذیری افراد پی ببرند، مثلا دختر و یا پسر، کتابش را نیمه مطالعه کرده و به حال خود رها کرده است و یا از کار خیاطی و بافتنی که در دست داشته، نیمه تمام گذاشته است. داشتن حس مسئولیت پذیری و مسئولانه برخورد کردن بسیار مهم است.

۳) ثبات عاطفی

دختر و پسر باید قبل از ازدواج از ثبات عاطفی همدیگر باخبر شوند. یعنی آنها وقتی عصبانی می شوند، چطور خود را کنترل کرده و نحوه بروز ناراحتی و خشم ها چطور است؛ زیرا برخی از افراد از ثبات عاطفی برخوردار نیستند، امروز عاشق هستند، فردا متنفر. زندگی با افرادی که از ثبات عاطفی برخوردار نیستند، بسیار دشوار است. دختر و پسر باید از روحیات همدیگر باخبر شده و بدانند که طرف مقابلشان احساساتش را چطور ابراز می کنند به هر حال همیشه همین لبخند فعلی و آرامش ظاهری در کار نیست؛ موقعیت های چالش برانگیز است که نشان می دهد طرفین چگونه خود را بروز می دهند.

۴)ّ اجتماع پذیری

برخی افراد هیچ تمایلی ندارند در جمع قرار بگیرند، اما برخی برعکس، برخی دیگر ترجیح می دهند در مسافرت ها، جشن ها و یا مهمانی ها در کنار خانواده و یا جمع باشند. این موضوع باید قبل از ازدواج مشخص شود. مرد تمایل دارد در کنار خانواده و یا اجتماع باشد، اما خانم هیچ تمایلی ندارد و ترجیح می دهد همراه همسرش به مسافرت برود و یا برعکس. این رفتارها بسیار مهم است که دختر و پسر قبل از ازدواج باید به آن توجه کرده و تکلیف خود را روشن کنند، زیرا عدم تفاهم در این مقوله، باعث اختلاف می شود؛ اختلاف هایی که گاه باعث دلخوری های عمیق میان خانواده دو طرف می شود.


۵) قدرت ریسک پذیری

معمولا افرادی وجود دارند که قدرت ریسک پذیری بسیار بالایی دارند، اما با دختر و یا پسری ازدواج می کنند که کاملا محتاط است و تحمل هیچ گونه ریسکی در زندگی خود ندارند. دختر و پسر قبل از ازدواج باید بدانند که طرف مقابلشان چقدر قدرت ریسک پذیری دارد. مثلا ممکن است یکی از زوجین شبانه هوس کند که به شمال برود، اما طرف مقابل چنین در نظر دارد که باید از قبل همه چیز فراهم باشد و با برنامه ریزی و هماهنگی هتل و تمام شرایط مهیا باشد، در نتیجه این اختلاف نظر به مرور مشکل ساز شده و باعث اختلاف می شود.

 و یا اینکه یکی از زوجین امکان دارد تمام پس انداز خود را صرف یک معامله ای که نتیجه آن مشخص نیست، کند و طرف مقابل با چنین کار موافق نباشد. مسلما هیچ دونفری کاملا با یکدیگر هماهنگ نیستند اما تفاوت کامل در این زمینه باعث جدایی عاطفی طرفین می شود؛ یک نفر بسیار فعال و یک نفر کاملا آرام؛ دو جنس صددرصد مخالف هم! این دو قطب کاملا متضاد زیاد نمی توانند جاذب هم باشند!

۶) استاندارد سازی

دختر و پسر باید از لحاظ درک و تحصیلات و فرهنگ با هم همخوانی داشته باشند و حرف همدیگر را بفهمند و همدیگر را درک کنند.

برخی افراد سعی دارند که طرف مقابل خود را تحت استانداردهای خود قرار داده و طبق آن رفتار کنند. باید مشخص شود که این افراد چقدر اصرار دارند که طرف مقابلشان را وارد استانداردهای خود کنند و یا چقدر آمادگی این را دارند که طرف مقابل را هرچه که هست بپذیرند. باید مشخص کنند که دقیقا چه ملاک هایی را باید رعایت کرده و با طرف مقابلش زندگی کند.

ملاک هایی مانند اینکه چطور لباس بپوشد؟ چطور برخورد کند؟ سرکار برود یا خیر؟ این ملاک ها بسیار مهم است و اگر قبل از ازدواج مشخص نشود، مشکل ساز خواهد شد

تبلیغات

تبلیغات